25 دی 1404او فقط داشت فلافل میفروخت
سر شبِ ۱۸ دیماه، مأموران به مرد فلافلفروش دور میدان ونک گفتند «اینجا نمون. الان شلوغ میشه.» گفت «نه. من خودم از مردمم. با من کاری ندارن.» ساعت ۱۱ شب مأموران، همان جا مرد بینوا را دیدند که توی سرش میزند. وانتش را آتش زده بودند. حتی به کسی که خودش را از آنها میدانست هم رحم نکردند.