تأملی بر دوگانۀ «بیعت‌برداری» و «یاری‌طلبی» در مکتب عاشورا

✍️احمد باقری مزینانی مقدمه: یک پرسش، یک مسیربرای فهم فلسفۀ قیام عاشورا، راه‌های گوناگونی پیش روی ماست؛ اما یکی از دقیق‌ترین این راه‌ها، طرح پرسش‌های اساسی و جستجو برای یافتن پاسخی درخور است. شاید در این میان، هیچ پرسشی به اندازۀ این تناقض‌نمای شگفت، ذهن‌ها را درگیر نکرده باشد:▫️چرا امام حسین (ع) در شب عاشورا راه را برای رفتن یارانش باز گذاشت و بیعت را از آنان برداشت، اما در ظهر عاشورا، در میانۀ آن نبرد خونین، جهانیان را به یاری طلبید و فریاد «هَل مِن ناصِر» سر داد؟▪️این رفتار دوگانه چه معنایی دارد؟ این جمع اضداد را چگونه می‌توان فهمید؟ در ادامه، با تأملی در حکمت امامت و بررسی زوایای مختلف این دو اقدام راهبردی، به پاسخی روشن می‌رسیم که می‌تواند چراغ راه زندگی امروز ما نیز باشد.🔻۱. چرا شب عاشورا راه خروج باز شد؟تصمیم امام در دل تاریکی شب، اقدامی چندوجهی و سرشار از حکمت بود. از یک سو، کرامت انسانی کسانی را که تاب ایستادگی نداشتند حفظ کرد و از سوی دیگر، ارزش و اعتبار ماندگاران را به اوج رساند. مهم‌ترین دلایل این اقدام را می‌توان در این محورها خلاصه کرد:📌الف) انتخاب آگاهانه، نه اجبارامام می‌خواستند حضور در صحنه کربلا، انتخابی آزادانه، آگاهانه و مسئولانه باشد. با برداشتن بیعت، شمشیر اجبار را از روی گلوی یاران برداشتند تا هر کس با عقلانیت خود، سرنوشت خویش را برگزیند. بدین ترتیب، دیگر هیچ کس نمی‌توانست ادعای «نمی‌دانستم» یا «مجبور بودم» داشته باشد.
📌ب) رسمی شدن صفوف و حفظ کرامتخروج شبانه، هویت آنان را که اهل ولایت نبودند، مخفی نگه داشت و آبرویشان را نزد تاریخ محفوظ کرد. همزمان، چهرۀ واقعی یاران و حاضران در صحنه روز عاشورا رسمیت یافت. اینجا بود که صف حق و باطل به وضوح از هم جدا شد و غربال‌گری نهایی صورت گرفت.📌ج) انسجام‌بخشی و زدودن تردیداین اقدام، هرگونه شبهه را از دل یاران زدود. آنان که ماندند، می‌دانستند بر سر چه عهدی ایستاده‌اند. همچنین، خروج پنهانی جداشدگان، از فروپاشی روحیۀ سپاه کوچک امام جلوگیری کرد و ساختار آن را منسجم نگه داشت.🔻۲. چرا ظهر عاشورا فریاد یاری‌طلبی بلند شد؟پس از آن جداسازی شبانه، امام در ظهر عاشورا با ندای «هَل مِن ناصِر» دروازه‌های تاریخ را به روی همۀ بشریت گشود. این ندا، دعوتی همگانی برای ساختن فردایی دیگر بود:📌 الف) تولد عقل سرخ و تزریق نیروی معنویفریاد امام، اعلام رسمی تولد «عقل سرخ» بود؛ عقلی که حاضر است برای حفظ ارزش‌های الهی و انسانی، از جان شیرین بگذرد. این ندا، فراخوانی برای پیوستن به این جریان فکری و تزریق روحیۀ جهاد به پیکرۀ تاریخ بود، نه صرفاً درخواست نیروی فیزیکی.📌ب) تقویت آشکار ساختار حقاگر خروج جداشدگان در شب، مخفیانه بود تا انسجام حفظ شود، پیوستن نیروهای آگاه در روز، علنی اعلام شد تا اقتدار و استحکام جبهۀ حق به نمایش گذاشته شود. «هَل مِن ناصِر» یعنی جبهۀ ما با روی باز، پذیرای همه آزادگان است.📌ج) ترسیم فرمول عزت و ذلتامام با این دو اقدام، برای همیشه تاریخ فرمول روشنی ارائه داد: ذلت و خواری برای جداشدگان از حق، و عزت و سرافرازی برای پیوستگان به امام. این فریاد، مرز میان تاریکی تردید و روشنایی پایداری را برای همیشه ترسیم کرد.
پیام راهبردی برای امروزحال می‌توانیم پاسخ آن پرسش دوگانه را در یک جمله خلاصه کنیم:۱. برداشتن بیعت در شب عاشورا، تمرینی برای «انتخاب آگاهانه و مسئولانۀ مرگ سرخ» بود.۲. فریاد یاری‌طلبی در ظهر عاشورا، دعوت به «فعال‌سازی و ماندگاری عقل سرخ» برای پاسداری از ارزش‌هاست.و این دو با هم، موتور محرکۀ حضور آگاهانه، هوشمندانه و مجاهدانه در همۀ عصرها و نسل‌هاست. عاشورا یک برهه از تاریخ نبود که تمام شده باشد؛ که اگر چنین می‌بود، این روایت برای ما صرفاً قصه‌ای غم‌انگیز می‌شد.🚩 پیام عاشورا این است: هر روز، کربلایی برپاست و هر زمین، عاشورایی در دل دارد. این ماییم که باید در شب عاشورای وسوسه‌ها، راه ماندن را انتخاب کنیم و در ظهر عاشورای تکلیف، به ندای «هَل مِن ناصِر» زمانۀ خویش پاسخ دهیم. این است رمز سربلندی در امتحان‌های تکراری تاریخ.
05:19 - 4 تیر 1405
جامعه
اندیشه
حماسه و مقاومت

11٫5k بازدید