معرفی «اسلام فراشیعه» توسط معصومه ابتکار!/ آنچه جریان سیاسی خاص درباره تحزب نمیگوید
همچنان به چهره واقعیت اسید میپاشند، زمستانی که میرود و روسیاهیای که برای آمریکا و ترکیه میماند و آنچه جریان سیاسی خاص درباره تحزب نمیگوید، از جمله مطالب امروز بسته گزارش تحلیلی فارس است.
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابهلای رسانههای کشور میپردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیلهای موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.***اسلام خاص برای جریان خاص معنی شد...معرفی «اسلام فراشیعه» توسط معصومه ابتکار!معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست، در لابهلای سخنرانی اخیر خود در جشن سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه شریف از مفهومی به نام اسلام فراشیعی! سخن گفته است.او در این باره میگوید:«از ابتدا، انجمن اسلامی در آمریکا و اروپا همزمان با تأسیسش در ایران نیز شکل گرفت و فراتر از اعتقادات دینی شیعی با نگرش اسلام رحمانی فعالیت میکرد؛ اسلامی که تنوع دیدگاهها را بیان میکند»!*به جرأت میتوان گفت که دقیقترین جملهای که جریان سیاسی خاص، تاکنون برای تعریف مفهوم انحرافی «اسلام رحمانی»! ارائه کرده همین جملهی معصومه ابتکار یعنی «اسلامی فراتر از تشیّع» است.قابل ذکر است که هماکنون چندسالی از رواج عبارت «اسلام رحمانی» به جای «اسلام ناب محمدی» در میان چهرههای جریان خاص میگذرد.واژهای که در ظاهر امر و شاید تا قبل از توضیح خانم ابتکار! بار معنایی خاصی را با خود حمل نمیکرد و تنها نکته قابل تأمل در آن این بود که توسط تمامی معاریف اصلاحطلب و اعتدالی بصورت مکرر مورد اشاره قرار گرفته است.طیفی از آقای هاشمی رفسنجانی گرفته تا محمد خاتمی، اسحاق جهانگیری و بقیه اصلاحطلبان مبرّز.
آنها در مقاطعی جملات زیر را درباره اسلام رحمانی اظهار کردهاند:هاشمی: روحانی چهره اسلام رحمانی را به دنیا نشان دادجهانگیری: نگذاریم چهره رحمانی اسلام به نام دین، قربانی افراطیگری شودجلاییپور: دغدغه و هدف دوم فعالان دانشجویی ترویج و غنا بخشیدن به گفتمان مردمسالاری و اسلام رحمانی استمکدیور: اصطلاح اسم رحمانی مدتی است از اقبال برخوردار شده است. نگارنده این اصطلاح را سالها قبل برای تمایز قرائات مختلف اسلامی بکار برده است. در یک سال اخیر این ترکیب در میان حامیان و رهبران و همراهان جنبش سبز به وفور به چشم می خورد.
به نظر میرسد تحلیل مفهومی اسلام رحمانی لازم باشدخاتمی: مدارس ایران معرف چهره رحمانی اسلام باشنددر ادامه نشانههای فوق مبنی بر اصرار یک جریان خاص سیاسی بر ترویج عبارت «اسلام رحمانی» که معصومه ابتکار آنرا اسلامی فراشیعی! معرفی میکند باید به این نکته اشاره کرد که از نظر جریان سیاسی خاص و همانطور که محمود سریعالقلم در کتاب «اقتدارگرایی در عهد قاجار» نیز اشاره دارد، اسلام کسانی مثل شهید شیخفضلالله نوری، اسلامی عقب مانده است که توانایی تطابق با لیبرالیسم بعنوان دروازه ورود به وادی پیشرفت را ندارد!سریعالقلم در صفحه 174 کتاب خود صریحاً بیان میکند که «عنصر مهمی که در ژاپن باعث خروج از اقتدارگرایی شد، در تناقض نبودن مردمسالاری و لیبرالیسم غربی با مرامهای فکری، فلسفی و فرهنگی ژاپن بود»!او در کتاب خود چندین مرتبه اشاره میکند که اسلام (منظور اسلام ناب است) با لیبرالیسم کمتر از «5 درصد»! قرائت مشترک دارداکنون شاید مشخصتر است که مفهوم اسلام رحمانی با توجه به شناسنامه سیاسی و فکری ترویجکنندگانش، قرائتی فراشیعی و در تقابل با مفهوم پاک «اسلام ناب محمدی(ص)» است که مقولاتی مثل پذیرش تئوری جهانی سازی، صلح(به هر قیمتی)، نفی صدور انقلاب اسلامی، خضوع در مقابل هژمونهای به ظاهر برتر جهانی، پیشرفتجویی با سهم جزء بودن از کل دهکده جهانی، تنش زدایی (حتی به معنی مذمت علنی حضور حزب الله در سوریه و سرزنش مقاومت!) و تقبیح مبارزه با خوی استکباری آمریکا نیز در آن یافت میشود.
