۳۰ شکست راهبردی ترامپ در جنگ چهلروزه
طی چهل روز رویارویی راهبردی، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر مقاومت مردمی، بازدارندگی نظامی و دیپلماسی هوشمندانه، ۳۰ شکست متوالی را بر پروژه «فشار حداکثری» آمریکا تحمیل کرد و معادلات قدرت در منطقه را به نفع خود بازتعریف نمود.
در تاریخ روابط بینالملل، به ندرت یک قدرت جهانی با بهرهمندی از تمامی ظرفیتهای رسانهای، نظامی و اقتصادی خود، طی بازه زمانی چهل روز نه تنها به هیچ یک از اهداف از پیش تعیینشده دست نیافته، بلکه در هر مرحله، ناکامی تازهای را تجربه کند. گزارش پیشرو، مستند و مبتنی بر واقعیات میدانی، به تحلیل فروپاشی یک پروژه مبتنی بر رویکرد حداکثری میپردازد.دسته اول: فروپاشی اهداف استراتژیک و سیاسی۱. شکست راهبردی در تغییر نظام سیاسی ایرانجمهوری اسلامی ایران به عنوان نظامی برآمده از اراده مردمی، نه تنها دستخوش تغییر نشد، بلکه با افزایش ضریب مقاومت و هوشیاری ملی، مسیر توسعه و اقتدار خود را تداوم بخشید. هرگونه تحلیل مبنی بر فروپاشی داخلی، فاقد مبانی واقعبینانه و حاکی از محاسبات نادرست راهبردی بود.۲. شکست کامل در تصرف منابع نفتی ایرانهیچ بشکهای از نفت خام ایران تحت تصرف نیروهای متخاصم درنیامد. کلیه تأسیسات نفتی شامل چاهها، پالایشگاهها و نفتکشها، کماکان در حاکمیت کامل ملی باقی ماندند.۳. شکست در گشایش اجباری تنگه هرمز حاکمیت عملیاتی بر تنگه هرمز، به عنوان یک آبراهه حیاتی بینالمللی، کماکان در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران باقی ماند. هیچ یگان دریایی نتوانست بدون هماهنگی با مراجع ذیصلاح ایرانی، در این آبراهه تردد نماید.۴. شکست سیاست به صفر رساندن صادرات نفت ایرانراهبرد تحریم نفتی با ناکامی مواجه گردید. بازارهای جدید در شرق و غرب جایگزین مشتریان سنتی شده و جریان صادرات نفت ایران تداوم یافت.۵. شکست پروژه کودتا و شرطبندی بر ناآرامیهای داخلیملت ایران با تکیه بر تجارب تاریخی خویش، تمامی سناریوهای مبتنی بر ناامنی داخلی و کودتا را خنثی ساختند.
هیچ حزب، جریان یا شخصیت سیاسی داخلی به همکاری با پروژه دشمن مبادرت نورزید.۶. از دست رفتن پایگاه مردمی در داخل آمریکاافکار عمومی ایالات متحده در قبال ماجراجوییهای نظامی دچار فرسایش شدید گردید. رأیدهندگان آمریکایی، طیفی از جمهوریخواهان میانهرو تا بخشی از پایگاه سنتی حامی دولت وقت، سیاستهای خصمانه را طرد نمودند.۷. شکست در جلب حمایت ناتو و اروپا متحدان اروپایی در چارچوب ناتو و اتحادیه اروپا، همکاری در اقدام نظامی علیه ایران را رد کردند. دولتهای آلمان، فرانسه و بریتانیا رسماً عدم مشارکت در هرگونه عملیات نظامی را اعلام نمودند.۸. گذار از جایگاه «مرد معاملات» به «مرد التماسها» تصویر راهبردی «معاملهگر بزرگ» جای خود را به چهرهای داد که ناگزیر به درخواستهای مکرر برای بازگشت به میز مذاکره گردید. سیاست «فشار حداکثری» عملاً به «درخواست حداکثری برای گفتگو» بدل شد.دسته دوم: شکستهای نظامی و فنی۹. شکست در حفظ جنگندههای پیشرفته و پهپادهاجنگندههای رادارگریز F-35 و شمار قابل توجهی از هواگردها و پهپادهای تهاجمی، بدون درگیری مستقیم و یا در اثر آتش پدافند هوایی ایران، ساقط یا منهدم شدند که ضربهای سنگین به صنعت هوانوردی آمریکا محسوب میگردد.۱۰. شکست در نابودی حزبالله لبنانحزبالله لبنان با اتکا به پشتیبانی مردمی، نه تنها نابود نشد، بلکه بازدارندگی و قدرت عملیاتی آن افزایش یافت. توان موشکی این جنبش، کماکان در مرزهای اسرائیل به عنوان عامل بازدارنده عمل میکند.
