هجمه های اخیر علیه علیرضا پناهیان کاملا طبیعی است؛ خصوصا این که زمان زیادی به انتخابات ریاست جمهوری نمانده و مخالفین گفتمان انقلابی که دیگر فقط در بخشی از حاکمیت هستند و هیچ نفوذی در بین مردم ندارند شروع به تخریب چهره های انقلابی آن هم با بیت المال نموده اند. این تخریب ها یک دلیل اصلی دارد و آن دست خالی بودن دو گفتمان غیر انقلابی و ضد انقلابی از خدمت به مردم و سوء استفاده از آراء پاک مردم در انتخابات های سالهای گذشته است. شورای شهر تهران، هیئت دولت و مجلس گذشته اگر م توانستند فقط درصدی از دعوه های اقتصادی خود را محقق کنند مسلما نیازی به دست اندازی به این روش ها نداشتند. اگر بخواهیم بدون در نظر گرفتن نیت نفرت پراکنان خود اصل مساله را بدون جهت گیری بررسی کنیم باید به چند نکته توجه کنیم: 1 این که یک روحانی با این همه نفوذ در بیت رهبری و مسئولان نظام هیچ چشم داشتی حتی از نوع مشروعش هم به بودجه و بیت المال ندارد جای بسی تبریک و آفرین دارد و جالب است که این نفرت پراکنی ها از اردوگاه کسانی شنیده می شود که با زمین یارانه ای، وام یارانه ای، قسط ناچیز و بازپرداخت طولانی مدت دارای خانه های چندهزار متری در شمال تهران شده اند. 2 این که یک روحانی این قدر در بین مردم عادی نفوذ دارد که نیازی به بودجه بیت المال ندارد باز هم جای تبریک و آفرین دارد و جالب است که این نفرت پراکنی ها از اردوگاه کسانی شنیده می شود که با تهمت به رقیب رای آوردند و الان در خانواده، اطرافیان، معاونین، وزرا و دوستان خود هم محبوبیتی ندارند چه برسد به مردمی که با وعده های پوچ زمین خورده اند. 3 این که یک روحانی با تواضع جزء به جزء تهمت وارده بر خود را پاسخ می دهد جای بسی تبریک و آفرین دارد و عجیب است این نفرت پراکنی ها از اردوگاه کسانی شنیده می شود که هرگز نسبت به اموال خود توضیحی به مردم نداده اند و با تکبر از کنار سوالات گذشته اند.