این روضه برای کودک ممنوع است!

صدای روضه‌خوان بلند شده است. ‌ چراغ‌ها که خاموش می‌شود بچه‌ها می‌دوند توی بغل مادرها و بهانه هر شبه را شروع می‌کنند: گریه نکن، منو ببر پیش بابا! ‌و...بهتر نیست بچه‌ها در حسینیه کودک سرگرم باشند و وسط روضه بزرگ‌ترها ندوند؟!
گروه زندگی: «پیش از هر چیز، بایدتوجه کنیم که حضور کودکان در این مراسم‌ها بسیار سفارش شده است. یکی از ارکان مهم تربیت دینی کودکان که بسیاری از خانواده‌های ایرانی نیز دغدغه آن را دارند، همین حضور در جمع و قرارگرفتن در بستری است که مفاهیم دینی در آن به‌صورت غیرمستقیم منتقل می‌شود.در سال‌های اخیر، گاهی این‌گونه رواج پیدا کرده بود که برای کودکان «حسینیه کودک» یا فضای جداگانه‌ای در نظر بگیرند تا آن‌ها از مجلس اصلی دور باشند و فقط در اتاقی جدا بازی کنند. اما این نگاه حتی با انتقاد برخی افراد نیز روبه‌رو شد؛ زیرا این پرسش مطرح بود که چرا باید کودک را از فضای روضه و عزاداری دور کنیم و او را با بهانه‌های مختلف از این فضا جدا کنیم؟» حسنا قیطاسی، مشاور و تسهیلگر مادر و کودک، از دنیای روضه بچه‌ها حرف می‌زند. از دنیایی که هم ظلم‌ستیزی را می‌فهمد هم از گریه مادر نگران می‌شود! بالاخره تکلیف چیست؟!

جای بچه‌ها وسط روضه است نه توی حسینیه!

قیطاسی ادامه می‌دهد: «جدای از فضای معنوی‌ای که همه ما به آن باور داریم و معتقدیم کودکان باید از همان کودکی در فضای اهل‌بیت(ع) و در این مسیر رشد کنند، از منظر تربیت دینی نیز این موضوع اهمیت زیادی دارد که کودک در همان بستر و ساختار قرار بگیرد. البته پیش از آنکه بپرسیم چگونه باید این کار را انجام دهیم، باید به چند اصل و مؤلفه مهم توجه کنیم.بعد از فرزند دار شدن، طبیعی است که اولویت‌های هر خانواده تا حدی تغییر کند.در واقع، اگر بخواهیم تربیت دینی در کودکان اثرگذار باشد، باید هم فضای معنوی را حفظ کنیم و هم شادی، آرامش و تناسب باروحیه کودک را در نظر بگیریم. این تلفیق، یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای پیونددادن کودک بافرهنگ اهل‌بیت(ع) و مجالس عزاداری است.

جنین‌هایی که عاشق امام حسین‌اند!

«مسئله بعدی که باید به آن توجه کنیم، گذار کودکان به مرحلهٔ پرسشگری است؛ یعنی از دوسالگی به بعد، آن‌ها شروع به پرسیدن می‌کنند که: «چرا به هیئت آمده‌ایم؟» یا «مامان، چرا گریه می‌کنی؟».در اینجا لازم است به یک تفاوت مهم در دیدگاه‌ها اشاره کنم. روان‌شناسی غربی بر این باور است که کودکان تا سن هفت‌سالگی، هنوز قدرت «تفکر انتزاعی» ندارند؛ بنابراین معتقدند نباید مفاهیم انتزاعی و پیچیده مثل ماهیت خداوند یا جزئیات واقعه کربلا را برای آن‌ها بازگو کرد.اما در مقابل، رویکرد تربیت دینی در اسلام بر این باور است که کودک، موجودی با «فطرت» است. همان گونه که از دوران جنینی در شکم مادر، پیوندی با حقیقت دارد، در روح او نیز توحید، عشق، محبت و حق‌طلبی به‌صورت ذاتی نهادینه شده است. ما نیازی نداریم منتظر بمانیم تا کودک به سن تفکر انتزاعی برسد تا مفاهیم را به او آموزش دهیم؛ بلکه این مفاهیم در ذات او حضور دارند.»

