دیدار به قیامت

با حالت محزونی میگوید: «آرزو داشتم یه روز بیاد خونه مون. از وقتی آلفرد توی جنگ هشت ساله مفقود شد این تنها آرزویی بود که داشتم.»
رسیده ام جلو صدا و سیما. خانم مسنی دستش را گرفته به کمرش و تکیه داده به واکر، دارد جمعیت را نگاه می‌کند.از آن پیرزن های شیک است. از آنها که روی گره روسری شان حساس هستند. می‌روم جلو. سلام می‌کنم. جوابم را میدهد. چشمم می‌افتد به صلیبی که با زنجیر نازکی روی لباسش افتاده. میگویم: «چه خوب که شما با این زحمت اومدین راهپیمایی.»به زحمت قد راست می‌کند. دستش را می‌برد توی کیف مشکی زیبایی که به همراه دارد، عکس آقا را بیرون می آورد.خیره میشود به آن و با حالت محزونی میگوید: «آرزو داشتم یه روز بیاد خونه مون. از وقتی آلفرد توی جنگ هشت ساله مفقود شد این تنها آرزویی بود که داشتم.» بعد همانطور که می‌رود سمت جمعیت زمزمه میکند:«دیدار به قیامت...»✍️نجمه جوادی#جنگ #شهید #شهادت #رهبر_شهید #رهبر #رهبری #مقاومت #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #مسیح
12:33 - 9 مارس 2026
جامعه
استان ها
فارس

8 بازنشر10 واکنش
41٫5k بازدید