چهارشنبه سوزی اهریمن

✍️سمیه سادات حسینی زاده_سایه باقلبی لبریز از دلهره به راه افتادم.پاهایم را که روی آسفالت خیابان گذاشتم، دیگر لرزشی را در دلم حس نمی‌کردم. این آسمان بود که از هیاهوی ما به لرزه درآمده بود. من در میان این دریای بیکران انسان قدم برمی‌داشتم، جایی که موج خروشان عاشقان ولایت، خیابان‌های سرد و خاکستری را به تالاری از نور و ایمان بدل کرده بود. به آسمان نگاه کردم، منور از آتش‌بازی‌های بی‌هوده و کودکانه نبود، بلکه با درخششِ بصیرت ما روشن شده بود. ما آن‌قدر بلند و رسا فریاد اللّه اکبَر سرمیدادیم که احساس کردم شرار کلماتمان، مرزهای جغرافیایی را درهم می‌شکند و از دور، دل دشمنان خبیث را به آتش می‌کشد.این تازه شروع ماجرا بود.من عمیقاً حس می‌کردم که این آغازی است برای فصلی نو در دفتر مقاومت. چهارشنبه‌سوری امسال برای من، جشن نور و شادی نبود، شب به سوگ نشستن مستکبران، به «چهارشنبه‌سوزی اهریمن» بدل شده بود. در ذهنم تصویر اسرائیل و آمریکای مدعی را می‌دیدم که با خیال خامِ براندازی چشم به این مرز و بوم دوخته بودند. آن‌ها این جوشش و حضور میلیونی مارا هوش مصنوعی می‌گویند و من به چشم می‌دیدم که چگونه آتش خشمِ ما، توطئه‌های شان را در هم می‌پیچید و می‌سوزاند.بساط فتنه‌گری آنان که با دلارهای رنگارنگ چیده شده بود را چنان در گرمای حضور خودمان و در آتش تکبیرهایمان، ذوب کردیم که حتی خاکسترش هم باقی نماند. تهران و همه‌ی شهرهای ایران، زیر پای من و هم‌نوعانم به روایتگری ایستادگی پرداختند. ما به جهانیان ثابت کردیم که هر چهارشنبه‌ای که در راه دفاع از انقلاب و خنثی کردن نقشه‌های دشمنان بگذرد، می‌تواند به کابوس سوزان اسرائیل و آمریکا بدل شود.
23:54 - 19 مارس 2026
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

2 واکنش
87٫8k بازدید