جنگ را بردیم، برنده صلح هم باشیم
هدف اعلام شده یا تلویحی آمریکا و اسرائیل در طول سالها، تغییر رفتار یا حتی سرنگونی حکومت در ایران بوده است. این دو، دو جنگ ١٢ روزه و ۴٠ روزه با همکاری متحدان منطقه ای خود هم به ایران با همین هدف تحمیل کردند، اما تحلیل امروز همه ی نهادهای مطالعاتی در حوزه علوم استراتژیک، حتی اندیشکده های آمریکایی این مهم است ؛ ایران پیروز نظامی جنگ بوده است و حال باید مراقب باشد تا برنده صلح نیز باشد.
در این جنگ ها بر خلاف انتظار مهاجمان، شاهد تقویت احساسات ملیگرایانه و همبستگی در داخل ایران بودهایم. اینکه چرا این اهداف محقق نشده، دلایل متعددی میتواند داشته باشد که از مهمترین آنها «توانمندیهای دفاعی و بازدارندگی ایران» است. ایران توانسته است توانمندیهای نظامی خود را توسعه دهد و در برابر حملات احتمالی، هزینههای سنگینی را برای مهاجمان متصور کند. پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی در منطقه خاورمیانه بسیار پیچیده است و هرگونه اقدام نظامی بزرگ، پیامدهای گستردهای دارد که ممکن است برای آمریکا و اسرائیل نیز مطلوب نباشد.مقاومت داخلی و حمایت مردمی دلیل دیگر ناکامی آمریکا و اسرائیل در تجاوز به ایران بود. در مواقعی که احساس تهدید خارجی وجود داشته، شاهد افزایش همبستگی ملی و حمایت از نظام بودهایم. نکته مهم دیگر؛ سیاستهای خارجی و دیپلماسی ایران است. باید بگوییم که ایران توانسته است با استفاده از دیپلماسی و ایجاد ائتلافهای منطقهای، فشارهای خارجی را مدیریت کند.البته، نباید از فشارهای اقتصادی و چالشهای داخلی که ایران با آنها روبرو بوده نیز غافل شد. اینکه چطور یک تهدید خارجی میتواند باعث تقویت همبستگی داخلی بشود ، پدیدهای است که در بسیاری از جوامع دیده شده. در مورد ایران، چند عامل کلیدی در این زمینه نقش داشته اند.
این یک واقعیت اثبات شده و به همین اعتبار از نظریه های پایه در علوم استراتژیک است؛. وقتی شهروندان یک کشور احساس میکنند که از بیرون مورد حمله یا تهدید قرار گرفته اند ، با هر دیدگاه سیاسی و اجتماعی، معمولاً در برابر این تهدید مشترک موضعگیری میکنند. این احساس "ما در برابر آنها" میتواند شکافهای داخلی را کمرنگ کرده و افراد را حول یک «هویت ملی مشترک» متحد کند. تهدید خارجی میتواند باعث شود مردم بیشتر به هویت ملّی خود، تاریخ، فرهنگ و سرزمینِشان بیندیشند. در چنین شرایطی، دفاع از کشور و ارزشهای ملّی به یک اولویت تبدیل میشود و «این امر میتواند حس تعلق و وفاداری به وطن را تقویت کند.» که بیش از ١٠٠ شب و روز حضور مردم در خیابان (عرصه میدان) یک نشان آن است. در زمان بحران و تهدید نظامی، معمولاً حمایت از رهبران سیاسی و نظامی کشور افزایش مییابد. مردم ممکن است احساس کنند که در این شرایط حساس، باید پشت سر دولت و نیروهای مسلح خود بایستند تا از کشور دفاع کنند. حضور میدانی، نظر سنجی ها و اظهار نظرهای بسیار، گواه بر این ادعا است که ایرانیان دخالت قدرتهای خارجی در امور داخلی کشورشان را اصلاً بر نمیتابند. بنابراین، وقتی احساس کنند که آمریکا و اسرائیل قصد دارند نظام سیاسی ایران را تغییر دهند یا بر آن مسلط شوند، این موضوع میتواند باعث واکنش منفی و تقویت رویکرد دفاع از استقلال و حاکمیت ملّی شود.
روایتهایی که از سوی دولت یا رسانههای داخلی منتشر میشود، میتواند بر درک مردم از تهدید خارجی و لزوم اتحاد داخلی تاثیر بگذارد. این روایتها اغلب بر مقاومت، ایستادگی و دفاع از ارزشهای ملّی تاکید دارند.در واقع، این یک واکنش روانی و اجتماعی طبیعی در برابر تهدیدات خارجی است که میتواند باعث انسجام بیشتر در جامعه شود، حتی اگر در شرایط عادی، اختلاف نظرها و تنشهای داخلی وجود داشته باشد.پایان پیام/
16:26 - 30 خرداد 1405