بیداری در بیداری

✍️مرضیه صادقیانبیانات رهبر شهید انقلاب در بهمن‌ماه سال ۱۴۰۴، با اشاره به اینکه «خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد»، بازخوانی عمیقی از مفهوم «بعثت» را طلب می‌کند. در ادبیات دینی، بعثت به معنای بیداری و مسئولیت‌پذیری در قبال سرنوشت خویش و جامعه است. رهبر انقلاب در شرایطی که بیش از همیشه نیاز به حضور شخص ایشان به عنوان «ولی جامعه» احساس می‌شد، دقیقاً همان‌جا که شاید جریان انقلاب در کم‌نورترین حالت خود قرار داشت، نگاه‌ها را از خودشان به سمت «مردم» برگرداندند. این،نه یک تاکتیک سیاسی موقتی، بلکه یک دکترین راهبردی برای «آینده‌سازی» بود.تکامل شکوه خیابان به قدرت اقتصادیپویش‌های اجتماعی گذشته نشان داد که حضور مردم در خیابان، نشانه‌ای از «سرمایه اجتماعی» و «انسجام ملی» است. اما سوال اساسی اینجاست: آیا این انرژی باید همیشه در قالب تجمعات خیابانی بماند؟ پاسخ منفی است. تکامل طبیعی یک انقلاب، عبور از «انقلاب خشن» به «انقلاب سازنده» است. پیروزی در بازار، همانند پیروزی در میدان، نیازمند همان «بعثت» و بیداری است.امروز، دشمن جنگ را به حوزه اقتصاد کشانده است. با ایجاد ترس از تورم، بی‌ثباتی ارز و بیکاری، تلاش می‌کند تا روحیه مبارزه‌طلبی مردم را تضعیف کند. اگر «بعثت مردم» فقط به معنای حضور شبانه در خیابان تعبیر شود، ما در دام یک توهم گرفتار شده‌ایم. بعثت واقعی آن است که مردم در چرخه تولید، مصرف و توزیع ثروت نیز حضور فعال داشته باشند. «اقتصاد مقاومتی» و «اصلاح الگوی مصرف»، میدان‌های نبرد جدیدی هستند که در آن‌ها باید همان روحیه ایثار و همکاری که در جنگ تحمیلی یا دوران تحریم‌های قبلی دیده شد، تکرار شود.
تحلیل سناریوهای محتملدو سناریو پیش روی ماست:۱. سناریوی انفعال: اگر مردم احساس کنند که اقتصاد توسط نخبگان متمرکز اداره می‌شود و نقش آن‌ها محدود به دریافت یارانه یا اعتراض است، دچار فرسایش روانی و گسست اجتماعی می‌شوند. در این حالت، دشمن با تسهیل‌گریِ ناامیدی، می‌تواند سرمایه اجتماعی را به دینار و دلار تبدیل کند.۲. سناریوی مشارکت فعال: اگر ساختار رسمی با شفافیت و عدالت‌محوری عمل کند و مردم را در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی (از تعاونی‌های محلی تا سیاست‌های کلان) دخیل کند، «سرمایه اجتماعی» به «سرمایه اقتصادی» تبدیل می‌شود. در این سناریو، هر خانه و هر کسب‌وکار کوچک، یک پایگاه مقاومت اقتصادی است.الزامات نهادی برای تبدیل شکوه خیابان به قدرت پایداربرای اینکه این گذار ممکن شود، نیازمند تغییراتی در ساختار حکمرانی هستیم:. غلبه بر نگاه ابزاری به مردم: مردم نباید فقط در روزهای انتخابات یا بحران‌های امنیتی صدا زده شوند. حضور آن‌ها باید در تمام سطوح مدیریتی و اجرایی حس شود.. تقویت رسانه‌های بومی و اجتماعی: برای مقابله با جنگ روانی دشمن که هدفش تخریب اعتماد به نفس ملی است، نیاز به روایت‌سازی‌های قوی داریم که موفقیت‌های مردمی (مانند پیشرفت‌های دانش‌بنیان یا تولیدات داخلی) را برجسته کند.. عدالت توزیعی به عنوان ضامن انسجام: هیچ حکمرانی مشارکتی بدون عدالت پایدار نیست. اگر ثروت به درستی توزیع نشود، انگیزه مردم برای مشارکت در اقتصاد ملی از بین می‌رود.
پیروزی نهایی در گروِ خوداتکایی اجتماعی استرهبر شهید انقلاب با تأکید بر اینکه «همه ساحت‌های حضور و نقش‌آفرینی مردم بوده... و همه به ثمر و فتح رسیده‌اند»، الگویی را ترسیم کردند که در آن «مردم» محور تمام تحولات هستند. بعثت در عصر جدید، یعنی بیداری در بیداری. یعنی وقتی دشمن فکر می‌کند با فشار اقتصادی جامعه را فلج کرده، مردم با ابتکار عمل خود، مسیرهای جدیدی برای عبور از بن‌بست می‌سازند. تداوم خیابان تا پیروزی در بازار، یعنی حرکت مستمر از «نقد» به «ساختن». این همان ترجمه‌ای است که شکوه میدان را به سیاست پایدار و قدرت ماندگار تبدیل می‌کند. آینده‌ای که در آن مردم، معماران سرنوشت اقتصادی و سیاسی خود باشند، تضمین‌کننده بقا و تعالی تمدن اسلامی خواهد بود.
20:39 - 2 خرداد 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
تحلیل و نظر

35٫2k بازدید