قابلیت بروز شدنِ بانک اهداف با تهدید دشمن
✍️سید مقدام حیدریدست سرداران و فرماندهان نظامی را میبوسم. شأن من و امثال من تماشا کردن ضرب شست این قهرمانان و لذت بردن از سلحشوری آنان است. خودشان هر کاری که صلاح و لازم میدانند، انجام میدهند و ما هم کف خیابان هر شب تأیید میکنیم. ولی خب، برای جهاد و مقاومت باید حرف زد و ادبیات تولید کرد. وگرنه قصد فضولی نداریم.🔸وقتی حضرت امام(ره) تصمیم به بازگشت به ایران گرفتند، بختیار نامهای داد که اوضاع پس است و قدری بمانید. گروهی را هم به فرانسه فرستاد که نگذارید خمینی برگردد. فرودگاه را هم بست که دیگر چهارمیخه شود. از آن طرف آمریکا هم آنقدر تلاش کرد که امام را از بازگشت باز دارد که از رادیو لندن دور نماند.🔹این فشارِ چندجانبهی ترکیبیِ به ظاهر دلسوزانهی با چاشنی تهدید و کودتا و حتی توطئهی واژگون کردن هواپیمای امام که تفصیلش بماند، دوستان را هم نگران کرد و در نتیجه برخی از آنها هم توصیه به درنگ کردند.🔸حضرت امام بعدها فرمود: دیدم همهی دشمنان یکصدا شدند و میگویند نرو! فهمیدم که باید بروم؛ همه این تهدیداتی که شد و توصیههائی که شد، از قبل دولت ایران بوسیله دولت فرانسه و امریکا به وسائل مختلف، اینها همه قوت داد ذهن مرا که اینها توطئه میخواهند ببینند، از رفتن من به ایران، اینها یک خوفی در دلشان هست و رفتن من را میخواهند تعویق بیندازند، (زودرس است حالا نروید.) به صورت اینکه با ما میخواهند یک مثلاً نوازشی از ما بکنند، یک مصلحت بینی و من میدیدم که دشمنها نمیخواهند مصلحت ما را ببینند، مصلحت خودشان این است. من این را فهمیدم عازم شدم به اینکه نه، باید بروم. [صخیفه امام، ج۵، ص۱۶۴]
🔹ای بسا این الگو در جنگ نظامی هم کارساز باشد. یعنی هر جا را که دشمن با سروصدا تهدید کرد که اگر بزنید چه میکنم، اتفاقا همان جا را باید زد.
04:34 - 29 اسفند 1404