جزییات تلخ را در قلبتان نگه‌دارید.

«به‌عنوان مثال، برای کودکی در دو یا سه‌سالگی، نباید وارد جزئیات پیچیده شد؛ اما می‌توان مفاهیم را به زبان ساده‌ای برای او بازگو کرد. مثلاً بگوییم: «مامان، یک شخصیت بسیار بزرگ و محبوب وجود دارد به نام امام حسین (ع)؛ ما او را بسیار دوست داریم و امروز به‌خاطر کارهای بدی که در حق او انجام دادند، غمگین هستیم.» «با بالارفتن سن کودک، رویکرد ما نیز تغییر می‌کند. ما لزومی نمی‌بینیم که برای او «روضه‌های مکشوف» (با جزئیات بسیار خشن) بخوانیم، اما او را در فرایند درکِ «حق و باطل»، «مبارزه با زورگویی» و “ «شکل‌گیری ارزش‌ها» شرکت می‌دهیم. در این سنین، نباید از روایت‌هایی استفاده کرد که بیش از توان ذهنی کودک است؛ مثلاً بازگوکردن جزئیات مربوط به واقعه علی‌اصغر (ع) که تنها شش ماه داشت، می‌تواند صحنه‌ای بسیار سنگین و تاریک برای ذهن کودک باشد.»

قدرت واقعی را به بچه‌ها نشان بدهید

«به همین دلیل است که تأکید می‌کنیم در زمان “مقتل خوانی” ، بهتر است کودکان در آن فضا حضور نداشته باشند. روایت‌های مقتل بسیار تکان‌دهنده است.یک نکته بسیار حیاتی در تربیت کودک زیر هفت سال وجود دارد: ما باید بر “شجاعت و قدرت” امام حسین (ع) تأکید کنیم، نه بر “مظلومیت” ایشان.از دیدگاه ذهنی یک کودک، واژه “مظلوم” ممکن است با “ضعف” یا “ترس” اشتباه گرفته شود. ما نباید به او القا کنیم که امام حسین (ع) ضعیف بود؛ بلکه باید به او بگوییم: «امام حسین (ع) بسیار قوی و شجاع بود؛ او عاشق خدا بود و چون خدا با او بود، از هیچ‌کس نمی‌ترسید. او حتی وقتی تنها بود، چون به خدا پناه داشت، دلش آرام بود.» ما می‌توانیم با مثال‌هایی مثل شجاعت حضرت قاسم (ع) یا ایستادگی امام در برابر هزاران نفر، مفهوم “قدرتِ ناشی از ایمان” را در او نهادینه کنیم.»
۱۵ MB

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی!

«در نهایت، هدف ما از عزاداری برای کودک باید این باشد: ما برای امام حسین (ع) گریه می‌کنیم، نه از سرِ ترس یا به‌خاطر صحنه‌های ترسناک، بلکه از سرِ “عشق و دلتنگی”. ما به‌خاطر این می‌گرییم که چقدر دوستش داریم و چقدر دلمان می‌خواست در کنار او بودیم. ما لباس مشکی می‌پوشیم تا نشان دهیم به‌خاطر این قهرمان بزرگ و باعزت، غمگین هستیم. ما به او می‌آموزیم که باخدا بودن یعنی داشتنِ قدرت، یعنی ترس‌ناپذیری و یعنی ایستادگی در برابر هرگونه ناعادلانه بودن.»#محرم۱۴۴۸ #مکتب_عاشورا #کودک_روضه_هیات
19:53 - 4 تیر 1405

0 بازدید