خندق امید

✍️معصومه جمشیدیگاهی حس می‌کنم دور تا دورمان را خندق کنده‌اند؛ درست شبیه روزهای سخت «جنگ احزاب» که سیاهیِ محاصره بر سینه مدینه خیمه زده بود و جان‌ها از التهاب به لب رسیده بود.اما تاریخ، آموزگار عجیبی است. در همان هنگامه احزاب به ما یاد داد که خندق‌ها، مرز ناامیدی نیستند، بلکه بستر روییدنِ اراده‌اند. سلاح اصلیِ ما در برابر این محاصره‌های مکرر، آهن و آتش نیست؛ قلب‌های به هم گره‌خورده و شانه‌هایی است که بارِ سنگینِ روزگار را با هم به دوش می‌کشند.گویی تاریخ تکرار می‌شود و دوباره در همان نقطه ایستاده‌ایم. روزهای سخت تحریم و تنگی، شاید خسته‌مان کند، اما ریشه‌های اتحادمان را محکم‌تر می‌سازد. یقین دارم در پسِ این تاب‌آوری‌ها و دندان روی جگر گذاشتن‌ها، نسیم رحمت می‌وزد و عاقبت، این قلب‌های امیدوار، طلوعِ روشنِ «إِنَّا فَتَحْنَا» را در آغوش خواهند کشید.
14:19 - 17 اردیبهشت 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

1 واکنش
36٫4k بازدید



1 پاسخ