رسانهها توان حذف نگاه كليشهاي در زنان سرپرست خانوار را دارند
خبرگزاري فارس: بر اساس پژوهشي در ايران، رسانههاي جمعي در ايران ميتوانند به حذف نگاه كليشهاي در زنان سرپرست خانوار كمك كرده و نقش مهمي در تصحيح خطاها و تجارب آنها داشته باشند.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، پژوهش انجام شده توسط محمدرضا نيلي، عضو هيئت علمي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي، نشان ميدهد توان خودگرداني و خودكارآمدي در زنان سرپرست خانوار ميتواند جهت مقابله و كاهش آسيب اجتماعي در آنها نقش تأثيرگذاري داشته باشد.
خودگرداني مشاهده رفتار خود و داوري درباره آن با توجه به معيارهاي خود افراد است و خودكارآمدي نيز توانايي فرد از توانايي خود در انجام يك تكليف است.
خودگرداني مستلزم توانايي فرد در تأثيرگذاري بر رفتار خود به جاي واكنش مكانيكي در برابر محيط است. افرادي كه از رفتارهاي خود مطمئن هستند از نظر كارايي شخصي در سطح بالاتري هستند.
بر اساس تئوري "بندورا" ميزان سرمشقگيري افراد از الگوهاي تلويزيوني زياد است و ليكن شرايط اين تأثيرپذيري بستگي به عوامل متعددي دارد.
يادگيري مشاهدهاي عبارت از اين است كه «فرايند يادگيري براي كپي يا الگوبرداري از كار ديگران از طريق مشاهده كردن كساني است كه آن كار را انجام ميدهند» اگرچه مشاهده شرط لازم براي يادگيري است ولي شرط كافي به حساب نميآيد.
نكته ديگر، توجه به انگيزش به عنوان محرك يادگيري است؛ زماني فرد به دنبال دانش ميرود كه بتواند نيازي از خود را برآورده كند.
بر اساس اين پژوهش كاركردهاي رسانههاي جمعي متفاوت است؛ اطلاعرساني، تبليغ، آموزش، سرگرمي، رهبري و هدايت و شكل دهي هويت در ابعاد گوناگون شخصي، اجتماعي و ملي قسمتي از اين كاركردهاست نكته مهم تعيين تفاوتها و مرزهاي اين كاركرد مختلف است.
بعد آموزشي تلويزيون نيز براي جامعه هدف مورد تأكيد قرار ميگيرد؛ در اين راستا مخاطبان ميتوانند به صورت مستدل و منطقي نظرات مجريان و شخصيتهاي فيلم را هر چه روشنتر، كارآمدتر و رساتر تجزيه و تحليل كنند و برنامه آموزشي نبايد با برنامه تبليغاتي كه هدفش القاي پيام براي انجام يك كار مشخص از سوي مخاطب است مخلوط شود.
يكي از رسالتهاي آموزشي رسانه جمعي تلويزيون، تصحيح فرايندهاي شناختي معيوب مخاطبان است و با توجه به اينكه زنان سرپرست خانوار از دانش لازم و توان كافي براي حل مسائل به صورت علمي برخوردار نيستند، آموزش و اطلاعرساني نقش بسيار مهمي در تصحيح خطاها و تجارب آنان در ابعاد مختلف زندگي دارد.
ارزيابي سطحي، اطلاعات حاصل از شواهد ناكافي، پردازش غلط، اطلاعات و برداشت غلط از اطلاعات درست، از جمله عوامل مهم در فرايندهاي شناختي معيوب هستند. فرايند شناختي معيوب ميتواند باعث باورهاي غلط شود و در نتيجه رفتارهاي غيرعادي از افراد صادر شود از موارد عيني زمينه فرايند شناختي معيوب ايجاد تفكر كليشهاي است.
انتهاي پيام/ش
00:14 - 9 دسامبر 2009