از بند تعینات تا اوج تضحیه؛ معنای حضور در عاشوراء
✍️حسین انجدانیماه محرم، تنها فصل سوگ و اشک نیست؛ بلکه مدرسهای است برای آمادگی در مسیر «سقوط از خود» و «صعود به سوی حق». اما پرسش بنیادین این است که آیا هر کسی که در این روزها اشک میریزد، در واقع در رکاب سیدالشهدا علیهالسلام است؟ پاسخ در یک کلمه نهفته است: تجرّد. اگر بخواهیم صادقانه به عمق وجود خود بنگریم، میبینیم که زنجیرهای تعلقات و تعینات، ما را به زمین میخکوب کردهاند. ما در بند جایگاهها، امیال، ترسهای آینده و حسرتهای گذشتهایم. حقیقت این است که اگر نتوانیم در فضای معنوی محرم، از این تعلقات دست برداریم و پوستهی «منِ» کاذب را بشکافیم، بهشدت بعید است که حتی در سطح «نیت»، بتوانیم در صف اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام بایستیم. چرا که تضحیه، یعنی خروج کامل از «من»؛ و کسی که هنوز در بند تعینات است، نمیتواند حتی در خیال خود، جانش را تقدیم کند.در «زیارت جامعة ائمة المؤمنین»، جملهای تکاندهنده وجود دارد که دریچهای به سوی ابدیت میگشاید: «بالنیات و القلوب» (با نیتها و قلبها). این عبارت به ما میگوید که حضور در کربلاء، محدود به مکان و زمان نیست. ما شاید در صفین، جمل، نهروان یا کربلاء نبودهایم، اما میتوانیم با «قلب» و «نیت» در کنار امام علیهالسّلام باشیم. اما نکتهی حیاتی اینجاست: این حضور قلبی، تنها زمانی ممکن است که انسان به چنان نقطهای از استغراق برسد که دیگر هر چه هست را فراموش کند. کسی که در کنار سیدالشهدا علیهالسلام بایستد، اما هنوز به یاد «آرزوهای طولانی» خود باشد یا درگیر حساب و کتابهای دنیوی باشد، در واقع غایب است. او جسم دارد، اما قلبش در بند تعینات است و نمیتواند «مهاجری الیالله» باشد.
امام حسین علیهالسلام در همان آغاز سفر از مکه، در خطبهای که گویی دستورالعملِ ورود به حلقه مقربان است، فرمودند: «مَنْ کانَ فِینَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاء الله نَفْسَهُ فَلْیرْحَل مَعَنا»؛ یعنی هر کس حاضر است خوندلش را در راه ما بریزد و نفسش را برای لقاءالله آماده کرده باشد، با ما همراه شود.عبارت «باذلاً مهجته» (بخشنده خون دل)، کنایه از نهایت بخشش است. نه تنها بخشش مال، بلکه بخشش «جان» و «منِ» انسانی. این دعوت، دعوتی است برای کسانی که میان خود و لقاءالله هیچ فاصلهای نمیبینند. امام علیهالسّلام در واقع میفرمایند که برای همراهی با ما، باید «خالی» شوید؛ خالی از هر تعلقاتی که شما را به زمین گره میزند.لذا محرم برای ما یک فرصت است تا ببینیم چقدر از «خود» عبور کردهایم. اگر ما هنوز در گرو تعلقات هستیم، در واقع در برابر دروازههای کربلاء متوقف شدهایم و هرگز به میدان نرسیدهایم. عزاداری واقعی، زمانی آغاز میشود که انسان از تعلقات دست بکشد تا بتواند با قلبی تهی از دنیا، در نیت خود، فریاد بزند: «لَبَّیْکَ یا حُسَیْن». در این روزها، نه تنها برای امام، بلکه برای رسیدن به آن «نیت صادقانه»، ابتدا باید از بند تعینات رها شویم. تا شاید روزی برسد که بتوانیم بگوییم: ما با تمام قلب و نیتمان، در کنار تو بودیم و در راه تو، هر چه داشتیم و بودیم را به زمین انداختیم. چرا که تنها کسی که هیچچیز ندارد، میتواند همه چیز را در راه حق ببخشد.#امام_حسین#معنویت 12:13 - 10 تیر 1405