با این جمله، فیتیله بحث را پایین بکشید!

«مگر نگفتم این ماشین را نخر؟ مگر نگفتم پیش آن تعمیرکار نبر؟ حالا هم پولت را از دست دادی و هم ماشین درست نشد.»این گزارش یک جمله طلایی برای ساختن پل‌های کلامی است.
«حتماً برای شما هم پیش‌آمده که همسر، فرزند یا یکی از نزدیکانتان دچار مشکلی شده باشد یا به دلیل خستگی، سکوت اختیار کرده باشد. در این شرایط، ما معمولاً کنجکاو می‌شویم که بفهمیم چه اتفاقی افتاده است. جلو می‌رویم و می‌پرسیم: «چی شده؟ چرا ساکتی؟ چرا ناراحتی؟» و طرف مقابل توضیح کوتاهی می‌دهد. اما واکنش بعدی ما در زندگی روزمره، اغلب به سمتی می‌رود که مغز در جایگاه «قضاوت گر» قرار می‌گیرد.»

اگر همیشه غر می‌زنید بخوانید!

مرضیه کشوری، کارشناسی ارشد روان‌شناسی خانواده و مشاور و مدرس، با اشاره به موقعیت‌های تکراری که همه ما درگیرش شده‌ایم سراغ یک جمله طلایی رفته است. او اول موقعیت را توضیح می‌دهد: ممکن است بگوییم: «مگر نگفتم این ماشین را نخر؟ مگر نگفتم پیش آن تعمیرکار نبر؟ حالا هم پولت را از دست دادی و هم ماشین درست نشد.» یا وقتی می‌خواهیم کمک کنیم، با لحنی دستوری می‌گوییم: «بده من، تو که بلد نیستی! من خودم آشنا دارم، خودم درستش می‌کنم.»

«مگر من از تو کمک خواستم؟!»

نکته مهم این است که علاوه بر کلمات، «لحن» و «زبان بدن» ما اهمیت ویژه‌ای دارند. بر اساس قواعد ارتباطی، ۵۵ درصد از تأثیرگذاری کلام ما مربوط به زبان بدن (حالت چهره و وضعیت ایستادن) است، حدود ۳۳ درصد آن مربوط به لحن بیان و تنها ۱۲ تا ۱۳ درصد آن به محتوای کلام اختصاص دارد.بنابراین، حتی اگر از کلمات مؤدبانه و زیبایی استفاده کنید، اما لحن و زبان بدن شما سرزنشگر، قضاوت‌گر یا تحقیرآمیز باشد، اثر کلماتتان از بین می‌رود. این مدل برخورد، دقیقاً همان «سد کلامی» است که باعث می‌شود طرف مقابل گارد بگیرد و بگوید: «مگر من از تو کمک خواستم؟ ولم کن!» و این شروع یک مشاجره است.حتی اگر دعوایی هم رخ ندهد، این رفتار اثرات مخرب بلندمدتی دارد؛ طرف مقابل به‌تدریج از ما قطع امید می‌کند. اگر این شخص همسر یا فرزند ما باشد، دیگر در دوران بحران یا نوجوانی برای مشورت سراغ ما نمی‌آید.

ترکیب لحن و کلام شما شیرین است؟!

یک خانمِ دانا و با‌سیاست، کسی است که محل رجوع و مأمنِ امن اطرافیانش باشد. اما سبک کلامیِ سرزنشگرانه، این جایگاه را از بین می‌برد و حس بی‌اهمیت‌بودن را به طرف مقابل منتقل می‌کند. به یاد داشته باشیم که لحن و کلام ما می‌تواند سازنده باشد یا ویرانگر؛ انتخاب با ماست.طرف مقابل با خود می‌اندیشد: «من که اهمیتی ندارم؛ او فقط می‌خواهد دستور بدهد یا کارهایش را به من واگذار کند.» در نهایت، فارغ از اینکه او چه فکری درباره ما می‌کند، نتیجه این است که دیگر ما را «مأمن امن» خود نمی‌داند.

