آلیستر کروک: ایران در آتش‌بس هم گزینه‌های فشار خود را حفظ کرد

دیپلمات بازنشسته انگلیسی ضمن تحلیل توقف موقت جنگ علیه ایران، توضیح می‌دهد که غرب اساساً هیچ درکی از اهداف راهبردی ایران ندارد و درحالی‌که واشنگتن به دنبال تثبیت اوضاع مدنظر خود است، ایران پارادایم جدیدی را وضع کرده و به آرامی در جهت تثبیت آن گام برمی‌دارد.
گروه تحلیل بین‌الملل: آلیستر کروک، دیپلمات شناخته شده انگلیسی معتقد است که ایران در جریان این آتش‌بس هم ابتکارعمل خود را حفظ کرده و آمریکا را در وضعیت فرسایش نگاه داشته است؛ او تأکید می‌کند که جنگ نه تنها اقتصاد ایران را تحت فشار قرار نداده، بلکه اراده منسجم ایران در کنترل تنگه هرمز، درآمدهای قابل توجهی را برای این کشور به ارمغان آورده است.ایران ابتکارعمل راهبردی خود را حفظ کرده و ترامپ را در وضعیت فرسایش نگاه داشته استاز نگاه آلیستر کروک، وضعیت کنونی در واقع یک توقف موقت و تاکتیکی است که نوعی وضعیت ابهام به وجود آورده و همین ابهام به نفع ایران عمل می‌کند. در این وضعیت نه یک آتش‌بس تثبیت‌شده و نه یک روند دیپلماتیک بالغ در دست اجراست؛ بلکه ترکیبی از تعلیق نظامی و گفت‌وگوی نیمه‌فعال جریان دارد که هرچند برای آمریکا هیچ سودی ندارد، چند کارکرد مهم برای ایران دارد: نخست، زمان به نفع ایران سپری می‌شود؛ دوم، میزان پایبندی آمریکا به تعهداتش را فراهم می‌کند و نشان می‌دهد که ترامپ هرگز به هیچ تعهدی پایبند نیست؛ و سوم، فضای مانور را باز نگه می‌دارد و اینبار استفاده پیشدستانه از گزینه نظامی را برای ایران، مشروع و قابل توجیه می‌سازد.بنابر این تحلیل، کروک تصریح می‌کند که ایران به توافقی محدودکننده تن نداد و در موقعیت «شکست دیپلماتیک» قرار نگرفت، بلکه با حفظ وضعیت خاکستری، ابتکار عمل راهبردی را حفظ کرد و همزمان طرف مقابل را در شرایطی از عدم قطعیت و فرسایش سیاسی نگاه داشته است.
درحالی‌که غرب برای حفظ نظم پیشین می‌کوشد، ایران پارادایم جدیدی را به وجود آورده استاز نگاه این دیپلمات کهنه‌کار انگلیسی، ریشه ناکارآمدی روند دیپلماتیک در این بحران، شکاف عمیق ادراکی و راهبردی میان ایران و غرب است؛ شکافی که باعث شده اهداف واقعی ایران اساساً در دستگاه تحلیلی غرب «بد فهمیده» یا تقلیل داده شود. به‌زعم کروک، در غرب به‌ویژه در واشنگتن، رفتار ایران عمدتاً از دریچه‌های آشنای سیاست خارجی لیبرال تفسیر می‌شود: یعنی این فرض که تهران به‌دنبال چانه‌زنی برای امتیازات محدود است و در نهایت در چارچوب نظم موجود قابل «مدیریت» یا «ادغام» است.اما کروک تأکید می‌کند که این برداشت از مبنا نادرست است، زیرا هدف ایران از این تقابل، اصلاح یا بهبود جایگاه در نظم فعلی نیست، بلکه تغییر خودِ نظم است. ایران این جنگ را بخشی از یک پروژه بلندمدت برای «شکستن پارادایم» می‌بیند؛ پارادایمی که طی دهه‌ها با حضور نظامی آمریکا، تحریم‌های ساختاری، انزوای سیاسی و هژمونی مالی غرب شکل گرفته است. از این منظر، اقداماتی مانند فشار بر مسیرهای انرژی، تغییر ارز مبادلاتی، یا گسترش نفوذ منطقه‌ای، صرفاً ابزارهای تاکتیکی نیستند، بلکه اجزای یک راهبرد کلان برای خروج از محاصره ژئوپلیتیک و بازتعریف قواعد بازی هستند.
دلیل اینکه این هدف در غرب به‌درستی درک نمی‌شود، به‌گفته کروک، چند عامل دارد:• سوگیری مفهومی: تحلیلگران غربی تمایل دارند همه بازیگران را در چارچوب منطق هزینه-فایده کوتاه‌مدت و قابل مذاکره ببینند، در حالی که ایران در حال دنبال‌کردن یک پروژه هویتی-راهبردی عمیق‌تر است.• نادیده‌گرفتن عنصر ایدئولوژیک و تاریخی: تجربه ۴ دهه فشار و تقابل، درک ایران از «امنیت» و «استقلال» را شکل داده، اما این لایه در تحلیل‌های غربی کم‌رنگ است.• اتکای بیش از حد به شاخص‌های ظاهری قدرت: مانند خسارات نظامی یا فشار اقتصادی، که باعث می‌شود غرب تصور کند ایران در موقعیت ضعف است و در نهایت مجبور به عقب‌نشینی خواهد شد، در حالی که تهران ممکن است این هزینه‌ها را در چارچوب یک هدف بزرگ‌تر قابل تحمل بداند.در نتیجه، این سوءبرداشت باعث می‌شود غرب وارد مذاکراتی شود که در آن، دو طرف اساساً درباره «دو بازی متفاوت» صحبت می‌کنند: غرب به‌دنبال مدیریت بحران و بازگشت به ثبات است، درحالی‌که ایران به‌دنبال تغییر قواعد همین ثبات است. همین عدم تطابق، از نظر کروک، یکی از دلایل اصلی فرسایشی شدن بحران و عدم دستیابی به توافق معنادار است.ایران از طریق تنگه هرمز، پارادایم مدنظر خود را تثبیت می‌کنداز منظر کروک، آنچه هسته راهبرد ایران را شکل می‌دهد، پیوند مستقیم میان هدف کلان «شکستن پارادایم» و ابزار ژئوپلیتیکی کلیدی آن یعنی کنترل تنگه هرمز است. به‌زعم او، ایران از این طریق به دنبال کسب امتیازات محدود نیست، بلکه آن را پروژه‌ای برای برهم‌زدن قواعدی می‌داند که محاصره را بازتولید می‌کنند و تنگه هرمز دقیقاً نقطه‌ای است که این قواعد در آن به هم گره می‌خورند.
کروک توضیح می‌دهد کنترل این گذرگاه حیاتی به ایران امکان می‌دهد نه‌تنها جریان انرژی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد، بلکه از آن به‌عنوان یک اهرم چندلایه استفاده کند: از تحمیل هزینه به اقتصاد جهانی و ایجاد فشار بر رقبای منطقه‌ای و غربی، تا بازتعریف روابط اقتصادی. او تأکید می‌کند که هرمز به عنوان گره مرکزی زنجیره‌های تأمین و نظام مالی جهانی مهم است؛ جایی که می‌توان هم‌زمان بر بازار انرژی، تجارت دریایی و حتی ساختارهای ارزی اثر گذاشت.جنگ عامل شکوفایی و ارتقا و نه فروپاشی اقتصاد ایران کروک به مقامات اروپایی و آمریکایی یادآوری می‌کند که یکی از ابعاد این جنگ که کمتر مورد توجه ایشان بوده، تقویت موقعیت مالی ایران در دل بحران است؛ به‌گونه‌ای که برخلاف انتظار رایج، جنگ نه‌تنها موجب فروپاشی اقتصادی نشد، بلکه به افزایش قابل‌توجه درآمدهای ایران انجامیده است. کروک اشاره می‌کند که ایران در همین بازه کوتاه جنگی توانسته درآمدهای نفتی خود را تا حدود دو برابر نسبت به ماه‌های قبل افزایش دهد، امری که ناشی از ترکیب افزایش قیمت‌ها، تداوم صادرات و بهره‌گیری از شرایط بی‌ثبات بازار است. علاوه بر این، کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز به ایران امکان داده تا از عبور کشتی‌ها نیز درآمدزایی کند و نوعی «عوارض ژئوپلیتیکی» بر تجارت جهانی تحمیل نماید. در مجموع، این وضعیت یک پارادوکس مهم ایجاد کرده است: جنگی که قرار بود ابزار فشار اقتصادی علیه ایران باشد، در عمل به تولید منابع مالی بیشتر برای تداوم همان جنگ و تقویت موقعیت راهبردی تهران تبدیل شده است؛ موضوعی که به‌گفته کروک، در محاسبات غربی یا نادیده گرفته شده یا به‌شدت دست‌کم گرفته می‌شود.
با دنبال کردن صفحه تحلیل بین‌الملل، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، با خبر شوید.
13:09 - 25 فروردین 1405
بین‌الملل




