هر چه ازدرون پوچ تروتو خالی ترباشدخودش را باتن وبدنش تعریف می کندومی شودچندکیلوگوشت واستخوان که بایدآن راتزیین کردتاخریدار پیداشود.انسانی پیدانمی کنی همه اش حیوانیت است.زندگیش همین جاست خود راابدی نمی داند.برای همین لحظه فانی می خواهدباطن زشتش رانبینند لذاظاهرخودراباخروارهارنگ به چشم هاارائه می دهد.