تاب‌آوری یا سِر شدن؟ چگونه در دلِ بحران‌های اقتصادی قد بکشیم؟

✍️معصومه جمشیدی«فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» (سوره آل عمران، آیه ۱۴۶)«پس در برابر آسیب‌ها و سختی‌هایی که به آنان رسید، نه سستی ورزیدند، نه ضعیف شدند و نه [در برابر فشارها] تسلیم و بی‌حس گشتند؛ و خداوند صابرانِ [استوار] را دوست دارد.»وقتی درد، لباسِ عادت می‌پوشد!هم‌وطنان عزیز؛ در سال‌های اخیر که طوفان تورم، فشارهای سنگین معیشتی، تحریم‌های اقتصادی و اخبار نگران‌کننده به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی روزمره ما تبدیل شده‌اند، احتمالاً کلمه «تاب‌آوری» را از رسانه‌ها، روان‌شناسان و کارشناسان زیاد شنیده‌اید. اما بیایید امروز در یک خلوت صادقانه با خودمان یک سؤال بزرگ بپرسیم: آیا ما در برابر این حجم از فشار واقعاً «تاب‌آور» شده‌ایم، یا فقط به سختی‌ها «عادت» کرده‌ایم؟شاید در نگاه اول این دو شبیه به هم به نظر برسند، اما تفاوت آن‌ها، تفاوتِ میانِ «زندگی کردن» و صرفاً «زنده ماندن» است؛ تفاوتی عمیق که سرنوشت روانِ یک جامعه را تعیین می‌کند.
عادت به رنج؛ یک فرسایشِ خاموش و خطرناکگاهی انسان آن‌قدر زیر آوارِ فشار و اخبار بد قرار می‌گیرد که سیستم عصبی‌اش برای محافظت از او، تصمیم می‌گیرد «سِر» شود. در این حالت، درد دیگر برایش دردناک نیست، بلکه تبدیل به یک روتینِ روزمره می‌شود. او دیگر از دیدن قیمت‌ها تعجب نمی‌کند، در برابر بی‌عدالتی واکنش جدی نشان نمی‌دهد و اساساً هیچ انتظار و امیدی برای بهبود اوضاع در سر نمی‌پرواند.این تاب‌آوری نیست؛ این یک بی‌حسیِ موضعیِ کشنده است! (همان چیزی که قرآن از آن با عنوان *«استکانت»* یا پذیرش ذلیلانه رنج یاد می‌کند).نشانه‌های این «عادت به رنج» در جامعه چیست؟- کاهش شدید حساسیت به مشکلات و دردهای دیگران.- تکرار مداوم جملاتِ تسلیم‌گونه‌ای مثل: _«همیشه همین بوده!»_ یا _«چه فایده؟ چیزی عوض نمیشه!»- پایین آوردنِ مدامِ سقف آرزوها و رویاها، فقط برای فرار از طعم تلخِ ناامیدی.- تقلیل پیدا کردنِ مفهوم «زندگی» به تلاش ربات‌گونه برای «بقا».در این وضعیت، جامعه ظاهراً روی پاهای خودش ایستاده و نفس می‌کشد، اما از درون در حال پوک شدن و تحلیل رفتن است.
تاب‌آوریِ واقعی یعنی چه؟ (هنرِ رشد در دلِ سنگ)تاب‌آوری (Resilience) نه به معنای انکار سختی‌هاست و نه به معنای زدنِ عینک «مثبت‌اندیشیِ سمی» و لبخندهای مصنوعی در اوج بحران. تاب‌آوری به معنای تحمل منفعلانه و سریِ تسلیم فرود آوردن هم نیست.تاب‌آوری یعنی ظرفیت و توانایی سازگار شدن، پیدا کردن روزنه‌های اصلاح و از همه مهم‌تر: «رشد کردن در دلِ شرایط دشوار».یک فرد یا یک جامعه تاب‌آور، سه ویژگی طلایی دارد:1. واقع‌بین است: بحران، تورم و خطر را دقیقاً همان‌طور که هست می‌بیند؛ نه آن را انکار می‌کند و نه از آن یک غولِ شکست‌ناپذیر می‌سازد.2. شکارچیِ راه‌حل است: به جای غرق شدن در باتلاقِ شکایت، مدام به دنبال راه‌حل‌های عملی (حتی در مقیاس بسیار کوچک) می‌گردد.3. معناساز است: اجازه نمی‌دهد بحران اقتصادی، هویت، اخلاق و معنای زندگی‌اش را بدزدد.