علاقه جریان سیاسی خاص به مفهوم «لیبرالیسم» تا حدی است که حسین مرعشی، فعال سیاسی اصلاحطلب چند سال قبل در یک مناظره سیاسی اعلام کرد که «ما لیبرالهای مسلمانیم»این تئوری بعدها نیز در تریبونها و نظرات جریان سیاسی خاص تکرار شد و اثباتاً به نظر میرسد که مفهوم اسلام رحمانی، بعنوان یک معنای فراشیعی! در مقابل اسلام ناب محمدی(ص)؛ با لیبرالیسم دارای پیوندهای عمیق استمقام معظم رهبری در بخشی از بیانات خود در سال 82 و در سالگرد رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در مذمت مفهوم «اسلام تسلیمطلبانه» و مدح «اسلام ناب» سخنانی را ایراد کردهاند.معظمله فرمودند:«در طول دوران استعمار، دشمنان اسلام و دشمنان بیداری ملتهای اسلامی، تبلیغ میکردند که اسلامِ معنوی و اسلامِ اخلاقی از اسلامِ سیاسی جداست. امروز هم همین را تبلیغ میکنند. امروز هم دستگاههای تبلیغاتی دشمن و جبهه دشمنِ نظام اسلامی با انواع و اقسام وسایل تبلیغاتی سعی میکند اسلامِ سیاسی و اسلامِ عدالتخواه و اسلامِ اجتماعی را به عنوان چهرهای خشن در دنیا معرفی کند و مردم را به اسلامِ منزوی، اسلامِ تسلیمطلبانه و اسلامی که در مقابل متجاوز و ظالم و زورگو هیچ عکسالعملی از خود نشان نمیدهد، سوق دهد.
امام این را شکست و این انگاره دروغین از اسلام را باطل کرد و اسلام ناب را مطرح نمود»***آنچه جریان سیاسی خاص درباره تحزّب نمیگوید!محسن رهامی، فعال سیاسی اصلاحطلب، چندی قبل در بخشی از یک گفتوگو با سایت حزب ندای ایرانیان گفته است: اصولا اداره یک نظام براساس جمهوریت بدون التزام به لوازم آنکه وجود احزاب قدرتمند و باسابقه طولانی و برآمده از آراء تودههای مردم است، چندان ممکن نیست؛ بنابراین باید تلاش کنیم این نقیصه به تدریج تکمیل شود*نظر رهامی را باید با این گزاره نقض کرد که اتفاقاً در یک نظام جمهوری؛ اداره امور، بدون برخی احزاب که هریک قرائت خاصی از قانون اساسی و دین رسمی دارند، میسور و ممکن است و البته ضروری هم مینماید.تعدادی از جماعات مرتبط با یک جریان سیاسی خاص، در حالی بر نکتهی تحزّب اصرار میورزند که درباره این قسمت ماجرا سکوت میکنند که چرا احزاب عموماً وابسته به همین جریان سیاسی؛ بیتفاوت با منصهی اجرای مطلوب و صرفاً با تابلوی قرائتهای خاص از قانون اساسی و اسلام به صحنه آمدهاند؟!فیالواقع آنها این بخش از تاریخ تحزّب را در نظامات سیاسی فاکتور میگیرند که کارکرد حزب، نه تنها ضدیّت با نظام سیاسی و ارائه خوانش متفاوت از قوانین مبنایی نیست بلکه وظیفه او، ارائه راهکارها و راهبرندگانی است که میتوانند در جهت اجرای بیشتر و بهتر قوانین و تسهیل فرایندهای مرتبط با پیشرفت کشور، نقش ایفا کنند.
