تراژدی تکهتکه شده؛ واکاوی ابعادی کمتر شنیدهشده از شهادت حضرت علیاکبر علیه السلام .
✍️دکتر محمد رستمی نجف آبادیدر تابلوی خونبار کربلا، هر شهید داستانی دارد که لایههایی از غم و اندوه را به قلب مخاطب مینشاند.در میان صحنههای غمانگیز عاشورا، شهادت حضرت علیاکبر علیهالسلام جایگاهی ویژه و جانسوز دارد. این واقعه نه فقط بهخاطر جوانی و طراوت ایشان، که به سبب دو ویژگی منحصربهفرد، عمق تراژیک بیشتری یافته است: نخست، شباهت بینظیر ایشان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که هر نگاه به چهرهاش، یادآور رسول خدا بود؛ و دوم، داغ عظیمی که بر قلب پدرش، امام حسین علیه السلام نهاد. وقتی حضرت علیاکبر علیه السلام پس از پایان یافتن یاران و بنیهاشم، از پدر خود اجازه میدان خواست، امام حسین علیه السلام با مشاهده رخسار او، به یاد جدّ بزرگوار خود افتاد و بر فراق جوانی اشک ریخت. ایشان در حالی که زره بر تن و عمامه بر سر داشت، سوار بر اسبی تیزپا وارد معرکه شد و با رشادتی ستودنی، صفهای دشمن را درهم شکست. منابع تاریخی همچون «مقتل الحسین» نوشته ابومخنف که کهنترین گزارش از این واقعه است و نیز ارشاد شیخ مفید، به صراحت از شجاعت و حملات پیاپی او سخن گفتهاند.در اوج نبرد، «مُره بن مُنقِذ عَبدی» ضربهای سنگین بر فرق مبارکش زد. این اتفاق، در لحظهای حیاتی، دید حیوان را گرفت و او را در وضعیتی از سرگردانی قرار داد.
اسب، که در اثر تاریکی خون، مسیر را گم کرده بود، بهجای آنکه به سوی یاران و لشکریان خودی بازگردد، به سوی میانه لشکر دشمن تاخت. در این لحظه بود که حضرت علیاکبر علیه السلام در حلقهی محاصرهی اشقیاء گرگصفتی قرار گرفت که هر آنچه در دست داشتند از شمشیر و خنجر تا سنگ، عصا و تیر بر پیکر رنجور و مجروح ایشان وارد کردند. [ر.ک: علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۴۵، باب وقایع عاشوراء ]اما این حملات وحشیانه، پایان این تراژدی نبود.نکتهای تکاندهنده و کمتر پرداخته شده در تشکیلات لشکر عمر سعد، حضور زنان رقّاصهی یهودی بود که برای عیش و نوش و تقویت روحیه لشکریان به کار گرفته شده بودند. برای این زنان، چادرهایی در پسپرده لشکر برپا شده بود تا در میانهی جنگ و کشتار، فضای تجمل و سرگرمی ایجاد کنند. این تضاد میان صدای موسیقی و رقص در یک سو و فریادهای درد و شهادت در سوی دیگر، نشاندهنده عمق سقوط اخلاقی سپاهیان دشمن بود.در لحظاتی سخت، اسب حضرت علیاکبر علیه السلام تلاش کرد تا با شکافتن حلقه محاصره، دوباره بگریزد؛ اما مسیر حرکت اسب، این بار به سوی خیمههای زنان یهودیه در عقبه لشکر بود. در اینجا، فاجعه به اوج رسید. زمانی که زنان یهودیه دریافتند این جوان مجروح، فرزند حسین علیه السلام و از نوادگان علی خیبرافکن است، کینههای دیرینه و ریشهدار خود را به نمایش گذاشتند.آنها که از احتمال حمله احتمالی بنیهاشم به خیمههای خود هراسان بودند، با عجله و شتابان، با استفاده از قیچیهای بزرگ، بدن مبارک حضرت علیاکبر علیه السلام را به صورت نامنظم بریدند.
این واقعیت تلخ، تبیینکنندهی اصطلاح «اربا اربا» در برخی روایات است؛ یعنی تکهتکه شدن نامنظم بدن مبارک ایشان، که نه تنها با شمشیر، بلکه با ابزاری چون مقراض صورت گرفت تا نهایت کینه و بیرحمی را به تصویر بکشد.[ر.ک: تبیین اصطلاح «اربا اربا» در روایات مقتلیه و تحلیلهای معنوی پیرامون کینههای دیرینه در عاشورا]شهادت حضرت علیاکبر علیه السلام تنها یک واقعه نظامی یا مذهبی نبود، بلکه نمایشگاه تضاد میان عشق و کینه بود. این واقعه به ما میآموزد که عظمت یک مکتب، به تعداد شهدای آن نیست، بلکه به معنای پشت هر شهادت بازمیگردد. تبدیل شدن پیکر پاک ایشان به تکههای پراکنده (اربا اربا)، نمادی از تلاش دشمن برای زدودن اثرات ولایت علویه از روی زمین بود؛ اما همین تکهها، امروزه به عنوان بذرهایی از عدالت و عشق در تاریخ بشر کاشته شدهاند.
15:30 - 4 تیر 1405