چگونه در تله «بی‌حسیِ اجتماعی» نیفتیم؟تورم طولانی‌مدت و ناامنیِ اقتصادی، فقط جیب‌ها را خالی نمی‌کند، بلکه باتریِ روان جمعی را هم خالی می‌کند. وقتی انسان تلاش می‌کند اما نتیجه ملموسی نمی‌بیند، خطر «فرسودگی روانی» به شدت بالا می‌رود. برای اینکه به دردها عادت نکنیم و دچار فرسایش نشویم، به این سه سپر دفاعی نیاز داریم:- اول؛ حفظ حساسیت اخلاقی: عادی‌سازیِ نابسامانی، اولین قدم به سمت سقوط است. اگر مشکلی وجود دارد، حتی اگر نتوانیم فوراً آن را حل کنیم، هرگز نباید بپذیریم که «طبیعی» است.- دوم؛ اقدام در دایره نفوذ خودمان: شاید هیچ‌کدام از ما نتوانیم یک‌شبه تورم جهانی یا اقتصاد کلان را اصلاح کنیم، اما همه ما می‌توانیم در محیط کار، کانون خانواده و محله خود تأثیر مثبت بگذاریم. همین «اقداماتِ کوچکِ مؤثر»، احساس ارزشمندی و کنترل بر زندگی را به ما برمی‌گرداند.- سوم؛ مراقبت اورژانسی از روان: مدیریت استرس، رژیم مصرف اخبار منفی، پناه بردن به روابط امنِ دوستانه و خانوادگی، ابزارهای ساده اما به‌شدت حیاتی برای حفظ انرژی در روزهای سخت هستند.
بحران اقتصادی؛ پایانِ راه یا کورهِ آدم‌پزی؟تاریخ ملت‌ها پر از قصه‌هایی است که در آن‌ها، بزرگ‌ترین جهش‌های تمدنی دقیقاً پس از سیاه‌ترین دوره‌های فشار اتفاق افتاده‌اند. اما رازِ این جهش‌ها چه بوده؟ آن جوامع صرفاً دندان روی جگر نگذاشتند تا بحران بگذرد؛ بلکه از بحران «درس» گرفتند.اگر سختی‌ها و فشارهای امروز فقط ما را خسته کند، در نهایت فرسوده می‌شویم. اما اگر این رنجِ جمعی ما را وادار کند که سبک زندگی‌مان را بازنگری کنیم، مهارت‌هایمان را ارتقا دهیم، هوای یکدیگر را بیشتر داشته باشیم و خطاهای گذشته را تکرار نکنیم؛ آن‌وقت ما در حالِ «رشد» هستیم. ما باید مثل دانه‌ای باشیم که در تاریکی و فشارِ خاک، خفه نمی‌شود، بلکه ریشه می‌دواند.
امید؛ موتورِ محرکِ تاب‌آوریبدون امید، تاب‌آوری فقط یک کلمه لوکس و بی‌معنی است. امید اصلاً به معنای خوش‌خیالیِ ساده‌لوحانه نیست؛ امید یعنی باوری فولادین به اینکه «تغییر، امکان‌پذیر است». در شرایط تحریم و تهدید، شاید مهم‌ترین ثروت ملی ما همین باور باشد که بدانیم این وضعیت، سرنوشت ابدی و قطعی ما نیست.انتخاب با ماست: می‌توانیم فقط دوام بیاوریم، پوست‌کلفت شویم و به سختی‌ها عادت کنیم؛ یا می‌توانیم از دل همین کورانِ فشارها، انسان‌هایی پخته‌تر، جامعه‌ای هم‌بسته‌تر و نسلی قدرتمندتر بسازیم. اجازه ندهیم بحران‌ها، کیفیتِ «انسان بودنِ» ما را خدشه‌دار کنند. تاریکیِ خاک، پایانِ دانه نیست، آغازِ روییدن است. دانه چون اندر زمین پنهان شود سِرّ او سرسبزیِ بُستان شودزر و نقره گر نبودندی نهان پرورش کِی یافتندی زیرِ کان؟حق تعالی گرَم و سرد و رنج و درد بر تنِ ما می‌نهد ای شیرمرد... تا به نقد و جنسِ ما پیدا شودتا که جانِ عالیت بینا شود (مولوی - مثنوی معنوی)
18:42 - 8 تیر 1405
فرهنگ
اندیشه
حماسه و مقاومت

10٫7k بازدید