۱۱. شکست در انزوای بینالمللی ایرانبرخلاف هدف اعلامی، این ایالات متحده بود که در سازمانهای بینالمللی دچار انزوا گردید. جمهوری اسلامی ایران با حفظ کرسیهای خود در مجامع جهانی و گسترش روابط با چین، روسیه و همسایگان، شبکه دیپلماسی خود را تقویت نمود.۱۲. شکست در حفاظت از پایگاههای نظامی در خلیج فارسپایگاههای نظامی آمریکا در منطقه هدف حملات قرار گرفته و توان دفاعی خود را کاهش دادند. سامانه پدافندی پاتریوت نیز نتوانست بازدارندگی لازم را تأمین نماید.۱۳. شکست در حفاظت از پیشرفتهترین رادارهای جهان گرانقیمتترین و پیشرفتهترین سامانههای راداری مستقر در منطقه منهدم شدند که از حیث فنی و اعتباری، ضربهای سنگین به پنتاگون تلقی میگردد.۱۴. قرار گرفتن ناوهای هواپیمابر در برد موشکهای ایران ناوهای هواپیمابر آمریکایی ناگزیر به عقبنشینی راهبردی از محدوده برد موشکهای بالستیک ایران شدند. این نخستین بار در تاریخ بود که یک ناو هواپیمابر در برابر یک قدرت منطقهای عقبنشینی تاکتیکی انجام داد.۱۵. شکست در رویارویی زمینی و اعزام نیرو پنتاگون از هرگونه اقدام به اعزام نیروی زمینی به خاک ایران خودداری نمود. هراس از ایجاد باتلاقی نوین مشابه تجارب عراق و افغانستان، گزینه نظامی زمینی را از دور خارج ساخت. دسته سوم: شکستهای ژئوپلیتیک و منطقهای۱۶. شکست در گسست محور مقاومت هماهنگی و همبستگی میان جبهههای مقاومت (ایران، عراق، سوریه، لبنان، یمن) نه تنها تضعیف نشد، بلکه افزایش یافت. پیامهای همبستگی از بیروت تا صنعا تبادل گردید.
۱۷. شکست در تحقق طرح خاورمیانه جدید و اسرائیل بزرگ طرحهای آرمانگرایانه موسوم به «اسرائیل بزرگ» و «خاورمیانه جدید» که وعده آن داده شده بود، بدون هیچ گونه تحقق عینی در بایگانی تاریخ مدفون گردید.۱۸. شکست در توقف برنامه هستهای ایران فعالیتهای هستهای ایران در چارچوب پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی ادامه یافت. هیچ خللی به تأسیسات هستهای وارد نشده و غنیسازی در چارچوب مقررات بینالمللی تداوم دارد.۱۹. شکست در بسیج کشورهای عربی در ائتلاف علیه ایران حتی متحدان سنتی آمریکا در منطقه از پیوستن به ائتلاف ضدایرانی خودداری کردند. کشورهای عربی تجربهاندوزی کرده بودند که جنگ با ایران به نفع آنان نیست.۲۰. تزلزل در فرماندهی ارتش آمریکا موجی از استعفاها و برکناریها در میان فرماندهان عالیرتبه نظامی آمریکا رخ داد. فرماندهانی که از سیاستهای خصمانه حمایت کرده بودند، یکی پس از دیگری کنار رفتند.دسته چهارم: شکستهای اقتصادی و اعتباری۲۱. شکست در کاهش قیمت سوخت در داخل آمریکا برخلاف وعدههای انتخاباتی، قیمت سوخت در آمریکا افزایش یافته و تورم انرژی دامنگیر شهروندان آمریکایی گردید.۲۲. شکست در حفظ حضور نظامی آمریکا در منطقهآمریکا ناچار به عقبنشینی تدریجی از پایگاههای خود در منطقه شد. نیروهای نظامی از برخی پایگاههای حساس به منظور در امان ماندن از تهدیدات موشکی ایران خارج گردیدند.۲۳. شکست در توقف برنامه موشکهای بالستیک ایرانبرنامه موشکی ایران نه تنها متوقف نشد، بلکه برد و دقت موشکهای بالستیک به طور چشمگیری افزایش یافت. ایران موشکهای جدیدی رونمایی کرد که تمام منطقه را در پوشش برد خود داشتند.