بدیهیست که در این باید و نباید اشاره شده؛ حزبی که نیت کند با عاملیّت چند چهره معارض و دارای سوابق امنیتی و فکری ضدّ یک نظام حکومتی، پا به عرصه سیاست بگذارد؛ در واقع میخواهد شیشه را با دستمال کثیف پاک کند و برای همین است که انحلال و اضمحلال را باید بر ناصیهی خود ببیند البته در کشور ایران، احزابی مثل کارگزاران سازندگی وجود دارند که مدعی برخورداری از روشهای بهتری برای اجرا بودند اما دیری نگذشت که مشخص شد مانیفست اجرایی آنها نیز قرائتی خاص از اسلام و قانون اساسی بوده است که زوایایی از آن هم با «لیبرالیسم»! ارتباط داشت.محسن رهامی، چندی قبل در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا مدعی «فلجشدن کشور بر اثر تحریمها»! شده و گفته بود: تحریمها و قطعنامهها کشور را فلج کرده و تا حل نشود نمیتوانیم حوزه اقتصاد کشور را 100 درصد حل کنیم!***علت ربط دادن زنان به مسئله «اسیدپاشی» چیست؟!همچنان به چهره واقعیت اسید میپاشندچند روز قبل نشستی تحت عنوان «اسیدپاشی؛ واکنشها و راهکارها» در دانشگاه تهران برگزار شد.به گزارش سلامتنیوز، سپیده امیدواری که از وی با عنوان روانشناس نام برده شده در این نشست طی سخنانی گفته است:(اسیدپاشی) مانند خشونتهای خانگی، بیشتر بر زنان اعمال میشود...
در جامعهای که مردسالار است و نابرابری جنسیتی در آن وجود دارد و همچنین در جوامعی که سطح خشونت بالاست و مشکلات فرهنگی و تبعیض جنسیتی و انحطاط اخلاقی وجود دارد، اسیدپاشی بیشتر اتفاق میافتد!وی با بیان اینکه یکی از راهکارهای کاهش اسیدپاشی، تغییر نگاه به زنان است، اظهار میدارد: تم شایع اسیدپاشی روی زنی اتفاق میافتد که پای خود را از نقش شایع جنسیتی فرمانبردار بودن خود فراتر گذاشته است و حالا باید این زن را سر جای خود نشاند در جوامعی که زن ملک مرد شمرده میشود، خشونت علیه او چرا مجاز شمرده نشود؟!در این نشست همچنین، سعید معیدفر، از چهرههای جامعهشناسی که در ماجرای تجمعات سوگوارانه مربوط به درگذشت خواننده جوان نیز نظراتی شاذ را ارائه کرده بود، سخنرانی کرده و گفته است: اسیدپاشی محصول دورانی است که بهتدریج سطح آگاهی در جامعه بالا میرود و زنان از خانه بیرون میآیند و تحصیل میکنند و نقشهای اجتماعی دارند...در برخی از مناطق کشور این موضوع منتفی شده است؛ چون افراد سطح آگاهیهایشان را با زمانه خود تطبیق میدهند و نقشهای جدید زنان را میپذیرند، اما همچنان مناطقی وجود دارد که این مشکل را دارند تا بهتدریج امواج رشد و توسعه به آن مناطق هم برسد.وی در ادامه اظهار کرده است: 3- 2 سال است که این بحث که زنان به نقشهای پیشین برگردند را با تفکیک جنسیتی در دانشگاهها و .. در جامعه کلید زدهاند. علاوه بر تفکیک جنسیتی مسایل دیگری با عنوان خانواده مطرح شد.
به این ترتیب که طلاق در حال افزایش است و سن ازدواج بالا رفته و میزان موالید کاهش پیدا کرده است و به همین دلیل ما باید مجدداً به نقشهای گذشته برگردیم*با خوانش سخنان فوق، اینطور به ذهن متبادر میشود که سوژه اسیدپاشی، در نشست مذکور، بیشتر یک موضوع حاشیهای است و سخنرانان گویا رسالت خاص دیگری را برای خود قائل بودهاند.اشارههای این دو نفر به ماجرای اسیدپاشیهای اصفهان است. رخدادی که طی آن متأُسفانه پیرامون چند مرد و چند بانوی متشخص اسیدپاشی رخ داد و این جنایت همچنان در دست پیگیری است.اما آنچه که پس از این جنایت رخ داد این بود که عدهای به میدان آمده و با فاکتور گرفتن اسیدپاشیهای رخداده علیه مردان، فقط چند بانوی آسیبدیده را مورد اشاره قرار دادند و در نیش و کنایه اینطور ابراز کردند که این جنایت، کار گروههای مذهبی و مرتبط با بحث امر به معروف و نهی از منکر است!متأسفانه حتی در این زمینه عددی از مسئولان اجرایی هم به صحنه آمده و بصورت صریحی در تریبونهای متعلق به یک جریان سیاسی خاص، بحث امر به معروف و نهی از منکر را نه بعنوان عاملیّت صریح این جنایت اما بصورت تلویحی مورد اشاره قرار دادند.برخی محافل فمینیستی نیز ماجرای اسیدپاشیهای اصفهان را مورد بزرگنمایی و به مستمسکی برای تخریب عقاید مذهبی و عرفی مردم پیرامون «بانوان» قرار دادند و تلاش کردند تا به زعم خود جرقهای در انبار ناراضیسازی مردم بیاندازند.
