روی فرشهای حرم حضرت عباس نشستم و قرآن را باز کردم؛ در حالی که قرار بود فردا صبح پیکر سیدحسن را در بیروت تشییع کنند و من با امید چشمانتظار بودم شاید پیش از بردنش، همچون سردار سلیمانی، پیکرش را در عتبات طواف دهند.
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرودهنوز صفحه موبایل هایمان نقش بسته به عکس مبارک سیدهنوز هر شب جمعه در جلسه مان برای سید فاتحه میگیریمداغ شهادتش هیچوقت سرد نخواهد شد