قلهی صفّین، افقِ امروز
✍️دکتر محمد رستمی نجف آبادی«إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللهُ لِخَاصَّةِ أَولِيائِهِ.»«همانا جهاد، دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی دوستانِ ویژهی خود گشوده است.»این حدیث در اوجِ نبردِ صفّین صادر شد؛ آنگاه که مردی خدمتِ امیرالمؤمنین علی(ع) رسید، با زبانی آکنده از ناله و شکوه، از کشتهها گفت و از رنجها و خسارتها نالید و خواست تا سنگینیِ میدان را بر دلها بنشاند. امام(ع) او را هشدار دادند که اینگونه سخن گفتن، روحِ مجاهدان را میفرساید؛ و آنگاه این کلامِ روشن و کوبنده را بر زبان آوردند.این سخن، تنها یک جمله در میانهی میدان نیست؛ فریادِ حقیقت است در برابرِ سستی، و پرچمِ عزت است در برابرِ ذلت. در منطقِ امیرالمؤمنین(ع)، جهاد نامِ ویرانی نیست، نشانِ کرامت است؛ نشانهی شکست نیست، افقِ پیروزیِ روح است؛ فرسایشِ جان نیست، شکوفاییِ ایمان است. آنکه در راهِ حق میایستد، هرچند زخمی و خسته، بر قلهی سرافرازی ایستاده است.وقتی انسان از مرگ گریزی ندارد، سرافرازانهترین مرگ آن است که در میدانِ حق بمیرد، نه در حاشیهی ذلت. چه نیکوست اگر قرار بر رفتن باشد، رفتن در صفِ عزت باشد؛ در رکابِ حقیقت، در دفاع از میهن، در قامتِ ایمان.
بله، جنگها در حافظهی همهی ملتها با آتش و آوار و داغ و اندوه ثبت میشوند؛ با خانههایی که میلرزند، مادرانی که میگریند، و جوانانی که جانِ خویش را بر طوفانِ ایمان و وطن نثار میکنند. جنگی که امروز بر ایران تحمیل شده، جنگی است که سالها جمهوری اسلامی کوشید تا این آتشِ ناخواسته شعلهور نشود و کار به این میدانِ خون و آتش نرسد؛ اما اکنون که جنگ واقعیت یافته، اثرش تنها در جبههها نمانده و در عمقِ سیاست، اجتماع و وجدانِ عمومی نیز رسوخ کرده است وتاریخ بارها نشان داده است که ملتهای بزرگ، از دلِ همین آتشها قد میکشند؛ و گاه همین فشارِ سخت است که روحِ خفتهی یک ملت را بیدار میکند و او را به خویشتنِ خویش بازمیگرداند.مگر نمیبینیم که در دلِ همین روزهای دشوار، نشانههایی از بازگشتِ روحِ نخستین انقلاب رخ نموده است؟ همان روحِ ایستادگی، همان غیرتِ دینی و ملی، همان ایمانِ جمعی که در روزگارِ عافیت، در پسِ غبارِ روزمرّگی پنهان شده بود؛ اما حالا در لحظهی خطر، چون آتشی زیر خاکستر زبانه کشیده است.ما یقین داریم این نبردِ بزرگ، به پیروزی و ثباتی پایدار در سایهی رهبریِ حضرت آیتالله سید مجتبی خواهد انجامید؛ چهبسا اگر آیتالله شهید سیدعلی خامنهای سالها بعد و بهصورت طبیعی از دنیا میرفتند، فضای سیاسی و اجتماعیِ کشور با پرسشها، منازعهها و ابهامهای بیشتری روبهرو میشد؛ اما شهادتِ ایشان در میانهی جنگ، صحنه را به گونهای دیگر رقم زد. همین بسترِ ویژه، جامعه و مجلس خبرگان را به سوی تصمیمی روشنتر و منسجمتر سوق داد و زمینه را برای انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید فراهم ساخت؛ انتخابی که از دلِ ضرورت، اجماع و ارادهای برخاسته از شرایطِ تاریخیِ کشور صورت گرفت.
این روزهای پرآتش، در آینده نه صرفاً بهعنوان یک بحران، بلکه بهمثابه نقطهای سرنوشتساز در مسیرِ بیداری، بازسازی و اعتلای کشور به یاد آورده خواهد شد. زیرا ملتهایی که از میانِ آتش عبور میکنند، اگر قامتشان نشکند، از نو زاده میشوند.و این، همان تجلّیِ کلامِ امامِ شهیدمان است که فرمود: اگر مقاومت کنید، قله را فتح خواهید نمود؛ قلهای که از آغازِ اسلام تاکنون همچنان افقِ آرزو و میدانِ آزمونِ امت مانده است.
17:53 - 3 اردیبهشت 1405