روانشناسی روایتهای ملتهب در بحران، اضطراب فراگیر
✍️الهام قاجار🔸یکی از مسائلی که میتواند بصورت ناهشیار بر روند تفکر و تحلیلهای فرد تاثیر بگذارد اضطراب فراگیر (generall anxiety disorder)GAD است که یکی از انواع اضطراب است و بر چهار مولفه استوار است:۱_عدم تحمل بلاتکلیفی۲_باورهای مثبت در مورد نگرانی۳_جهت گیری منفی نسبت به مشکل۴_اجتناب شناختی🔸برخی از افراد نسبت به دیگران بصورت طبیعی باورهای منفی بیشتری دادند، یعنی سرشتی و خلق و خوی آنهاست. هرچند آموزههای بعدی در تقویت این مساله مهم است. این افراد نگرانی مفرط نسبت به خیلی چیزها دارند. بین وسواس های فکری و علائم هراس، کمال گرایی و نیاز به کنترل، اغلب نگرانیها مربوط به عدم تحمل بلاتکلیفی است. (یعنی ابهامناشی از کمالگرایی و عدم کنترل نگرانی ایجاد میکند) افراد تمایل به تفسیرهای اغراق آمیز و تهدید آمیز بودن اطلاعات دارند.🔸در مورد باورهای مثبت در مورد نگرانی فرد معتقد است نگرانی چیز خوبی است و همین نگرانی باعث کنترل شرایط و موفقیت میشود. هرچند در این مورد آنچه موجب تداوم باورهای مثبت درباره نگرانی میشود "شرطی سازی" است. مثلا فردی بخاطر خوابی که دیده نگران میشود و اتفاقی موافق و تائیدکننده آن خواب میوفتد در اینصورت نگرانی ها درست از آب درآمده اند و باور مثبت نسبت به آنها تائید و تقویت میشود.🔸گاهی مساله ای که موجب اضطراب فراگیر میشود جهت گیری منفی نسبت به مشکل است که خود ریشه در فرایند حل مساله دارد. یکی مهارت حل مساله و دیگری سوگیری منفی نسبت به مشکل.در واقع یادگیری مهارت حل مساله میتواند کمک بسزایی در برطرف شدن این مولفه در افراد دارای GAD داشته باشد.
🔸نکته آخر اجتناب شناختی در افراد دچار اضطراب فراگیر است که بواسطه آن از محتوای تهدید آمیز اجتناب میشود. در واقع آنها از آنچه اضطرابشان را تحریک میکند دوری میکنند و از سرکوب افکار آزاردهنده و حواس پرتی و اجتناب از موقعیتهای برانگیزاننده افکار نگران کننده استفاده میکنند. و برای رسیدن به تحلیل واقع بینانه لازم است گاهی با این موقعیتها مواجه شوند و آن اضطراب را مدیریت کنند.🔸یکی از پیش بینیهای محتمل درباره روانشناسی افرادی که در فضای مجازی این روزها از نداشتن اطلاعات کافی یا تاخیر مسئولین در خبررسانی گلههای تند و جدی دارند و این گلایه را بصورت خشم و غم بروز میدهند یا نسبت به حاکمیت بدبین میشوند میتواند اضطراب فراگیر و در راس آنها عدم تحمل بلاتکلیفی باشد که منجر به تحلیلهای افراطی میشود.🔸در چنین شرایطی پذیرش عدم قطعیت از منظر شناختی، تحمل ابهام ، به چالش کشیدن باورهای مثبت در مورد نگرانی که چقدر مفید بوده اند و اصلاح جهت گیری نسبت به مشکل و بکارگیری مهارتهای حل مساله میتواند مثمرثمر باشند.قطعا فردی که دچار اضطراب فراگیر است تحلیلهایش همراستا بر همان چهار مولفه است و میتواند با واقعیت فاصله قابل توجهی داشته باشد. لذا بینش نسبت به روند تفکر و موانع آن میتواند تحلیلگر و خواننده را در موضع منصفانهتری قرار دهد
16:52 - 16 اردیبهشت 1405