عدالت فضایی یا انکار حافظه جمعی؟

✍️دکتر نصیبه سادات حسینیدر تبیین نسبت میان سیاست، مدیریت شهری و حقوق شهروندی، همواره تأکید بر مفاهیمی چون «حق به شهر» و «عدالت فضایی» گامی ارزشمند و گریزناپذیر است؛ چرا که شهر فراتر از سازه‌ها و خیابان‌ها، کانون اصلی زیست مشترک و تولید سرمایه اجتماعی است. با این حال، تحلیل‌های مرتبط با این حوزه زمانی به واقعیت نزدیک می‌شوند که از دوگانه‌سازی‌های صوری میان «زندگی روزمره»و «مناسک جمعی» پرهیز کنند. در پاره‌ای از نقدهای معاصر، این‌گونه وانمود می‌شود که هر نوع انسداد موقت یا تغییر کاربری فضاهای عمومی به نفع آیین‌های ملی، مذهبی یا حاکمیتی، ذاتاً اقدامی تزیینی، نمایشی و به تعبیر نظریه‌پردازانی چون گی دبور، عامل بازتولید «آگاهی کاذب» و «گسستگی عام» است. این خوانش، اگرچه با تکیه بر مفاهیم جذاب جامعه‌شناختی تلاش می‌کند اعتراض خود را به محدودیت‌های ترافیکی یا رفت‌وآمدهای روزمره توجیه کند، اما در بستر واقعیت‌های فرهنگی و ساختار حقوقی جامعه ایران دچار خطا در تعمیم و شتاب‌زدگی در نتیجه‌گیری است. شهر در فلسفه حقوق عمومی و جامعه‌شناسی شهری، صرفاً گذرگاه و مجرای عبور و مرور یا بستری برای مصرف تفریحی و فراغتی نیست؛ بلکه کالبدی است که باید بتواند در لحظات سرنوشت‌ساز و تاریخی، حامل هویت جمعی، عواطف مشترک و مناسک وفاداری یا سوگواری ملی باشد. در تمام کلان‌شهرهای توسعه‌یافته جهان نیز رویدادهای بزرگ ملی، ورزشی، آیینی یا سیاسی به طور موقت هندسه ترافیکی شهر را دگرگون می‌سازند؛
بنابراین، اصلِ وجود این محدودیت‌ها در ترازوی قانون، نه به عنوان سلب مطلق حقوق شهروندی، بلکه به مثابه تصمیمی موقت و تابع مصالح عمومی سنجیده می‌شود که مشروعیت آن در گروی کارآمدی مدیریتی، اطلاع‌رسانی بهنگام و تدابیر جبرانی برای کاهش زحمت ساکنان است. تبدیل این چالش اجرایی و ترافیکی به یک بحران مشروعیت یا متهم ساختن مناسکِ پرجمعیت به ایجاد تصاویر تصنعی، ناشی از نادیده گرفتن ریشه‌های عمیق اعتقادی و تاریخی است که در اندیشه‌های متفکرانی چون استاد شهید مطهری نیز همواره به عنوان موتور محرک و اصیل حرکت‌های مردمی و پیوندهای ایمانی جامعه توصیف شده است. از این منظر، حضور میلیونی مردم در تشییع‌ها یا آیین‌های ملی را نمی‌توان صرفاً گزاره‌ای نمایشی و تهی از واقعیت پنداشت که برای پوشاندن دردهای اقتصادی طراحی شده است؛ چرا که جامعه پویا می‌تواند همزمان هم نسبت به مسائل معیشتی منتقد و مطالبه‌گر باشد و هم در پاسداشت ارزش‌های هویتی خویش در صحنه حضور یابد. همبستگی و وحدت ملی که امروزه بیش از هر زمان برای حفظ اقتدار و عزت کشور به آن نیاز داریم، یک تصویر فانتزی یا دستوری نیست، بلکه سرمایه‌ای است که در بستر همین تجمعات و اشتراکات معنایی قوام می‌یابد. بی‌تردید، وظیفه نهادهای متولی و مدیریت شهری است که با توزیع عادلانه فضا، تسهیل فعالیت تمام گروه‌های اجتماعی، صیانت از حریم فضاهای مدنی و به رسمیت شناختن نیازهای متنوع شهروندان عادی، اعتماد متقابل میان جامعه و حاکمیت را تقویت کنند؛
اما راه دستیابی به این عدالت فضایی، تخطئه آیین‌های بزرگ ملی یا تقلیل معنای شهر به یک شبکه ترافیکی صرف نیست. عدالت واقعی در فضا زمانی محقق می‌شود که شهر به عنوان موجودیتی زنده، هم حق آسایش و دسترسی روزمره شهروندان را تضمین کند و هم ظرفیت میزبانی از روح جمعی و مناسک هویتی آنان را به شکلی متوازن، منصفانه و مدبرانه دارا باشد.
02:06 - 13 تیر 1405
جامعه
اندیشه
تحلیل و نظر

10٫9k بازدید