از سر باز نکنید!

کشوری با اشاره به یک جایگزین مطلوب دست ما را برای تغییر مسیر باز می‌کند:حالا جایگزین این رفتار چیست؟ چه جمله‌ای به کار ببریم که پل ارتباطی ایجاد شود؟ این نکته حتی اگر اهل استفاده از کلمات منفی هم نباشید، برای شما بسیار راهگشاست. استفاده از این جمله در موقعیت‌های کوچک و بزرگ معجزه می‌کند. وقتی چالش، ناراحتی یا خستگی وجود دارد و نیاز به رسیدگی هست، از همسر یا فرزندتان بپرسید: «من در حال حاضر چه کمکی می‌توانم به تو بکنم؟» دقت کنید که «لحن» در اینجا تعیین‌کننده است. تفاوتی بزرگ میان یک پرسشِ از سرباز کردن با یک پرسشِ دلسوزانه وجود دارد. بهترین اثر زمانی حاصل می‌شود که همدردی را در چهره و کلام خود نشان دهید؛ کمی ناراحتیِ صادقانه را در چهره‌تان جاری کنید و با ملایمت بپرسید: «می‌بینم که ناراحتی؛ من چه کمکی از دستم برمی‌آید که انجام دهم؟»

این جمله، نتایج دلچسبی دارد

حتی اگر شناخت خوبی از همسرتان دارید، باز هم نتایج این جمله شگفت‌زده تان می‌کند، کشوری می‌گوید:شاید بگویید: «من که می‌دانم همسرم در این مواقع با یک فنجان چای حالش بهتر می‌شود.» اگر صددرصد مطمئنید که دمتان گرم! اما پرسیدن این جمله، یک فایده مهم دیگر هم دارد: «فرهنگ‌سازی». با این کار در بستر خانواده جا می‌اندازید که افراد یاد بگیرند نیازهایشان را دقیق بیان کنند. خیلی وقت‌ها ما حتی خودمان هم نمی‌دانیم چه نیازی داریم؛ مثلاً دلمان می‌خواهد همسرمان فقط به حرف‌هایمان گوش دهد، اما چون آگاه نیستیم، می‌گوییم: «برو برایم چای بیاور.» و بعد از آوردن چای هم حالمان خوب نمی‌شود.پرسیدن این سؤال، بار روانی طرف مقابل را سبک می‌کند. حتی اگر در آن لحظه واقعاً کاری از دست شما برنیاید، همین که پرسیده‌اید، او احساس می‌کند تنها نیست و لازم نیست همه بارِ مشکلات را تنهایی به دوش بکشد. این پرسش، اعتماد و صمیمیت را عمیق‌تر می‌کند.علاوه بر این، پرسیدنِ این سؤال «نقش مثبت» را در طرف مقابل فعال می‌کند. کسی که احساس کند می‌تواند در حل مشکلِ عزیزش مشارکت کند، ناخودآگاه مسئولیت‌پذیرتر، مهربان‌تر و فعال‌تر می‌شود.اگر می‌خواهیم همسرمان در مسائل خانه فعال‌تر باشد، باید فضا را برایش باز کنیم. با این کار، رابطه از حالتِ «نصیحت‌گری و دستوردادن» به مرحله «همراهی واقعی» تغییر می‌کند.#رابطه_دعوا_گفتگو#اختلاف_زوجین#روانشناسی
20:04 - 27 خرداد 1405
زندگی
خانواده
مشاوره

3 بازنشر7 واکنش
47٫8k بازدید



2 پاسخ

@user1751672700335 ساعت پیش
در پاسخ به
💌

@user17516727003336 دقیقه پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌فرشاد‌
فرشاد