7 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سعید ..‌
@Saeed325 فروردین 1405
اینایی که الان خاورمیانه را به آتش کشیدند پیروان یک انگلیسی دیگر به اسم آلیستر کراولی هستند که مکتب شیطان پرستی و خوردن گوشت کودکان را در آمریکا پایه گذاری کرد !

تصویر نمایه‌ی ‌سعید ..‌
@Saeed325 فروردین 1405
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌زهرا نوریان‌
زهرا نوریاننشان رسمی فارس

@znour  •  25 فروردین 1405

سرباز اسرائیلی: دوست دارم نوزادان ایرانی را بکشم

۵ MB

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌حسین خان‌
@Khosen25 فروردین 1405
در پاسخ به
تنگه هرمز جز ایران بزرگ است 🇮🇷 و تغییرات را باید بپزیرند

تصویر نمایه‌ی ‌شعیب صالح‌
@SHoaibSaleh25 فروردین 1405
در پاسخ به
درکل درک موضع ملت ساده است:خروج آمریکا از منطقه نابودی اسراییل امنیت فقط با این دو به دست می آید.عدم خروج امریکا از منطقه به هیچ عنوان پیروزی راهبردی ایران را رقم نمی زند...ادامه ی حیات نظامی و سیاسی و رژیم ترور اسرائیل نیر به هیچ عنوان حتی امنیت کوتاه مدت ایران را تضمین نمی کند .

تصویر نمایه‌ی ‌امین یزدان پناه‌
@Amin_Y25 فروردین 1405
در پاسخ به
تحلیل عالی👌🏻کاش بعضیا یا خودشون این چیزها رو میفهمیدن یا اهل یاد گرفتن بودن.

تصویر نمایه‌ی ‌فرامرز‌
@Our_Iran25 فروردین 1405
این واکاوی به نکات ریز و درستی اشاره کرده و اِن‌شاءَالله تمامی این نکات و دیگر نکات مهم مورد توجه شعام و نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر جمهوری اسلامی است. تنگه‌ی هرمز مهریه مادام‌العمر و جداناشدنی ایران عزیز است. بعد از جایگاه مردم جان‌فدا و شریفمان و فناوری‌های دراختیار کشور، هرمز هم نعمت خدادادی ما…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌بیلی بوچر‌
@Mamaloo25 فروردین 1405
درسته. حالا عوارضو پرداخت کن.