ترامپ؛ از آسمانخراش تا گودالِ جنگ
دونالد ترامپ، مردی که دههها پیش در آسمانخراشهای منهتن «هنر معامله» را در کتابی به عنوان مانیفست موفقیت به خورد جهان داد، امروز در سال ۲۰۲۶ همان منطقِ سرد و معاملهگرانه را به میدان جنگ کشانده است. اما تجاوز نظامی ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ایرانمان ، نشان داد که میان «اجاره دادن یک مغازه در برج ترامپ» و «رویارویی با ایمان یک ملت»، شکافی به عمق یک سقوط تاریخی وجود دارد؛ سقوطی که در آن «اهرم فشار» به «موشک» و «سود خالص» به «خون بیگناهان» تغییر نام داده است.
کتاب «هنر معامله» (۱۹۸۷) برای ترامپ تنها یک راهنمای تجاری نبود، بلکه زیربنای فکریِ راهبردی بود که سالها بعد، صلح جهانی را به مسلخ برد. او در این کتاب یازده اصل را به عنوان کلید پیروزی معرفی میکند؛ اصولی که امروز در قامت یک جنگافروز، آنها را به سلاحی علیه بشریت تبدیل کرده است.علاوه بر جنونِ «بزرگ فکر کردن» که او را به سمت تصورِ واهیِ تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه سوق داد، و استفاده از «اهرم فشار» که در آن جان انسانها را به وثیقهای برای مذاکره تبدیل کرد، اصول زیر نیز ابعاد پنهانِ جنایت ۹ اسفند را فاش میکنند:۱. اصل «از جنبههای منفی محافظت کن»:ترامپ در کتابش ادعا میکند: «من همیشه با این فرض پیش میروم که بدترین اتفاق ممکن میافتد؛ اگر از جنبههای منفی محافظت کنی، جنبههای مثبت خودشان جور میشوند.» اما او در تجاوز اخیر، بزرگترین خطای محاسباتی عمرش را مرتکب شد. او گمان میکرد با شهادت عالیترین مقام ایران، «جنبه منفی» ماجرا تنها یک تنش کوتاهمدت است.او «قدرت واکنشِ برآمده از ایمان» و وحدت ملی ایرانیان را در محاسبات ریسک خود ندیده بود. امروز، «جنبههای منفی» این جنایت (فروپاشی هیمنه آمریکا در منطقه) چنان گسترده شده که هیچ «سود تجاری یا سیاسی» توان جبران آن را ندارد.۲. اصل «بازار خود را بشناس»:او معتقد است باید نبض مخاطب را گرفت.ترامپ در توهمی بزرگ، بازارِ سیاسی ایران را بر اساس دادههای غلطِ مشاورانِ متوهمش سنجید.او تصور میکرد ملت ایران در لحظه بحران، پشت رهبری خود را خالی میکنند؛ یعنی همان خطای «شناخت مشتری» که یک تاجر ناشی در بازاری ناآشنا مرتکب میشود. ۹ اسفند ثابت کرد که او «بازارِ غیرت و ایستادگی» ایرانیان را با «بازارِ ملک و مستغلاتِ نیویورک» اشتباه گرفته است.
۳. اصل «جار زدن و هیاهو»:ترامپ عاشق برندسازی و هیاهوی رسانهای است. او حتی جنایت نظامی را به مثابه یک «شوی تلویزیونی» مدیریت میکند. از نظر او، حمله به ایران باید چنان پرزرقوبرق و هولناک باشد که برندِ «قدرت ترامپ» را در جهان تثبیت کند. این میل به دیده شدن و ارعاب رسانهای، باعث شد او به جای دیپلماسی، به سمت وحشیانهترین نوع تروریسم دولتی حرکت کند تا به خیال خود، «تیتر اول» تاریخ باقی بماند.۴. اصل «تلافی کن»:این خشنترین اصل اوست. او هرگونه استقلالخواهی و مقاومت را یک «ضربه به برند شخصی» خود تلقی میکند و با تهاجم نظامی به آن پاسخ میدهد. این لجاجتِ بیزنسمنگونه، جهان را به لبه پرتگاهی کشانده که در آن دیپلماسی جای خود را به زورگویی عریان داده است.این تاجر جان انسانهای کوچک و بزرگ سال ، بزرگترین خطایش این است که فکر میکند تاریخ، یک «پاساژ تجاری» است که میتوان با ارعاب، تصاحبش کرد. او که در پایان کتابش معامله کردن را یک «بازی لذتبخش» توصیف میکند، امروز با همان خونسردی، فرمان کشتار صادر میکند. اما واقعیتِ میدان، فراتر از صفحات کاغذی کتاب اوست؛ خون شهیدان و ایستادگی ملت ایران ثابت خواهد کرد که در دنیای واقعی، «هنر معامله» در برابر «هنر شهادت و ایستادگی»، هیچ خریداری ندارد و قمارباز بزرگ، این بار تمامِ اعتبار و آینده سیاسی خود را در خاک اردهال و کوچههای تهران باخته است.
08:22 - 9 فروردین 1405