گفتند بمباران میکنیم، بساط چایمان در تهرانپارس پهنتر شد
تهدید کردند که میزنند، اما پاسخ مردم تهرانپارس فقط یک جمله بود: «۵۰ متر آنطرفتر بساطمان را پهن میکنیم!» این روایتِ قرارگاهی است که ۱۸۰۰ عضو دارد؛ از جراح و متخصص تا نوجوانی که با دو فلاسک چای، ایستگاه صلواتی خانوادگی راه انداخته است.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: عطر چای تازه دم با بوی نمِ پیادهرو قاطی شده است. تمامِ بساطشان یک میز تاشو است و دو فلاسک کهنه که تمام دارایی یک خانواده برای گرم کردن دل همسایههاست.اینجا خبری از بنرهای بزرگ و تشریفات نیست؛ پدر خانواده سینی میگرداند و مادر چای میریزد. این کوچکترین سنگر محله است که با بخارِ گرم یک استکان چای، دلهرههای میان جنگ و شایعه را از تن عابران میشوید.کمی آنطرفتر، پسرک خردسال خانواده با جدیتی که به قد و بالایش نمیخورد، پرچمهای کوچک را به دست همسنوسالهایش میدهد. تماشای همین قابِ ساده، معنای واقعی مدیریت مردمی است؛ ریشههای نجیبی که منتظر بخشنامه نماندهاند تا برای هم «خانه» شوند.در تهرانپارس، این خودِ مردمند که آستین بالا زدهاند تا ثابت کنند امنیت، پیش از آنکه با اسلحه تأمین شود، در دل همین مهربانیهای ساده کوچهپشتی جان میگیرد.این روایت شبهای فلکه دوم تهرانپارس است، وسط هیاهوی جنگ و اضطرابِ. جایی در شرق تهران، دیوارهای سیاه و دوده گرفته یک مسجد، روایتگر داستانی است که با آتش شروع شد اما به عشق ختم شد.روایتِ مردمی است که یاد گرفتند چگونه از میان خاکستر، «تولد دوباره» یک آرمان را جشن بگیرند؛ روایتی از قرارگاه مقاومت تهرانپارس و مردی که میگوید: «ما مسئول نداریم، اینجا همه خادماند.»
*خواستند مسجد را خاموش کنند، حالا هر شب میزبان دو هزار نفر از اهالی محلهایم
هجدهم دیماه بود. هنوز هم وقتی دست میکشی روی کتیبههای مسجد شهید بهشتی رد سیاهی دوده روی انگشتانت میماند. آن شب، آنهایی که آمده بودند تا به قول خودشان «نور خدا» را خاموش کنند، فکرش را هم نمیکردند که آتشِ کوکتل مولوتوف هایشان، هیزمِ گرمابخشِ شبهای سرد اسفند و فروردین محله شود. ۱۲ موتور سیکلت و ۲ ماشین که سرمایه زندگی اهالی محل بود، جلوی چشمهایشان ذوب شد، اما یک چیزی در دل این مردم جوانه زد که دیگر با هیچ آتشی نمیسوخت.حالا، چند ماه بعد از آن شبِ سیاه، وسط حیاط همان مسجد سوخته، چادر زدهاند. شیخ عمادالدین خاکی، استاد دانشگاه و دکترای علوم اجتماعی که مسئول اجتماعات فلکه دوم تهرانپارس است، میگوید: «اراده خدا فوق ارادههاست. خواستند اینجا را خاموش کنند، اما حالا هر شب میزبان دو هزار نفر از اهالی محلهایم.»
*مشق عشق در کوچههای تهرانپارس
برای شیخ عمادالدین، این روزها فقط یک برهه تاریخی نیست؛ او این روزها را «تولد دوباره انقلاب» میداند. معتقد است اگر سال ۵۷ یک آغاز بود، اسفند ۴۰۴ یک «دمیده شدن روح» است. وقتی از او میپرسم چطور این همه آدم با سلیقههای مختلف دور هم جمع شدهاند، برمیگردد به خاطرات جاده نجف -کربلا؛ «امام حسین (ع) در این ده پانزده سال اربعین، به ما تمرین داد که چطور «مردم برای مردم» باشیم. یادمان داد که حتی اگر دستمان خالی است، سایبانِ خستگیِ همدیگر باشیم. حالا ما داریم همان مشقها را در کوچههای تهرانپارس تکرار میکنیم تا تاریخِ سال ۶۱ هجری دیگر تکرار نشود.» او از ایستگاه صلواتی کوچکی میگوید که تمام داراییاش دو فلاسک چایِ یک خانواده است؛ جایی که بچه کوچک خانواده پرچم ایران را به دست همسن و سالهایش میدهد و پدر، سینی چای را دور میگرداند.
*۱۸۰۰ نفر؛ از جراح تا امدادگر
در «قرارگاه مقاومت محله تهرانپارس»، کسی دنبال پست و مقام نیست. شیخ خاکی میگوید: «کار وقتی مردمی باشد، دنبال مسئولش نباید گشت.» اما پشت این تواضع، یک تشکیلات دقیق و علمی نهفته است.۱۸۰۰ نفر ثبتنام کردهاند. کمیته امداد و نجاتشان به تنهایی ۴۵۰ عضو دارد؛ از هر قشر و تیپی. از جراح و پرستار گرفته تا آدمهای معمولی که شش دوره آموزش دیدهاند تا در شبهای اصابت و بحران، مرهمِ زخمِ محله باشند.او از کمیته رسانهای میگوید که جوانهایش به سه زبان محتوا تولید میکنند و کمیته کودکی که وسط بحران، برای بچهها غرفه نقاشی راه انداخته است. حتی وقتی کلانتریها به خاطر مسائل امنیتی تخلیه شدند، این خودِ مردم بودند که امنیتِ کوچهها را به دوش کشیدند.
*عکس یادگاری کنار حوضِ مقاومت
عجیبترین جای داستان اینجاست: تهدید بمباران! رژیم صهیونیستی و آمریکا خط و نشان کشیدهاند که مساجد را میزنیم.پاسخِ اهالی مسجد شهید بهشتی اما شنیدنی است: «اگر اینجا را بزنید، ۵۰ متر آنطرفتر بساطمان را برپا میکنیم. خدمترسانی تعطیل نمیشود.» این شبها، حیاط مسجد پر است از خانوادههایی که لب حوض مینشینند، چای امام رضایی مینوشند و عکس یادگاری میگیرند. پشتزمینه عکسهایشان هم فقط یک چیز است: پرچم سه رنگ ایران.پیادهرویهای شبانه تهرانپارس، شباهتی به پیادهرویهای معمولی ندارد. خاکی میگوید اینها «پیادهروی برای لاغری» نیست؛ یک راهپیماییِ باوقار است برای بیعت با نظم و امنیت.اینجا تهرانپارس است؛ جایی که ثابت کرد اگر مردم برای مردم باشند، حتی از دیوارهای سوخته هم بوی بهشت میآید.پایان پیام/ #جنگ #تهرانپارس #راهپیمایی #بیعت 07:57 - 26 فروردین 1405