باغبان انقلاب و آبیاری سرخ
تقویمها هر سال در نیمه اسفندماه، تصویرِ باغبانی حکیم را ثبت میکردند که با سر انگشتانِ متبرک خود، نهالی به خاک هدیه میداد و با زلالِ آب، رویش سبز زندگی را تماشا میکرد. اما امسال، حکایتِ روز درختکاری در جغرافیای ایران، رنگ و بویی دیگر به خود گرفته است.
امسال، رهبر حکیم و قائد اعظم، در روز درختکاری نهالی را آب نداد؛ چرا که او خود، والاترین معنایِ «ایثار برای رویش» را معنا کرد. او که سالیان متمادی با مجاهدت های شبانهروزی، خوندل خوردنها و ایستادگی در برابر طوفانهای سهمگین، از «شجره طیبه انقلاب اسلامی» حراست کرده بود تا به درختی تناور و ریشهدار تبدیل شود، در آخرین پرده از دفتر حماسی زندگیاش، بزرگترین معامله را با معبود خویش انجام داد.اگر سالهای پیش، قطرات آب از دستان او بر پای نهالی نحیف میریخت، امسال سرخفامترین مایهی حیات از رگهای مطهرش بر پای ریشههای ستبرِ این نظام ریخت. او ثابت کرد که برای «ماندنِ ایران» و «اعتلای اسلام»، باید از عزیزترین دارایی گذشت. خونِ او، نه تنها یک قطره در تاریخ، بلکه جریانی ابدی در کالبدِ این درختِ سرو و تناور است که از این پس، هر شاخهاش بویِ ولایت و هر برگش نشانِ سرخِ شهادت خواهد داشت.این آبیاریِ سرخ، پیامی روشن برای جهانیان دارد: درختی که با خونِ باغبانی چون او سیراب شده باشد، نه با تندبادِ حوادث میلرزد و نه در سرمایِ فتنهها خشک میشود. این خون، ضامنِ شکوفاییِ تمدنی است که او سالها پیریزی کرد.امروز اگرچه دستانِ پربرکتش نهالی را به خاک نسپرد، اما خونِ پاکش تمامِ پهنه استقلال و آزادی این سرزمین را چنان بارور کرد که هزاران نهالِ مقاومت و غیرت از دل آن سر بر خواهند آورد. پرچمی که او برافراشته بود، اکنون با سرخیِ خونش به افقهای دورتری گره خورده است؛ چرا که درخت انقلاب، حالا بیش از هر زمان دیگری، وامدارِ ایثارِ باغبانی است که جانش را فدای آرمانش کرد.«سلام بر او روزی که زاده شد، روزی که مجاهدت کرد و روزی که با قبای سرخ شهادت به دیدار معبود شتافت.»
10:34 - 15 اسفند 1404