اقتصاد بدون ارزش؟ بازخوانی پوزیتیویسم و امکان علم اقتصاد اسلامی
✍️هانیه سالاری مقدماقتصاد معمولاً بهعنوان علمی «خنثی» معرفی میشود؛ دانشی که روابط میان متغیرها را توضیح میدهد و پیشبینی میکند، بیآنکه وارد قضاوتهای ارزشی شود. بسیاری از اقتصاددانان جریان اصلی هم تأکید میکنند که کار علم اقتصاد توصیف واقعیت است، نه تعیین اینکه چه چیزی عادلانه یا مطلوب است.اما آیا واقعاً میتوان اقتصاد را از ارزشها جدا کرد؟این تصور از بیطرفی ریشه در سنت اثباتگرایی دارد؛ جریانی که میان «هست» و «باید» تمایز قائل میشود. در همین چارچوب، اقتصاد به علم تخصیص منابع کمیاب تقلیل یافت و تمرکز آن بر پیشبینی و کارایی قرار گرفت. میلتون فریدمن حتی استدلال میکرد که غیرواقعی بودن فروض هم مسئلهای ایجاد نمیکند، اگر نظریه قدرت پیشبینی داشته باشد.با این حال، پرسش مهم اینجاست: آیا انتخاب شاخصها و اهداف، خود بیطرف است؟چرا رشد تولید ناخالص داخلی معیار اصلی موفقیت تلقی میشود؟ چرا کارایی بازار اغلب بر عدالت توزیعی تقدم دارد؟ این انتخابها صرفاً فنی نیستند؛ آنها بازتاب نوعی اولویتگذاری ارزشیاند.از سوی دیگر، مدلهای اقتصادی تصویری خاص از انسان ارائه میدهند: فردی عقلانی و در پی حداکثرسازی منفعت شخصی. حتی اگر این تصویر را ابزار تحلیلی بدانیم، باز هم مبتنی بر پیشفرضی درباره ماهیت انسان است. وقتی چنین تصویری مبنا قرار میگیرد، طبیعی است که سیاستها نیز بر تقویت انگیزههای فردی و سازوکارهای بازار تأکید کنند.
برخی اندیشمندان معاصر، از جمله آمارتیا سن، نشان دادهاند که حذف کامل اخلاق از اقتصاد نهتنها ممکن نیست، بلکه تحلیل را محدودتر میکند. اقتصاد کلاسیک در پیوند با فلسفه اخلاق شکل گرفت و جدایی کامل آن از ارزشها پدیدهای متأخر است. بنابراین شاید مسئله این نباشد که اقتصاد «ارزشی» شده، بلکه این است که ارزشهای آن گاه پنهان میمانند.در این میان، اقتصاد اسلامی از ابتدا رویکردی صریحتر دارد. این دیدگاه تأکید میکند که فعالیت اقتصادی در چارچوبی اخلاقی معنا پیدا میکند. عدالت، منع ربا و مسئولیت اجتماعی در متن تحلیل قرار میگیرند، نه در حاشیه آن. در این نگاه، انسان صرفاً عامل منفعتطلب نیست، بلکه موجودی مسئول و پاسخگوست.منتقدان میگویند ورود ارزشها، اقتصاد را از علم دور میکند. اما اگر بپذیریم که اقتصاد متعارف هم بر پیشفرضهای هنجاری تکیه دارد—هرچند بهطور ضمنی—آنگاه پرسش اصلی تغییر میکند: آیا اصولاً میتوان علمی اجتماعی را کاملاً عاری از ارزشها دانست؟در فلسفه علم امروز، این ایده که علوم اجتماعی کاملاً خنثیاند، کمتر پذیرفته میشود. حتی معیارهایی مانند کارایی یا قدرت پیشبینی نیز خود نوعی ترجیحاند. شاید راه واقعبینانهتر این باشد که بهجای انکار ارزشها، آنها را شفاف و قابل نقد کنیم.از این منظر، اقتصاد اسلامی میتواند تلاشی برای روشن کردن مبانی ارزشی در تحلیل اقتصادی باشد؛ مشروط بر آنکه این مبانی را دقیق و منسجم صورتبندی کند و از ابزارهای تحلیلی علمی بهره ببرد.
در نهایت، بحث درباره نسبت اقتصاد و ارزشها صرفاً نظری نیست؛ این بحث بر سیاستگذاری اثر مستقیم دارد. اگر بپذیریم شاخصها و مدلهای ما بر پیشفرضهای هنجاری استوارند، دیگر نمیتوان از بیطرفی کامل سخن گفت. شاید گام نخست برای پیشرفت علم اقتصاد، نه حذف ارزشها، بلکه شفافسازی آنها و پذیرش مسئولیت فکری در قبال آنها باشد.
20:34 - 7 اسفند 1404