راز هراس نبوی؛ چرا نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله از ابلاغ مسئله ولایت در میقات غدیر، نگران بودند؟
✍️ حسین انجدانیغدیر، تنها تلاقی جغرافیا و تاریخ نیست؛ بلکه گلوگاه ابلاغی است که اگر به کمال نمیرسید، طومار رسالت ناتمام میماند. اما در این میان، پرسشی الهیاتی و عمیق همواره ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته است: چرا نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله، آن قلهی شجاعت و طمأنینه، از ابلاغ مسئلهی ولایت نگران بودند؟ لایههای درونی آیات و روایات نشان میدهند که این نگرانی، نه از جنس ترس مادی و صیانت نفس، بلکه از سنخ «دغدغهی فهم» و «هراس از کجتابیهای ادراکی» امت بود.فهم دقیق آیه «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» مستلزم عبور از ظواهر لغوی و رسیدن به ریشههای معرفتشناختی ابلاغ است. خداوند زمانی سخن از «عصمت» (نگهداری) به میان میآورد که رسول او در آستانهی بیان حقیقتی قرار گرفته است که سنگینی آن، فراتر از تاب و توان ذهنهای عادی است. این نگرانی نبوی را باید در آینهی نگرانی موسای کلیم علی نبینا و آله و علیهالسلام جستوجو کرد. آنگاه که قرآن میفرماید: «فَأَوْجَسَ في نَفْسِهِ خيفَةً مُوسى»، امیرمؤمنان علیهالسلام در تبیینی درخشان میفرمایند که موسی از جادوی جادوگران نمیترسید؛ بلکه بیم او از آن بود که مردم در تراز تشخیص، میان «سحر» و «معجزه» تمایز قائل نشوند و این دو حقیقت متضاد را در یک کفه بپندارند.
در غدیر نیز، نگرانی نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله دقیقاً از همین نقطه نشأت میگرفت. ولایت، «سرِّ اعظم» و جانمایهی توحید است. نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله بیم آن داشتند که میان فهم مردم از «ولایت» و سایر دستورات الهی، تفاوت بنیادین ایجاد نشود. نماز، روزه و حج، دستوراتی در مقام «عمل» هستند، اما ولایت، حقیقتی در مقام «تحمل و شهود» است. کلام صادق آلمحمد علیهالسلام که فرمود: «إِنَ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَب»، ناظر به همین سنگینی وجودی است. فهم ولایت، دشوار است و به دوش کشیدن حقیقت آن، جانفرسا. نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله نگران بودند که این بار امانت، شانههای لرزان امتی را که تازه از جاهلیت عبور کرده بود، درهم بشکند و یا بر اثر عدم درک صحیح، به انکار و کفر بیانجامد.تضمین الهی «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»، در واقع پایانی بر دوران «تقیهی رسالت» بود. امام رضا علیهالسلام با نگاهی راهبردی میفرمایند که نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله تا پیش از نزول این آیه، در بیان برخی حقایق مراعات ظرفیت مردم را میکردند، اما پس از صدور این اماننامهی الهی، حقیقت را «فاش فاش» و بیپرده عیان ساختند. خطبهی غدیر، تجلی این ابلاغ مقتدرانه و بیتقیه است. نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله در این خطبه، به عنوان تبیینگر اسرار مگو، پرده از رخسار معارف کنار زدند. مطالعهی دقیق خطبهی غدیریه، تصویری فراتر از یک انتصاب ساده را پیش روی ما میگشاید. ایشان در این مانیفست الهی، نه تنها به مقامات وجودی و ملکوتی امیرمؤمنان علیهالسلام پرداختند، بلکه با کالبدشکافی دقیق جبههی باطل، نقشهها و اقدامات آتی دشمنان را فاش کردند. عاقبت مخالفین و درجات رفیع محبین، در این خطبه با زبانی بُرنده ترسیم شده است.
نکتهی شگرف غدیر، پیوند ناگسستنی آن با «عصر ظهور» است. نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله در این میقات، چندینبار و به تفصیل، بحث ظهور و دولت مهدوی را مطرح میکنند تا نشان دهند که غدیر، نه نقطهی پایان، بلکه آغازی بر یک پروژهی تمدنی مستمر است. ولایت علوی، ریسمانی است که یک سر آن در غدیر و سر دیگرش در دستان منتقم آلمحمد عجلالله فرجه و علیهالسلام است. لذا غدیر فراخوانی برای عبور از فهم سطحی به درک باطنی است. نگرانی نبیّاکرم صلیاللهعلیهوآله امروز نیز پابرجاست؛ نگرانی از اینکه غدیر را تنها در چراغانیها و مناسک خلاصه کنیم و از «سرِّ اعظم» و «منطق حکمرانی ولایی» غافل بمانیم. بازگشت به خطبهی غدیر، بازگشت به ریشههای هویتی جامعهی مقاومت است؛ جامعهای که باید تفاوت میان «سحر مدرنیته» و «معجزهی ولایت» را با تمام وجود درک کند. غدیر، کلاس درس بصیرت است تا در غوغای جادوگران زمانه، حقیقت ناب ولایت، قربانی کجفهمیها نگردد.
04:40 - 15 خرداد 1405