از رعیتِ منفعل تا ملتِ مبعوث
در ادبیات کلاسیک و مدرن علوم سیاسی، مفهوم «مردم» همواره یکی از مناقشهبرانگیزترین دالهای گفتمانی بوده است. با نگاهی به سیر تطور اندیشه سیاسی در غرب، درمییابیم که برداشت غالب و تئوریک از مفهوم «مردم» در نظامهای دموکراتیک و به ویژه در عارضه شایع آن یعنی «پوپولیسم»، غالباً بر نوعی نگاه تقلیلگرایانه و ابزارانگارانه استوار است. در این پارادایم، مردم به مثابه «توده» یا «گلهای» در نظر گرفته میشوند که نیازمند هدایت، کانالیزه شدن و جهتدهی توسط نخبگان، احزاب و شخصیتهای سیاسی هستند. در واقع، در دموکراسیهای غربی، این سیاستمداران هستند که با مهندسی افکار عمومی، رفتارهای تودهوار را به سمت اهداف از پیش تعیینشده خود سوق میدهند.اما با واکاوی عمیقتر در جامعهشناسی سیاسی ایران، با پدیدهای شگرف و کاملاً متفاوت روبرو میشویم؛ پدیدهای که در آن مفهوم «مردم» از کالبد انفعالی و تودهوار خود خارج شده و به موجودیتی «متعالی»، «پیشرو» و «هدایتگر» تبدیل شده است. در سپهر سیاست ایران، در بزنگاهها و موقعیتهای خطیر تاریخی، این مردم بودهاند که نه تنها مقهور اراده نخبگان سیاسی نشدهاند، بلکه با کنشگری فعالانه خود، رفتار حکمرانان را اصلاح کرده و درکی به مراتب جلوتر، عمیقتر و جدیدتر از فضای حاکم و حکمرانان عصر خویش به نمایش گذاشتهاند.
مشروطه؛ طلوع تعالیخواهی ایرانیاننخستین تجلی بارز این تقدم و پیشروندگی را میتوان در جنبش مشروطه رهگیری کرد. در مقطعی از تاریخ که بر اساس متغیرها و مؤلفههای نظامات اجتماعی غرب (که عمدتاً بر شاخصهای توسعه اقتصادی و صنعتی استوار است)، جامعه ایران توسعهیافتگی مادی چندانی نداشت، ناگهان شاهد یک جهش عظیم ادراکی هستیم. در حالی که در بسیاری از ملل جهان هنوز حرکتی به سمت مفاهیم مدرن حکمرانی صورت نگرفته بود، مردم ایران خواهان برپایی «مجلس»، «تفکیک قوا» و استقرار نظام «مشروطه و مشروعه» شدند.این مطالبه، نشاندهنده آن است که مفهوم مردم در ایران، مفهومی «متعالی» است. تعالی بدین معنا که خواستهها و افق دید جامعه، در سطح نازلِ تأمین نیازهای اولیه فیزیولوژیک یا صرفاً اقتصادی متوقف نماند، بلکه جامعه ایرانی خواستار استیفای مفاهیم بنیادین جوامع انسانی نظیر عدالت، حق طلبی برابری، قانونمداری و ظلمستیزی شد. حرکتی که فرسنگها جلوتر از درک هیئت حاکمه قاجار و حتی بسیاری از نخبگان سیاسی آن دوران بود.
انقلاب اسلامی و ظهور مفهوم «بعثت مردم»اوج این بلوغ تاریخی و تکامل هویتی در انقلاب اسلامی تجلی یافت. جایی که بنیانگذار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره)، با نگاهی عمیق به این تحول شگرف میفرمایند: «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله (ص)… هستند.»این «بهتر بودن»، ریشه در پیگیری و دستیابی به یک مفهوم متعالی دارد. مردم ایران برای نیل به آرمانهایی چون ظلمستیزی، استبدادستیزی و کسب آزادیِ مبتنی بر عدالت و حق طلبی به پا خواستند و توانستند به مقصود خود هم برسند. از این منظر، ما در ادبیات سیاسی ایران با مفهومی بدیع تحت عنوان «بعثت مردم» مواجهیم. «مبعوث شدن» که در ترمینولوژی دینی ما بار معنایی عظیمی دارد، در اینجا به معنای گذار جامعه از نیازها و خواستههای ابتدایی و دنیوی (که عمدتاً در چارچوب علوم اجتماعی غربی تئوریزه میشود) به سمت نیازها و آرمانهای بنیادین انسانی و الهی است؛ همان اصولی که اساس خلقت بر آن بنا نهاده شده است.وارونگی نقشها: هدایت حکمران توسط مردمدر جامعهای که مبعوث شده و به بلوغ عقلی و معرفتی رسیده است، دیگر نمیتوان از مفاهیمی چون «توده»، «آحاد» یا «رفتار گلهوار» سخن گفت. در چنین جامعهای، خواستهها محدود و مقید به نیازهای مادی نیست. رشد عقلی جامعه منجر به یک حرکت مستمر رو به جلو شده است؛ حرکتی در راستای تحقق مفاهیم بنیادین که سبب شده مردم از سیاسیون، نخبگان اجرایی و اساساً حکمرانان خود پیشی بگیرند.اینجا دقیقاً نقطه افتراق سیاست در ایران با دموکراسیهای غربی است: در مدل غربی، سیاستگذار نقش چوپان و توده نقش گله را ایفا میکند تا به سمت مدینه فاضلهِ نخبگان هدایت شوند.