@Iranehamdel  •  23 اردیبهشت 1405

گرانی تورم و کاسبان تحریم و جنگ ،امان مردم را بریده است
مطالبه

لزوم مقابله جدی با محتکران و کاسبان تحریم

اتحاد نامبارک، کاسبان تحریم و کاسبان جنگ در سال‌های جنگ تحمیلی ۸ ساله، اینگونه تورم و گرانی ،جولان نمی‌داد و آن زمان برخوردها انقلابی به معنای واقعی کلمه بود. محتکران و گرانفروشان، جرات خطا نمیکردند. در این چند روز که دوباره گرانی از گرانی های ماه ها و هفته های قبل هم بیشتر خودنمایی می‌کند. خیلی از مسئولان قول برخورد و رسیدگی دادند و در تلویزیون و رادیو و روزنامه ها، برخورد قاطع با گرانی خودرو ، مسکن ، مایحتاج و خوراک را فریاد زدند. اما تا به الان، هیچ تغییری که در وضعیت نابسامان بازار و قیمت ها دیده نشده و حالا برخی از مسئولان ،مثل رئیس بانک مرکزی به گرانی ها مهر عادی انگاری زده اند؟ انبارها پر است اما دیگر قدرت خریدی برای کسی جز خود مسئولان باقی نمانده است! وقتی قیمت ها سریع رشد میکند ، فرق،احتکار با انبار کردن در چیست؟ تا الان همه مسئولان یک به یک به گرانی ها ورود کرده اند ولی هنوز این ورودهای، تاثیر خود را در قیمت ها نشان نداده است. این حجم از تورم و گرانی عادی نیست ؟ کشورهای جنگ زده و حتی جنگ ۸ ساله خودمان نیز ,چنین گرانی وجود نداشت دولت و بانک مرکزی هم مشغول فروش دلار و اوراق و فروش سکه و شمش طلا هستند و سر مست از اینکه چه تدبیری کردیم که انبارهایمان را از کالا ها پر کرده بودیم و کلی طلا ذخیره کردیم تا اینچنین با افزایش قیمت کسری بودجه خود را پوشش دهیم. آیا این احتکارها و رانت ها ،کار جریان نفوذ است ؟یا کار دولت و یا شبه دولتی ها؟یا خصوصی ها و خصولتی ها؟ در هر حال سود را محتکران و کاسبان جنگ و تحریم بردند و طبق معمول ضررها بر دوش مردم افتاد و هیاهوی برخورد با گرانفروشان کل شهر را پر کرده اما خبری از تغییر نیست. یا نمی‌توانند و یا می‌توانند و نمی‌خواهند و یا کلا مساله گرانی به قول آقای همتی عادی و تحت کنترل است!!!!!! دلار ۱۸۰ هزارتومانی و سکه ۱۹۰ میلیونی کاملا عادی و منطقی است.!!!!! خدا را شکر ،مفهوم عادی را هم ،فهمیدیم! عادی انگاری گرانی و تورم ، درد و ضربه اش از خود تورم هم بیشتر است و نمک پاشیدن بیشتر بر زخم مردم است که در باتلاق برخی نامسئولان گرفتار شده اند. هر سازمان و تولید کننده و انباردار و واسطه و فروشگاه ها و بانک ها و تولید کنندگان ،به هر بهانه ای ، در حال فروختن اجناس ، و طلا و دلار و ماشین خود به چندین برابر قیمت هستند. به هر حال این نیز بگذرد و فقط بار و توشه ای میشود برای دیار حق تعالی یاحق

دولت و مجلس و قوا قضائیه، شورای سران قوا، وزیر اقتصاد و صنعت، وزیر کار و رفاه اجتماعی و دیگر وزرا، کلیه مسئولان، بانک مرکزی کشور، آقای پزشکیان و همتی و مدنی زاده و فرزین، دستگاه های نظارتی و بازرسی و اطلاعاتی، بسیج و نهادهای مردمی ،سازمان های حمایتی، آحاد مردم انقلابی

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه