بمب اتم و فقه مقاومت؛ تبیینی عقلانی و شرعی از لزوم آموختن دانش قدرتساز
✍️حسین انجدانیدر میان هیاهوی تهدیدهای آشکار قدرتهای اتمی، یکی از پیچیدهترین پرسشهای فقه تمدنی، نسبت جمهوری اسلامی با «دانش سلاحهای کشتار جمعی» است. پرسشی که پاسخ به آن، نیازمند تفکیکی دقیق میان آموختن علم و ساخت و بهکارگیری این ابزار است. متأسفانه، گاه در فضای رسانهای یا حتی علمی، فرمایش صریح و راهبردی رهبر شهید انقلاب اعلیاللهمقامه و قدس الله رمسه در حرمت ساخت سلاح هستهای، با نفی مطلق دانش آن خِلط میشود؛ حال آنکه فهم دقیق از منظومهی فقه شیعی، چنین استنباطی را برنمیتابد.در فقه شیعه، اگر دانشی مقدمهی انجام یک تکلیف مهمتر باشد، فراگیری آن واجب میشود. شهید مطهری رضوان الله علیه در کتاب اسلام و مقتضیات زمان (جلد ۱، صفحه ۷۰ به بعد)، با استناد به قاعدهی «الوسائل لها حکم المقاصد» و بر پایهی آیهی شریفهی «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ»، تصریح میکند:«علم ساختن بمب اتمی هم لازم است، پس برای آنکه آن وظیفه انجام داده شود، واجب است که این [مبحث] هم خوانده شود.»علامه شهید سپس میافزاید که پیامبراکرم (ص)، هرچند تصریح به «اتمشناسی» نکرد، اما فرمانی داد که عمل به آن در زمان ما، بدون این مقدمات ممکن نیست. چرا که روح تکلیف، در هر عصر، به اقتضای همان زمان فهم میشود.در اندیشه شهید مطهری، «طلب العلم فریضة» تنها ناظر به فقه و اصول و حدیث نیست؛ بلکه شامل هر دانشی میشود که حفظ دین، امنیت امت و عزت مسلمین به آن وابسته است. وقتی جنگهای امروز، با دکترینهای بازدارندگی و تسلیحات هوشمند معنا پیدا میکند، دانش هستهای، نه یک انتخاب تجملاتی، که یک وجوب عینی است.
همین رویکرد را میتوان در منظومهی فقه نظام شهید صدر نیز دید. ایشان با تأکید بر «کارکرد تمدنی فقه»، از ضرورت پاسخگویی فقه به نیازهای روز امت سخن میگوید. در نگاه ایشان، موضوعشناسی، فهم مصالح نظام، و درک نسبت علل و مقاصد، نقش کلیدی در استنباط حکم دارد. اگر بقای نظام اسلامی که أهمّ مقاصد شریعت است، در گرو ایجاد توازن قوا باشد، فراگیری دانش قدرتساز، تکلیفی بیبدیل خواهد بود.در این منظومه، فتوای ولیّ فقیه در حرمت ساخت بمب اتم، بهدرستی بر محور اخلاق اسلامی و دوری از ظلم و افساد است. اما این فتوا، هرگز به معنای حرمت آموختن آن علم نیست. علم، خود ذاتاً مطلوب است؛ و اگر در خدمت دفاع مشروع و بازدارندگی قرار گیرد، نهتنها حرام نیست، بلکه واجب میشود.واقعیت این است که در دنیای امروز، امنیت صرفاً با نیت خوب حفظ نمیشود. دشمنان اسلام، فقط زبان قدرت را میفهمند. رژیم صهیونیستی، سالهاست که با در اختیار داشتن سلاح هستهای بیآنکه هرگز استفاده کند، منطقه را در سایهی رعب نگاه داشته است. این همان منطق «بازدارندگی» است که نه با ساخت، بلکه با توان فهم و مهار علم قدرت حاصل میشود.
فقه ما، فقه انزوا و انفعال نیست. فقهی است که از محراب تا مرز، از حوزه تا آزمایشگاه، باید «نظام» بسازد. اکنون در گام دوم انقلاب اسلامی و در عصر تهدیدهای عریان و بیسابقه علیه ایران اسلامی، بیتوجهی به علوم قدرتآفرین، نهتنها خلاف عقل، که خلاف شرع است. اگر دیروز بر مجتهدان عصر غیبت، فهم فقه جهاد لازم بود، امروز بر نخبگان علمی و دینی، فراگیری دانش بازدارندگی و مهندسی قدرت واجب است. اسلامِ حکمت و عدالت، نه تسلیم جهل است و نه فریبخوردهی صلحطلبی پنهان در نقاب بیقدرتی.اکنون وظیفهی حوزهی علمیه، عبور از فقه فردی به فقه تمدنی است. فقهی که بتواند در مواجهه با دنیای بیرحم قدرت، الگوی مقاومت، حکمت، و عزت را طراحی کند. و این، رسالت بزرگ نسل ماست.
20:29 - 16 فروردین 1405