پرواز معکوس از کانادا به منطقه‌ جنگی؛ اینجا کسی فرار نمی‌کند

«همین صبح از کانادا رسیدم تا کنار هم‌وطنانم باشم»؛ این جمله دختری است که در اوج بحران، به‌جای ماندن در تورنتو، ایستادن کنار شهدای میناب را انتخاب کرد. سادات شیخ‌الاسلامی از معجزه کارت‌های بانکی که خالی نمی‌شدند و دختری می‌گوید که روح شهید چمران را در میدان تجریش زنده کرد.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: «عقل می‌گوید وقتی صدای انفجار می‌آید، باید روی زمین خوابید تا ترکش نخوری؛ اما در میدان تجریش، پیر و جوان ایستاده بودند، خیره به شعله‌های آتش و تنها صدایی که شنیده می‌شد طنین الله‌اکبر بود. گویی کار از جای دیگری هدایت می‌شد.» این را خانم سادات شیخ‌الاسلامی، فعال فرهنگی و طلبه‌ای می‌گوید که در میانه بحران، زندگی آرام خود را رها کرده و به قلب میدان آمده است. او که اصالتاً فرزند روزهای سخت اهواز است، حالا در تهران، روایتگر ایستادگی مردمی است که به قول او، در یک «بعثت تاریخی» به سر می‌برند.

*انتخابی میان عافیت و خدمت: چرا در تهران ماندم؟

بحران که از راه می‌رسد، آدم‌ها دو دسته می‌شوند؛ یا به دنبال راه فرار می‌گردند یا به دنبال راهی برای اثرگذاری. خانم شیخ‌الاسلامی از دسته دوم است. او می‌گوید با وجود اینکه خانواده خودش و همسرش در تهران نبودند و شرایط برای رفتن مهیا بود، اما او و فرزندانش انتخاب کردند که در تهران بمانند.او انگیزه خود را این‌گونه شرح می‌دهد: «در وضعیت بحرانی، اکثر آدم‌ها نسبت به مملکت و دینشان احساس تکلیف می‌کنند. من هم دوست داشتم هر آنچه در توان دارم برای بالا نگه داشتن پرچم اسلام به نمایش بگذارم.» او ابتدا از فعالیت‌های فرهنگی در منطقه شمیرانات شروع کرد، اما خیلی زود متوجه شد که «جبهه» به خدمات دیگری هم نیاز دارد؛ خدماتی از جنس تغذیه و پشتیبانی برای رزمندگانی که هفته‌هاست رنگ خانه را ندیده‌اند.

*جبهه آشپزخانه؛ معجزه کارت‌های بانکی و برکت مردمی

داستان پخت‌وپز خانم شیخ‌الاسلامی از آشپزخانه کوچک خانه‌اش شروع شد. ده روز تمام برای رزمندگان غذا پخت، اما حجم نیازها فراتر از ظرفیت یک خانه بود. او با هماهنگی دوستانش، فعالیتش را به آشپزخانه‌های بزرگتر منتقل کرد.بخش شگفت‌انگیز روایت او، مدیریت هزینه‌های این جهاد است: «شماره کارتی برای کمک‌های مردمی اعلام کرده بودیم. من هیچ‌وقت موجودی کارت را چک نمی‌کردم؛ با اطمینان به بازار می‌رفتم و خرید می‌کردم. باور کردنی نیست، اما حتی یک بار هم با پیام "موجودی کافی نیست" مواجه نشدم. این معجزه لطف خدا و اعتماد مردمی بود که می‌دانستند پولشان مستقیم به سفره رزمندگان در خط مقدم می‌رسد.»

*شبی که تجریش نلرزید: تفاوت آژیر قرمز دیروز و امروز

شیخ‌الاسلامی که متولد اهواز است و خاطرات زنده جنگ هشت‌ساله را در سینه دارد، تفاوت عجیبی میان رفتار مردم در گذشته و امروز می‌بیند. او از شب حمله هواپیماهای آمریکایی به تهران روایت می‌کند؛ شبی که در میدان تجریش شاهد صحنه‌هایی فراتر از منطق نظامی بود.«در هشت سال جنگ دفاع مقدس، صدای آژیر که می‌آمد، همه به پناهگاه می‌رفتند. اما آن شب در تجریش، صدای جنگنده بالای سرمان بود، بمب‌ها تخلیه می‌شد و ساختمان‌های روبرو در آتش می‌سوخت. زمین زیر پایمان از شدت انفجار می‌لرزید، اما هیچ‌کس تکان نخورد. پیرمردهای خمیده، مادرانی با کالسکه بچه و پدرانی که فرزندشان را روی دوش گذاشته بودند، ایستاده بودند و فقط تکبیر می‌گفتند. حتی صدای گریه بچه‌ها هم بلند نمی‌شد. این یک شجاعت معمولی نبود، یک تحول درونی در ملت بود.»

*مهاجرت معکوس؛ از کانادا به قلب معرکه

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های روایت این فعال فرهنگی، مربوط به غرفه «شهدای میناب» در میدان تجریش است. غرفه‌ای که محلی برای دل‌نوشته‌های مردمی شده بود. او از مواجهه با دختری می‌گوید که تیپ و ظاهرش نشان از سفری دور داشت.«دختر خانمی به همراه مادرش آمدند و دل‌نوشته‌ای نوشتند. وقتی خواندم، پاهایم سست شد.نوشته بود: من همین امروز صبح از کانادا رسیده‌ام؛ آمدم تا در این شرایط سخت کنار هم‌وطنانم باشم. این یعنی مهاجرت معکوس. برخلاف جنگ‌های افغانستان یا بوسنی که مردم فرار می‌کنند، ایرانی‌ها از آن سر دنیا خودشان را به وطن می‌رسانند. این همان روحیه شهید چمران است که کرسی تدریس در آمریکا را رها کرد و به جبهه آمد.»

*هشدار درباره «سکوت جنگی»: جنگ تمام نشده است

خانم شیخ‌الاسلامی در پایان این گفتگو، پیامی صریح برای جامعه دارد. او معتقد است فضای آرامِ ظاهری نباید ما را دچار غفلت کند. «درست است که اکنون در دوره "سکوت جنگی" هستیم و شاید زندگی در ظاهر عادی به نظر برسد، اما رزمندگان ما همچنان در وضعیت آماده‌باش کامل هستند. بسیاری از آن‌ها از بعد از جنگ ۱۲ روزه هنوز به خانه نرفته‌اند؛ پای لانچرها و در پست‌های بازرسی بیدارند.
نباید فکر کنیم همه‌چیز تمام شده. حمایت‌های نقدی، حضور در میدان و فریادهای شبانه ما، تنها پشتوانه این غیور مردان است تا زمانی که فرمانده دستور عملیات نهایی را صادر کند.» او گفتگو را با دعای خیری برای پیروزی نهایی به پایان می‌برد؛ زنی که معتقد است تا زمانی که دعای امام شهید پشت سر این امت مبعوث شده است، پیروزی قطعی دور از دسترس نخواهد بود.پایان پیام/#جنگ #رهبر_شهید #راهپیمایی_شبانه #کانادا
23:08 - 22 اردیبهشت 1405

0 بازدید