نقش آفرینی در تجمعات حتی با یک بسته پفیلا!
رؤیای نابودی اسرائیل اگر برای نسل ما یک آرزو و دعا بود، برای این نسل پرشور کوچک، دارد یک خاطره میشود که هر روز برای تحقق آن با قدمهای کوچکشان به خیابان میآیند و پابهپای بزرگترها شورآفرینی میکنند.
گروه زندگی: چندقدمی راه میرویم که ماشینی کنار پایمان توقف میکند. دختر کوچولو از صندلی جلو دستش را بیرون میآورد و بسته کوچکش را سمت دخترم میگیرد. روی بسته که شکلات و ژله دارد با دستخط خوبی نوشتهاند: «فرشته کوچولو خیلی ممنون که برای ایران عزیزمون اومدی. برای نابودی اسرائیل با دستهای کوچیکت دعا کن!« دخترم برگه را چند بار نگاه میکند و از من میخواهد برایش بخوانم. وقتی خواندنم تمام میشود دستش را مشت میکند و فریاد میزند: مرگ بر اسرائیل!
حتی با یک شکلات!
همین لحظه را قاب میگیرم و ضرب در هزار و بلکه میلیون میکنم. این لحظه این شبها در همه شهرهای ایران دارد تکرار میشود. رؤیای نابودی اسرائیل اگر برای نسل ما یک آرزو و دعا بود، برای این نسل پرشور کوچک، دارد یک خاطره میشود که هر روز برای تحقق آن با قدمهای کوچکشان به خیابان میآیند و پابهپای بزرگترها شورآفرینی میکنند.اما شور میتواند تبدیل به باور عمیق شود اگر ما با تلاش جدی به این نسل تازه انقلاب که بچههای زیر سن دبستان هستند اهمیت بدهیم.این گزارش راهکارهایی از دل میدان و از قلب خیابان برای کسانی است که دنبال نقشآفرینیاند حتی شده با شکلات دادن دست یک بچه انقلابی کوچک.
مقاومت با بوی مدادرنگی و گواش!
هرجا میرویم بچهها میز و صندلی نقاشی را زود پیدا میکنند و سراغش میروند. نقاشیها با محتوای شهادت رهبر عزیزمان و موشکهای غرورآفرین ایرانی، همچنین پرچم سهرنگ کشورمان است. موکبی که نقاشیهای شب گذشتهاش را به طنابی که بین دو درخت خیابان کشیده، آویزان کرده و ریسه چراغ سفیدی زده است، چشمم را گرفته است. بچهها سر از پا نمیشناسند که نقاشیشان قاطی نقاشیهای روی درخت شود. این کار میتواند به همین شکل، با اضافهشدن راوی که در مورد محتوای نقاشی با بچهها حرف بزند با هزینه کمی در خیابانهای تمام شهرها اجرا بشود. کافی است یک ندا بدهید تا مدادرنگیهای چند خانه حتی کفاف این برنامه را بدهد.
این آقا رو میشناسی؟!
دخترم جلو میرود و از برق چشمهایش میفهمم که دل توی دلش نیست عکس روی شابلون را روی مشت کوچکش ببیند.وقتی به خانمی که اسپری دستش است میرسد. او میپرسد این آقا رو میشناسی؟ چشم ریز میکنم ببینم چه کسی را میگوید که نگاه نافذ امام خامنهای، آقا سید مجتبی را میشناسم. دخترم هنوز نمیداند آن آقایی که با فرشتههای شبکه پویا نماز خوانده و خندیده پیش خدا رفته است. خوشبختانه آن خانم هم حرفی نمیزند و فقط از رهبر جدید بچهها حرف میزند و آخر کار یک یا زهرای پرشور از بچهها میگیرد. به همین راحتی یک کار فرهنگی کوچک دیگر توی دل بچهها جا بازکرده است.
فرفرهها با شور میچرخند!
خیابان شلوغ است. بچهها زودبهزود خسته میشوند. اما کسانی که با یک پلاستیک دستشان بین جمعیت میچرخند و با بستههای پفیلای کوچولو یا شکلات به داد مادرها میرسند حکم سوخت موشکهای خیابان را دارند. این جمعیتهای زیاد، با بچههای کوچک و پرشور، با این بستهها نهتنها انرژی میگیرند بلکه بچهها احساس میکنند چقدر مهماند که اینهمه جایزه در خیابان برایشان تدارکدیدهشده است.سربندها، بادکنکها، حتی فرفرههای کوچکی که توی راه به بچهها میدهند، بازتولید انرژی قشنگی است که از قلب کوچک آنها به قلب والدینشان و بعد به قلب خود خیابان باز میگردد.
درنای ایرانی پر بزن و برو!
کاردستی از آن کارهای بامزه است که در همه روزها و لحظهها برای بچهها جواب است. موکبی که پرنده درنا میسازد و به بچهها میدهد نظرم را جلب کرده است. به بچهها اشاره میکنم آن طرفی بروند و پشت سر دختری میایستیم که نفر جلویی است. مردی که درنای توی دستش هنوز پرواز نکرده میپرسد: عمو جون شهدای دنا رو میشناسی؟ و بدون اینکه صبر کند دختر جلویی خجالت بکشد یا فکر کند دنبال جواب، شروع میکند اندازه سنش توضیحدادن. بعد هم درنایش را میدهد دستش و میگوید بپر! وقتی دختر میرود و نوبت بچههای من است میترسم حرفهای عمو از سنشان فراتر برود اما او این بار از بچهها میخواهد برای نابودی اسرائیل و خشنودی آقا امامزمان صلوات بفرستند و درنایشان را میدهد دستشان و با لبخند بدرقهشان میکند.
دهان گشاد سگ زرد را هدف بگیرید
بچهها خیلی زود راضی میشوند اما با بازی، رضایت وجودشان جوری به سقف میرسد که گفتنی نیست.موکبهایی که بازی راه میاندازند و از بچهها میخواهند موشک کاغذی یا پلاستیکیشان را به سمت دهانگشاد و کثیف ترامپ روانه کنند حسابی خنده بچهها را درمیآورند و همزمان حس نفرت از دشمن را بهدرستی تقویت میکنند.این بازیها هم هزینه چندانی ندارد و با کمک مساجد و حتی در یک محله میتوان از این کارها کرد. اما مزه این بازیها به این زود از زیر زبان بچهها درنمیآید.
بزن که خوب میزنی!
تقویت اعتمادبهنفس بچهها، آن هم با شعار گرفتن از آنها پشت میکروفون کمخرجترین کار دنیاست که برکات تربیتی خیلی خوبی دارد. وقتی در آن همهمه خیابان و شلوغی و خستگی بزرگترها، صدای یک بچه میپیچد که باذوق میگوید: تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی! همه از اینهمه دسترسی بچههای این دوره و زمانه و عقلشان لبخند میزنند و خستگی ایستادن در سرما یادشان میرود.میکروفون که سهل است، حتی میدان را هم فردا قرار است همین بچهها نگه دارند.#جنگ_رمضان #مرگ_بر_اسرائیل #تجمعات_شبانه_موکب#خیابان_با_ما 15:00 - 7 فروردین 1405