چرا بعضی از نخبگان ما از پیشرفت ایران ناامیدند؟
✍️سید سجاد خشنودی حتماً شما هم شنیدهاید که برخی از استادان، روشنفکران و ... هر وقت صحبت از دستاوردهای ایران میشود، با بیاعتنایی یا طعنه میگویند: «اینها که چیزی نیست»، «تبلیغات است»، «وضعیت که معلوم است»، «ببین کشورای دیگه رو»؛ اما واقعیت این است که ایران در سالهای اخیر در زمینههای علمی مثل نانو، هوافضا، پزشکی هستهای و خیلی موارد دیگر پیشرفتهای قابل توجهی داشته است. پس چرا این پیشرفتها در میان بعضی از نخبگان دیده نمیشود؟ این یادداشت کوتاه میخواهد چند دلیل اصلی را توضیح دهد.1- ریشههای تاریخی: انباشت ناامیدینسلهای مختلف بعد از انقلاب - نسل جنگ، نسل سازندگی، نسل اصلاحات، نسل تحریم و ... - هرکدام وعدههای بزرگی شنیدند و بعد با سرخوردگی مواجه شدند. این تجربههای تلخ باعث شده که خیلی از نخبگان، حتی وقتی موفقیتی هم میبینند، باور نکنند. انگار یک «خاطرۀ تلخ جمعی» در ذهنشان نقش بسته که میگوید: «در این مملکت هیچ چیز درست نمیشود». به این اضافه کنید که ما نهادهای مستقل نداریم که بیایند بیطرفانه بگویند کجا موفق بودیم و کجا. همین باعث شده روایتهای بدبینانه همیشه باورپذیرتر باشند.
2- ریشههای فکری: مد شدن «نقدِ همیشگی»بخش مهمی از روشنفکری ما تحت تأثیر نظریههای غربی (مثل فوکو و پسااستعماری) یاد گرفته که کار اصلی روشنفکر فقط «نقد قدرت» است. این نگاه به خودی خود بد نیست، اما وقتی افراطی میشود، دیگر هیچ دستاوردی دیده نمیشود. هر موفقیتی بلافاصله متهم میشود که «در خدمت قدرت» است. حتی ساختن واکسن یا پرتاب ماهواره هم میشود «تبلیغات حکومت»! در این فضای فکری، اگر کسی از پیشرفت حرف بزند، برچسب «سادهلوح» یا «همدست» میخورد. نتیجه این میشود که «ایران خوب» دیگر قابل گفتن نیست.3- ریشههای روانی: عادت به درماندگی و سود نقدخیلی از نخبگان ما بعد از سالها تلاش و ندیدن نتیجه، دچار «درماندگی آموخته» شدهاند. یعنی یاد گرفتهاند که هر کاری بکنند فایده ندارد. در این حالت، حتی یک موفقیت واقعی هم برایشان باورنکردنی است. از طرف دیگر، در فضای فکری ایران، «نقد تند» سرمایه اجتماعی میآورد. هرچه تندتر نقد کنید، روشنفکرتر به نظر میرسید. برعکس، اگر متوازن حرف بزنید یا از یک موفقیت تعریف کنید، ممکن است متهم به خوشبینی سادهلوحانه یا حتی همکاری با حکومت شوید. بنابراین خیلی از نخبگان ترجیح میدهند نقد کنند، حتی اگر در دل باور نداشته باشند.4- چیزهایی که کمتر گفته میشودعلاوه بر اینها، عوامل پنهان دیگری هم هست: مثلاً «شرم از ایرانی بودن» در مقایسه با غرب، یا «ترومای پردازشنشده» از رویدادهای تلخ گذشته (مثل اعتراضات سرکوبشده) که باعث میشود بیان هر موفقیتی بیاحترامی به قربانیان آن رویدادها تلقی شود. همچنین بعضی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، از بزرگنمایی مشکلات و نادیده گرفتن دستاوردها سود مالی و سیاسی میبرند. به این میگویند «صنعت یأس».
جمعبندی: راه حل چیست؟این نگاه یأسآلود یک واقعیت عینی نیست، بلکه ساختۀ عوامل تاریخی، فکری و روانی است. راه حل این نیست که همه چیز را بینقد بپذیریم یا فقط سیاه ببینیم. راه حل «روایت متوازن» است: هم مشکلات را ببینیم، هم پیشرفتها را. بدون امیدِ نقادانه، هیچ کنش جمعی موفقی ممکن نیست. اگر نخبگان ما خودشان باور نداشته باشند که ایران ظرفیت پیشرفت دارد، پس چه کسی باور کند؟
12:47 - 2 اردیبهشت 1405