۲۴. آتشبس به شرط پذیرش کامل خواستههای ایران در پایان، طرف آمریکایی ناچار به پذیرش آتشبس بدون دریافت هیچ امتیازی از ایران گردید. ادعای پیروزی کاذب در هرمز در حالی مطرح شد که تنگه هرمز از ابتدا به روی همه کشتیها به جز شناورهای آمریکایی باز بود.۲۵. تحمیل خسارت مالی بیش از ۱۴ میلیارد دلار دستکم ۱۴ میلیارد دلار خسارت مستقیم مالی بر دوش مالیاتدهندگان آمریکایی تحمیل شد. هزینه سوخت، مهمات، جابجایی ناوها و بازسازی تجهیزات، رقمی نجومی بود.۲۶. رسوایی بینالمللی این ناکامی در تاریخ به عنوان «ضعیفترین فشار حداکثری» ثبت گردید. رسانههای جهان تیتر زدند: «آمریکا بازنده میز مذاکره با ایران». به ندرت یک ابرقدرت اینچنین آشکارا بازنده اعلام شده است. دسته پنجم: شکستهای تکمیلی۲۷. شکست در عملیات روانی و جنگ رسانهای علیرغم انبوهی از اتهامزنیهای بیسند و لشکرکشی رسانهای، روایتپردازی دشمن در افکار عمومی جهانی موفق نبود. رسانههای مستقل نشان دادند که ایران هرگز آغازگر تنش نبوده و اتهامات آمریکا فاقد پایه و اساس است.۲۸. شکست در اخلال در کریدورهای اقتصادی ایرانهدف بستن کریدور شمال‑جنوب و جلوگیری از توسعه مواصلاتی ایران ناکام ماند. نه تنها کریدور INSTC سرعت گرفت، بلکه اتصال ایران به چین، روسیه و آسیای میانه مستحکمتر از همیشه شد.۲۹. شکست در ایجاد ناامنی در فضای مجازی و زیرساختهای سایبری ایران** استراتژی «حمله سایبری پیشگیرانه» برای مختل کردن شبکههای حیاتی نظیر بنادر، سدها و تأسیسات هستهای ایران با شکست مواجه گردید. دیوار سایبری ایران فرونریخت و حملات بازدارندهای تجربه شد. هیچ نفوذ موفقیتآمیزی ثبت نشد.
۳۰. شکست در تحمیل توافق «فراتر از برجام» با شروط تحقیرآمیز خواسته مذاکره درباره برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای ایران بدون تعهد متقابل، با پاسخ منفی ایران مواجه شد. شروط دوازدهگانه یکطرفه بدون پاسخ باقی ماند و غرب ناچار به بازبینی معماری تحریمها گردید.ثبت سی ناکامی راهبردی در چهل روز، رویدادی نیست که بتوان آن را تصادفی یا بیربط به محاسبات غلط تلقی نمود. این هندسه یک شکست جامع راهبردی بود که در آن تمامی اهرمهای فشار - از ناوهای جنگی تا تحریم، از رسانه تا کودتا، از جنگ سایبری تا عملیات روانی - یکی پس از دیگری کارایی خود را از دست دادند. هر چند که افراد و دولتها میروند، اما شکستهای راهبردی بهجایمانده، به عنوان اسنادی ماندگار بر قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران باقی خواهند ماند. ایران نه تهدید میشود و نه معامله؛ ایران قاعده بازی است.»هم اکنون نیز تلاشهای گستردهای برای عزل سیاسی و قانونی شخص ترامپ از جایگاه ریاست جمهوری در جریان است که خود گویای عمق شکست راهبردی و فروپاشی مشروعیت داخلی رویکرد او میباشد.#جنگ #ایران #ترامپ#محمدمهدی_مومنیها 22:52 - 21 فروردین 1405