ماکانی که جاوید شد
✍️یاسرزندی در کوچههای تاریخ، گاه واژههایی میرویند که ریشه در خون دارند و شکوفههایشان ابدیت را نشانه میرود. «جاویدالاثر» یکی از آن شکوفههای انقلاب اسلامی است؛ واژهای که از دل ایمان و ایثار برخاسته و با واژههای پوسیده تاریخسازان دروغین، هیچ نسبتی ندارد.ماکان نصیری، دانشآموز کلاس اول دبستان شجره طیبه میناب، یکی از همان شکوفههای جاوید است. او که باید در کنار دوستانش الفبای زندگی را میآموخت، با حمله آمریکا به مدرسه میناب، درس بزرگی به تاریخ داد: درس شهادت. در آن روز، ۱۶۸ نفر از کودکان و معلمان این سرزمین به آسمان پر کشیدند و ماکان، یکی از ستارگان درخشان آن قافله شد. پیکر مطهرش را زمین نیافت، اما آسمانها او را در آغوش کشیدند. او «شهید جاویدالاثر» شد؛ گمگشته در چشم زمین، اما جاودانه در لوح آسمان. هم سفره با حضرت فاطمه زهرا (س).در تاریخ این مرز پرگوهر؛ انقلاب اسلامی، زبانی نو آفرید؛ زبانی که در کنار انبوهی از مفاهیم شگرف، واژگانی چون «جاویدالاثر» یا «مفقودالاثر» نیز خودنمایی میکنند. جاویدالاثر، نشانهای از عروج در راه خداست؛ اما مفقودالاثر، اصطلاحی است که به کسانی گفته میشود که سرنوشت آنان در هالهای از ابهام باقی مانده است. در جنگ تحمیلی هشتساله، این دو مفهوم با دقتی ژرف بازتعریف شدند: جاویدالاثر برای آنان که شهادتشان قطعی است، اما پیکر مطهرشان یافت نمیشود؛ و مفقودالاثر برای رزمندگانی که هنوز خبری از آنان نیست. خون شهدا، هر دو این واژهها را آبیاری کرد و در جان ملت جاودانه ساخت.
در برابر این جاویدانگی راستین، برخی هنوز در خواب «*********» هستند. آن پیرپسر حسرتالسلطنه، نماد جاویدانگی پوشالی است. همان بی وطنی که در تهاجم آمریکا به ایران در کوران جنگ تحمیلی سوم، کشته شدن قاتلان آمریکایی ماکان را تسلیت گفت، اما نامی از شهدای کودک میناب نیاورد. در اوج بی شرمی و بی معرفتی؛ او تسلیتگوی دشمن است، نه عزادار فرزندان این خاک.جاوید واقعی، ماکان و هزاران شهید این مرز و بوم هستند که با اهدای جان خود، شجره طیبه انقلاب اسلامی ایران را آبیاری کردند و ریشههایش را استوارتر ساختند. آنها در خاک نیستند، اما در قلب تاریخ زندهاند. آنها را فراموش نمیکنیم؛ چرا که خونشان، سندی است که هرگز از یاد ملت نخواهد رفت.به یاد ماکان و همه شهدای میناب؛جاویدان واقعی در سپهر ایرانزمین.
08:29 - 13 اردیبهشت 1405