اعتراف میکنم که اینجای تاریخ را از عمر خودم حساب نکرده بودم
✍️فاطمه فیروزجاییاعتراف میکنم که اینجای تاریخ را از عمر خودم حساب نکرده بودم،،،ای تاریخ! اعتراف میکنم،هر چه خمینی یاوران میگفتند از فراق همه را قبول کردیم،،،،من رجزخوان کدام حماسه ات باشم؟هنوز پیکرت را ندیده امان از کف بریدم،،،اما پیمان نامه عشق را با کسی امضا کردم که همه چیزش را برای ایران اسلامی گذاشت،،،من سر پیمان عهد و عشق با خودت سخت ترین داستان مرگ و زندگی تاریخ را مينويسم،،،زنده ام در حالی که عمیقاً برای شما مرده ام ،اما مردنی حیات دار و فعال تر از زندگی ،غم ما مقدس است و حرکت دهنده،،،من میدانم آنجا هم سرتان شلوغ است و کار های انقلاب را بررسی میکنید،،،قله را با خودت فتح میکنیم ،،،حتی اگر جسم جانبازت نباشد،ما راهت را با رهبر بعدی جانانه ادامه میدهیم،،،خیالتان راحت،،،خداحافظى ام ازجنس وداع است،من با شما خداحافظی میکنم و در عین حال به رهبر جدید سلام و بیعت می دهم ،،،راهت و راه آرمانت پر قدرت ادامه میگیرد،،،به سفر ابدی تان با خیال راحت عزیمت کنید،،،#اعترافِ_اهل_درد#بيعت_و_عهدِتازه#بيعت_با_رهبرجديد