اما در مدل برآمده از «بعثت مردم»، این هدایتِ حکمران است که به دست مردم انجام میپذیرد. این حرکت پیشینی و پیشرونده مردم نسبت به حاکمان، پدیدهای است که در طول حیات سیاسی بشر کمتر مصداقی برای آن میتوان یافت.نتیجه این پویایی آن است که امروزه در جامعه ایرانی، فاصله معناداری میان سطح خواستهها، آرمانها و درک مردم با عملکرد حکمرانان ایجاد شده است. در این پارادایم جدید، این حکمرانان، سیاستگذاران و نخبگان اجرایی هستند که موظفاند در حوزههای نظری و اجرایی، خود را ارتقا داده و به سطح و تراز «مردم» برسانند، نه اینکه بخواهند با نگاهی از بالا به پایین، مردم را کانالیزه کنند.آزمونهای تاریخی: از جنگ ۱۲ روزه تا جنگ سوم میهنیاین پیشروندگی و هدایتگری اجتماعی، صرفاً یک نظریه انتزاعی نیست، بلکه در حساسترین بزنگاههای تاریخی و امنیتی کشور خود را به منصه ظهور رسانده است. در جنگ ۱۲ روزه و تقابل همهجانبه آمریکا و صهیونیستها علیه ایران، عامل اصلی شکست پروژه براندازی نظام سیاسی، برآورد اشتباه و محاسبات غلط دشمن نسبت به حقیقتِ «مردم ایران» بود. دشمن، مردم ایران را در قالب تئوریهای غربی تحلیل میکرد، غافل از آنکه با «مردمی مبعوثشده» روبروست.همچنین در آنچه میتوان از آن به عنوان «جنگ سوم میهنی» یاد کرد، علیرغم وجود برخی کاستیهای اجرایی و کارکردی در نظامات دیوانسالاری و سیاسی، این نقشآفرینی متعالی مردم بود که موازنه را به سود ایران تغییر داد. در واقع، این مردم بودند که با چشمپوشی از جان و مال خود، برای تحقق شعار متعالی مبارزه با بیداد و ستمگری، به میدان آمدند و کشور و نظام را حفظ کردند.
تلاقی اسطوره و دین؛ ریشههای خرد ایرانیمقاومت ملی ایرانیان و ایثار آنها را نمیتوان صرفاً در چارچوبهای تنگِ مکاتب روابط بینالملل و دفاع یک «ملت-دولت» مدرن در برابر یک کشور متخاصم صورتبندی کرد. این ایستادگی، ریشه در اعماق باورها و «خرد ایرانی» دارد.مفهوم «خروش علیه بیدادگری»، قرنها پیش در داستانهای اساطیری شاهنامه و قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک ماردوش نهادینه شده است. از سوی دیگر، مفهوم «مبارزه با ظالم و مستکبر»، در بنمایههای مکتب عاشورا و اندیشه دینی ما میدرخشد. تلاقی و همافزایی این دو مفهوم (مؤلفههای میهنی و مفاهیم دینی) تلاقی قدرتمندی را ایجاد کرده که الگوی رفتاری منحصربهفردی در جامعه ایرانی پدید آورده است.شکوفایی این تلاقی هویتی در بحرانها و جنگهای میهنی، نیازمند بازتولید ادبیات سیاسی جدیدی در ایران است؛ ادبیاتی که در مرکز آن مفهوم «بعثت مردم» قرار دارد. صفتی که پیش از این تنها به رسولان و پیامبران الهی اطلاق میشد، امروز برای توصیف جامعهای به کار میرود که بار رسالت تاریخی مبارزه با استکبار و تحقق عدالت را بر دوش میکشد.درک این حقیقت، مهمترین وظیفه امروز سیاستگذاران و کارگزاران نظام است. تا زمانی که نخبگان اجرایی نپذیرند که در برابر مردمی بعثتیافته، پیشرو و هدایتگر قرار دارند، نخواهند توانست سیاستهایی همتراز با شأن و جایگاه این ملت طراحی کنند. زمان آن فرا رسیده است که نظام دیوانسالاری و سیاستگذاری ما، خود را با گامهای بلند مردمی که دهههاست از آنها پیشی گرفتهاند، تنظیم نماید.
21:17 - 5 خرداد 1405