(همانگونه که برخی محافل مشابه، تلاش میکنند تا با بهانههایی مثل القای استبداد، مفسد نمایی از نظام اسلامی و بزرگنمایی مشکل کشور این کار را انجام بدهند و حتی سعید حجاریان چندی قبل و در همین راستا، فراخوان رسمی برای حضور مردم در خیابانها را هم صادر کرد!)در این باره تجمعاتی نیز در شهر اصفهان بروز یافت که طی آنها چند نفر از جمله یک مرد زننما که قصد تشویش افکار عمومی را داشت دستگیر شدنداما آنچه که در واقع رخ داد و بارها توسط مقامات مسئول اعلام شد این بود که از ابتدای فروردین 93 تا مقطع مهر و آبان سال جاری چندین مورد اسیدپاشی در شهر اصفهان رخ داده است که طی آنها مردان بیشتر از زنان هدف سوء قصد قرار گرفته و آسیب دیدهاند.ولی متأسفانه برخی محافل گوشهای خود را گرفتند و همچون حرفهای بالا، به بزرگنمایی مسئله زنان و ماجرای اسیدپاشی پرداختند.سخنان سعید معیدفر نیز بیش از آنکه به موضوع اسیدپاشی مرتبط باشند؛ بیشتر کنایههای او به ماجرای راهبردهای نظام مبنی بر ازدیاد نسل، تأکید بر سبک زندگی ایران و اسلامی (که خانواده از محورهای اصلی آنست) و همچنین ضرورت اسلامی تفکیک نامحرمان از یکدیگر به نظر میرسند.
معیدفر پیش از این نیز طی یادداشتی در روزنامه آفتاب یزد، مدعی مخالفت دولت با طرح تفکیک جنسیتی شده و ضمن حمایت از این مخالفت نوشته بود: سیاست تفکیک جنسیتی، موجب شکاف بین دولت و ملت میشود!این شخص پیش از این درباره تجمعات سوگوارانه مربوط به درگذشت خواننده جوان هم گفته بود: مرتضی پاشایی با مرگ خود صدای درونی جوانان دهه شصتی را برانگیخته است!معیدفر همچنین زمانی در یک نشست دیگر درباره مرحوم پاشایی نیز اینطور اظهار کرده بود که:«اغتشاشات سال 88 یک سبک جدید زندگی بود!»***زمستانی که میرود و روسیاهی که برای آمریکا و ترکیه میمانداین تصاویر را شبکه خبری الجزیره از وضعیت پناهجویان سوری در مرزهای کشور لبنان و در منطقه بقاع منتشر کرده استبر اساس گزارش الجزیره، اوضاع پناهجویان سوری در این مناطق و در حالیکه همچنان برف و سرما وجود دارد، بسیار بحرانی است.کودکان، زنان و مردان سوری حاضر در این مناطق از وسایل، لباس و خوراک لازم برخوردار نیستند و الجزیره گزارش داده که بعضی از آنها گفتهاند برودت هوا گاهی به سرحدّ مرگ میرسد.گزارشهایی درباره مرگ چند کودک سوری در زمستان اخیر نیز وجود دارد.بخشی از مردم سوریه به دلیل یک بحران وارداتی از سوی کشورهای آمریکا، ترکیه و چند کشور عربی؛ طی 4 سال اخیر بیخانمان شدهاند.جنگ در این کشور اگرچه به زعم طراحانش قرار بود در کمتر از چند هفته به اتمام برسد و دولت بشار اسد سقوط کند؛ اما این اتفاق هرگز نیفتاد و به شکست کامل کشیده شد.
دولت سوریه به کمک نیروهای محور مقاومت میرود تا بر اوضاع کلی این کشور فائق بیاید و روند بازسازیها آغاز شوداوضاع سخت مردم سوریه و کشته شدن و مشقّت کودکان سوری در حالی بروز کرده است که تندروهای معارض با حکومت این کشور مدعی «جهاد»! هستند و اعتقاد دارند که اعمال خود را بر اساس تعالیم دینی انجام میدهند.ایدئولوژی تروریستهای سوری(که هماکنون بخشی از آنان به سمت عراق و بخشی به سمت لیبی گسیل شدهاند) به لحاظ اعتقادی، گفتمانی شهوتپایه است و حتی جهان آخرت را نیز جهانی شهوانی فرض کرده است.در گفتمان آنها اثری از عقل و خرد نیست، «حیات» (بعنوان سازندهی آخرت و نعمت خداوندی) عنصری بیاهمیت است و هیچ پاسخی برای تناقضات رفتاری و شقاوتهای اخلاقی تروریستها نیز از سوی ایدئولوگها و مفتیان آنها ارائه نمیشود.انتهای پیام/.
14:11 - 28 فوریه 2015