وطن، تن

✍️ابوالفضل گلستانی ما را از هراسِ جنگ، واهمه‌ای نیست؛ ما که سال‌هاست سرنوشتِ خویش را در قنوتِ نمازهایمان به آسمان گره زده‌ایم و مدام تمنا می‌کنیم: "اللهمَّ ارزُقنا توفیقَ الشهادة فی سَبیلک..."ما برای این مرزِ پرگهر، "تن" می‌دهیم تا شکوهِ "وطن" نلرزد. من در پویش "جان‌فدا"، پا‌به‌پای عشق وطن، عهد کشیده‌ام؛ پیمانی ازلی که در آن، فدای جسم، آغازِ ابدیت است. اگر تنم برود، باکی نیست؛ بگذار روحم در ذره‌ذره‌ی خشت‌های این خاکِ خداگون حل شود. جانِ من، پیش‌کشِ هر خشت از خاکِ پاکِ ایرانم...
15:58 - 17 اردیبهشت 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

2 واکنش
21٫1k بازدید