پشت لانچرهای احساس

✍️ الهه تنهایی (همسر رزمنده)بغضی آرام، بغضی از جنس دلتنگی گلویم را می‌فشارد، نمی‌دانم چگونه و با چه کلامی اشک‌هایم را روی کاغذ پیاده کنم.روزها و شب‌ها از پی هم می‌آیند و می‌روند و من زندگی بدون تو را تجربه می‌کنم. درسال‌های زندگی مشترکمان، مأموریت پشت مأموریت، خداحافظی پشت خداحافظی، و من هر بار چشم انتظار دیدن دوباره‌ات. اما خداحافظی‌های این روزهایمان حکایت دیگری دارد. تحمل روزهای بدون تو سخت است، اما هنگامی که به هدف و آرمانت می‌اندیشم، تنهایی‌ها و سختی‌های خودم را فراموش می‌کنم...لحظه خداحافظی بغضم درحال ترکیدن بود و سنگینی عجیبی قلبم را می‌فشرد، اما می‌دانستم که باید با لبخند و مهر دل رزمنده‌ام را قرص کنم، نباید ذره‌ای لرزه برجانش بیندازم و پای رفتنش را سست کنم... دستان پرصلابتت را که می‌گیرم تمام نگرانی‌ها و اضطراب‌هایم رنگ می‌بازند... راستی، چه رازی‌ست در آرامش دستان پرقدرت رزمنده من... همسر عزیزم به شما و تمام همرزمانت می‌گویم: بدانید که ما زینب‌وار ایستاده‌ایم وستون خیمه مقاومت هستیم و صبورانه امیدواریم که به‌زودی پیروزی رزمندگان عزیزمان را جشن بگیریم و از دلتنگی‌هایمان خاطره بسازیم... هرچند‌ وجودتان گرمابخش خانه‌هایمان هست‌ و نبودنتان همچون صخره‌ای سخت برقلبمان سنگینی می‌کند، اما بدانید دست پرمهر خداوند و آقاصاحب الزمان(عج) بر سر ما و فرزندانتان هست و دل مردم به وجود شما گرم.
22:50 - 9 فروردین 1405
حماسه و مقاومت
خانواده
روایت‌های مردمی

3 بازنشر8 واکنش
90٫7k بازدید



1 پاسخ

@user170910133983746318310 فروردین 1405
در پاسخ به
خدایا بحق مهدی صاحب‌زمان عج‌الله تعالی، خودت نگهدار و حافظ فرزندان ایران در نیروهای مسلح و امنیتی باش، خودت حافظ هر کسی که خدمت می کنه در هر جایگاه و هر کسوتی که هست، باش ، خدایا دل مردمم را با نصرت و پیروزی و نابودی دشمنان‌مون، شاد کن آمین یا رب العالمین🤲🏻