دلداری به سبک کودکانه
✍️لیلا خدایارروزهای عجیبی است این روزها. کارهای روتین زندگی برایم رنگ باخته است. حالا دیگر روشن کردن سماور برای چای شیرین صبحانه، جای خود را به تماشای شبکه خبر داده است. پنجشنبه است و دل بیقرار جبهه لبنان. به محض بیدار شدن، روی مبل مینشینم و زیرنویس شبکه خبر را رصد میکنم. لحظاتی بعد دختر کوچولویم از خواب ناز بیدار میشود و با چشمهای پف کرده به طرفم میدود و خودش را در آغوشم ولو میکند. با دیدن صحنههای مراسم اربعین حضرت آقا میگوید:"مامان راهپیمائیه؟" میگویم:"نه عزیز دلم! مراسم رهبر عزیزمان است." بعد برایش توضیح میدهم که آقا شهید شده و به آسمان رفته است. با شور و شعف و زبان کودکانهاش دلداریام میدهد:"ولی مامان ما یه رهبر دیگه داریم. عکسش هم پشت گوشی باباست. بیارم بهت نشون بدم؟" آن لحظه آرزو میکنم؛ کاش من هم سه ساله بودم!
19:28 - 26 فروردین 1405