درد فراموش نشده

✍️فاطمه غلامیآنچه در ۹ اسفند گذشت....قلم را نمیدانم اما برای من درد دارد بخواهم با کلمات و و واژه ها به تصویر بکشانم انر روز را....برگه سفید کاغذ را نمیدانم اما برای چشمهایم اشک مجالی نمیداد تا بنگارد این مصیبت را‌.....از کدام بگویم ؟از دخترک تازه به سن تکلیف رسیده؟ یا از مادری که بعد از چند سال مادر شده و مادری کرده؟از لبخندهای خشکیده بر لب پدر بگویم یا از نقاشی ناتمام فاطمه؟از ارزوی نرسیده حلما بگویم یا از عکاسی مریم در تولد بابا؟چه سخت است که در گریستن بنویسی و در دل بسوزی از این فراق!!!!چه ناجوانمردانه پر کشیدند و رفتند و چه دردآور است ماندن و فرو خوردن بغض تا به وقتش...صبح ۹ اسفند و زلزله ای به هزاران ریشتر دل صدها مادر و پدر را تکان داد....موشک و انفجار...خون و....
14:37 - 9 اردیبهشت 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

21٫5k بازدید