شش زایشگاه در لبنان هدف قرار گرفتند؛ جایی که باید نخستین گریههای زندگی شنیده شود، به میدان آتش تبدیل شد. زایشگاهها نماد آغاز حیاتاند؛ مکانهایی که امید، آینده و تولد در آن معنا پیدا میکند. اما وقتی حتی این مکانها هم از خشونت در امان نمیمانند، پرسشهای تلخی پیش روی وجدان جهان قرار میگیرد.تاریخ بارها نشان داده است که قدرتهای ستمگر از تولد امید میترسند. گویی فرعونها همیشه از گهوارههای موسیها هراس داشتهاند؛ همانگونه که در روایتهای تاریخ و فرهنگ ما، عمرسعدها و حرملهها حتی از علیاصغرهای بیپناه نیز بیم داشتند. ترس از آیندهای که هنوز متولد نشده، گاه به خشونتی کور علیه ابتداییترین نشانههای زندگی میانجامد.انگار در منطق شمرها، هر کارزار تازهای با کودککشی آغاز میشود؛ گویی برای هر دوزه چهلروزهای که به میدان میآورند، نخست باید بیگناهترینها را نشانه بگیرند. تاریخ این الگو را بارها دیده است: آنجا که قدرت، به جای مواجهه با حقیقت، به جنگ با گهوارهها میرود.هدف قرار دادن زایشگاهها تنها یک حمله نظامی نیست؛ حملهای است به مفهوم زندگی، به آینده و به انسانیت. وقتی گهوارهها ناامن میشوند، جهان باید بیش از هر زمان دیگری از خود بپرسد: آیا هنوز چیزی از وجدان جمعی باقی مانده است؟