و حال کربلا؛ جهل مقدس چه ها که نکرده است

پرسش این است که چگونه جامعه‌ی دینی که پیامبر ساخت، طی چند دهه در اوج انحطاط اخلاقی قرار می‌گیرد و دست به کشتار فجیع خانواده پیامبر می‌زند؟
عاشورای محرم سال ۶۱ هجری قمری - سه‌شنبه، ۲۰ مهر ۵۹ هجری خورشیدی - ۹ اکتبر ۶۸۰ میلادی کربلا، جنگ پایان یافته است. امام می دانست سرانجام کربلا شهادت است و اهل حرم به اسارت می روند. و مولا علی (ع) گفته بود : عباس! هر چه شد، حسین را تنها نگذار! و عباس چنین کرد، به کمال و تا به آخر. تا به شهادت. خیمه‌ها را آتش زده اند. پیکرهای مطهر قطعه، قطعه شده است.   یا حسین، عباس کو؟ - آن عَلم‌داری که می‌داد خیمه‌ها را پاس کو؟عباس هم درون گودال قتلگاه! کنار امام و دیگر شهدا! اشقیاء بر پیکرهای مطهر اسب دواندن. لباس شهدا را بردند و برای انگشتری، انگشت بریدند.   در تاریک‌ترین عصر جاهلیت هم ، آتش زدن خیمه‌ها، شکنجه کردن زنان، تکه تکه کردن جنازه‌های کشته ها و اسب تازاندن بر پیکرها به وقوع نپیوسته بود. حالا! سر شهدا بالای نیزه از مقابل دیدگان اطفال عبور داده می شود. اشقیاء به هم «تقبل الله» می گویند! فریادهای پدر، عمو و برادر شنیده می شود. بر دستان اطفال و زنان ریسمان بسته اند و به دنبال خود می کشند. حتی در فرهنگ جاهلی عرب، زنان و حرم، حرمت داشت، اما در کربلا!   اشقیاء نماز ظهر عاشورا را به جماعت خواندند، و سپاه امام در سوی دیگر نماز اقامه کرد . فرق است بین حق و باطل، تا آسمانحسین اهل جنگ نبود، دنبال دولت و حکومت نبود، بر امام حجت شده بود که باید : « انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» امام باید دین خدا را از انحرافات می زدود. امام معیار تفکیک روشن حق و باطل، درست از غلط و سره از ناسره است. در حجت یک بُعد، علم و آگاهی است که در امام است و بُعد دیگر آمادگی و قدرت برای حرکت است که درون مردم است.
کوفیان نامه ها نوشتند، مُسلم به کوفه رفت و صحت دعوت ها را تایید کرد. بر امام حجت تمام بود که باید برود. امام مبدا و معاد و مسیر سعادت را به انسان نشان می دهد، اتمام حجت براساس مسئولیت است و این وظیفه امام بودن است.  مسئولیت براساس بینه و حجیت ایجاد می شود، بینه یعنی انسان بفهمد، درست را از غلط تشخیص دهد.  « اگر امام حسین(ع) پاسخ دعوت مردم کوفه را بخاطر خطرات و احتمالات رد می کرد ، ما امروز حسین بن علی را محکوم می کردیم و تاریخ هم محکوم می کرد، چرا که در آینده ما باید حرکت امام را بفهمیم و با آن ارتباط برقرار کنیم، چرا که مردم کوفه با دعوت خود، حجت را برامام تمام کردند.» شهید مطهری   «با نقض عهد و بیعت توسط مردم کوفه، امام در کربلا حجت را بر سپاه کوفه تمام می کند و در سخنان خود در عاشورا با نشان دادن نامه ها، حجت را بر مردم کوفه تمام می کند. امام قبل از رسیدن به کربلا به ابن حره می گوید: سرنوشت من کشته شدن است و پس از قتل من، سرنوشت مردم، تحقیر، خواری و زیر تیغ شمشیر حکومت استبداد رفتن است، اگر بهای آزادی را نپردازید، به سرنوشت سیاهی مبتلا می شوید.» آیت الله سروش محلاتی سخنرانی شب هشتم محرم سال ١۴٠٣ کانون توحید، تهران امام روز عاشورا با صدای بلند اتمام حجت کرد، اسامی دعوت کننده ها را بُرد و حجت را بر مردم کوفه و تاریخ تمام کرد.حال پرسش این است که چگونه جامعه‌ی دینی که پیامبر ساخت، طی چند دهه در اوج انحطاط اخلاقی قرار می‌گیرد و دست به کشتار فجیع خانواده پیامبر می‌زند؟
چه شد جامعه ای که پیامبر ظرف ۲۳ سال، آن را متحول کرد و از جاهلیت به ایمان رساند، ظرف پنجاه سال به جایی رسید که بدترین جنایت تاریخ بشریت را مرتکب شود؟   « مهم‌ترین عامل رخ دادن چنین نتیجه‌ای به روایت نهج البلاغه و سخنان امام حسین، استبداد دینی است که خطرناک‌ترین نوع استبداد و مبتنی بر جهل مقدس است... نخستین کسی که خطر بروز استبداد را در جامعه‌ی اسلامی مطرح کرد، حضرت زهراست که بلافاصله پس از رحلت پیامبر این خطر را گوشزد می‌کند: اقلیت مستبد و اکثریت پیرو!... امیر مومنان می‌فرماید: هر که استبداد بورزد هلاک می‌شود، یعنی شخص یا جامعه استبدادورز عاقبتش نابودی است... اما جامعه و نخبگان به این اعلام خطر بی تفاوت بود، امام علی در خطبه ۱۵۰ نهج البلاغه فرمود بعد از رحلت پیامبر، جامعه به دوره جاهلیت بازگشت و ویژگی دوران جاهلی، این است که حق با کسی است که قدرت و زور دارد!... و  نتیجه این استبداد دینی، خروج بخشی از مردم از دین و گرویدن بخش دیگری به دین منحرف حاکمان بود.» دکتر غلامرضا ظریفیان استاد تاریخ، سخنرانی شب تاسوعا ١۴٠٣، کانون توحید، تهران و فاجعه عاشورا در امتداد آن رخ داد.🔶 اینجا و در دو کتاب پژوهانه ام در کتابخانه مرکز مطالعات اسلامی واشنگتن بیشتر خواهید خواند :https://ketaab.iec-md.org/HAJJ/injaa_taa_khodaa_pishdaar_fehrest.htmlپایان پیام/
18:40 - 25 ژوئن 2026
حوزه و دانشگاه
مراکز تحقیقاتی

2 بازنشر1 واکنش
32٫7k بازدید