در ستایشِ خدمت بی هیاهو

✍️زینب شاهوردیدر روزگاری که نگاه مردم جامعه به فردای امیدبخش این میهن عزیز معطوف است و جانِ آن بیش از همیشه در طلب تدبیر و هوشیاری و اطمینان است، آنچه می‌تواند پیوند اعتماد و اتحاد را استحکام بخشد، حضورِسنجیده و مسئولانه‌ی کسانی است که در مقام خدمت،وزنِ لحظه‌ها را می‌شناسند و از بار تکلیف روی بر نمی‌تابند.در چنین زمانه ای،کشور نیازمند چهره‌هایی است که مسئولیت را نه عنوانی تشریفاتی و نه جلوه‌ای ظاهری و لقلقه زبان بلکه عهدی شریف و ملی بدانند؛آنان که چه در روزهای آرامش و چه در روزهایی که هنگامه‌های حساس،سیمای زندگی را دگرگون می‌کنند،در میدانِ تکلیف پابرجا می‌مانند. تاریخ گواه آن است که دوامِ یک سرزمین،نه از غوغای الفاظ آراسته و هیاهوی شعارهای پرطمطراق بلکه از همتِ انسان‌های دلسوز و متعهد،مدیران کاردان و خدمتگزاران وفاداری نیرو میگیرد که در بزنگاه‌های پر التهاب و سرنوشت ساز،از مردم فاصله نمی‌گیرند و میدان را به بیم و آشفتگی نمی‌سپارند. این معنا،آنگاه روشن‌تر می‌شود که به رفتارِ مسئولانِ عالی‌رتبه‌ی کشورمان ایران در روزهای دشوار بنگریم؛آنان که هم‌زمان با دوش کشیدنِ بارِ تصمیم،حفظ آرامش،تقویت همبستگیِ ملی و اتخاذ مواضعی آگاهانه،از امنیت روانی و انسجام اجتماعی پاسداری می‌کنند. در روزگارِ آشوب و غبار،نخستین چیزی که آماجِ تندبادِ روایت‌ها قرار می‌گیرد، اعتمادِ عمومی است؛همان رکنِ نانوشته‌ای که در بحران،تکیه‌گاهِ تاب‌آوریِ جمعی است. در چنین احوالی،همواره صداهایی می‌کوشند میان مردم و نهادهای حکومتی فاصله بیفکنند،بر تردیدها بیفزایند و آینه‌ی واقعیت را در موجی از بیم و بدگمانی تیره سازند.
اما حقیقت این است که اعتماد، اگرچه آزرده می‌شود،اما آسان و یکباره فرونمی‌ریزد؛زیرا در ژرفای خود از حافظه‌ی نسل ها،از سنجشِ مردم و از مشاهده‌ی بی‌واسطه‌ی واقعیت‌ها پشتوانه می‌یابد. از همین رو،هر کوششی برای گسترشِ بی اعتمادی و تفرقه افکنی میان مردم و حاکمیت،آنگاه که با واقعیتِ زیسته‌ی مردم هم‌خوان نباشد، در نهایت کامیاب نمی‌شود. افکار عمومی،با همه‌ی پرسش‌ها، نقدها و دل‌نگرانی‌هایش،تسلیمِ فرافکنی‌ها و حواشی سازی‌های دشمن پست و ایادی اش نمی‌گردد و راهِ خویش را از جریانات تحریف والقائات سمی جدا می‌کند. آنچه سرنوشتِ این میدان را رقم می‌زند،صداقتِ رفتارها و قدرتِ تشخیصِ مردمی است که در نهایت، با چشمِ خود می‌بینند و با تجربه‌ی خویش داوری می‌کنند. مردم به این می‌نگرند که آیا کارگزاران و متولیان امور،هم‌چنان پابرجا و پایِ کار مانده‌اند یا نه؟ آیا در کنار جامعه ایستاده‌اند؟ و مسئولیت خویش را دغدغه مندانه دنبال می‌کنند یا نه؟ از این منظر،نسبتِ خود را با میدان، نه بر پایه‌ی هیجانات و احساسات زودگذر که بر مبنای بصیرت و بینش درست تنظیم می کنند. در چنین آوردگاهی و متنِ رویارویی ایران با مستکبرانِ شرور عالم، نامِ کسانی برجسته‌تر می‌شود که نه در پناهِ سخن،بلکه در صحنه‌ی عمل، اقتدار و استواریِ خود را به اثبات رسانده‌اند. جناب آقای دکتر پزشکیان رئیس جمهور عزیزمان؛نامی که در این روزها حکایت از شرافت و شجاعت و دلی است که برای مردم می تپد. از آن دست مردانی که در جنجال قدرت،خویِ انسانی و مردمیِ خویش را از یاد نمی‌برند و در فراز و فرودِ مسئولیت،حرمتِ خدمت را بر جلوه‌های زودگذرِ مقام ترجیح می‌دهند.
شجاعتِ او،شجاعتِ فریادهای بی‌ریشه نیست؛شجاعتِ ایستادن است،آن‌هم در شرایطی که بسیاری سکوت را بر فریاد حقیقت برمی‌گزینند. دکتر پزشکیان؛آینه دارِ درد مردم و فرزند نجیب ایران است و می‌داند مسولیت تنها نشستن بر بستر قدرت نیست، بلکه دلیرانه ایستادن در برابر ناملایمات،تهدیدها و بدخواهی هاست. او و دیگر مسؤلین حاضر در صحنه، نشان دادند که سیاست ورزی اصیل در روزهای سخت معنا می یابد. حضور مؤثر،تصمیم ها و تدبیرهای راهبردی و ایستادگیِ عزتمندانه‌ آنان پیامِ روشنی برای بدخواهان و خصم کینه توز و درمانده این مرز و بوم دارد: این سرزمین در کورانِ حوادث با عزم راسخ و غیرت فرزندانش و خادمان بی ادعایش قد میکشد. در فرجام سخن،آنچه که باید دیده و قدر دانسته شود همین حضور پیوسته و تلاش خالصانه مسؤلین محترم برای حل مشکلات و رفع کمبودها و نواقص است.بی گمان،روشنای امید در جامعه،وام‌دار دل‌هایی است که برای آرامش، عزت و پیشرفت مردم ضربان می‌گیرد. باشد که این راه روشن،در پرتو همدلی و اخلاص،به افق‌های بلندتر پیروزی و سربلندی برای جمهوری اسلامی ایران بینجامد.به إذن الله تعالی
17:44 - 2 اردیبهشت 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

1 بازنشر2 واکنش
91٫6k بازدید