توانبخشی و اوتیسم، شکنجگاهی برای کودکان
«مگر نمیگویند اوتیسم غیر قابل درمان است پس در این جلسات زجرآور که کودکان در آن حقیقتا شکنجه روانی و در بسیاری از موارد شکنجه جسمی می شوند به دنبال درمان چه هستند؟» ولاء موسوی از اوتیسم و متخصص بلاگرها میگوید!
گروه زندگی: ولاء موسوی، دکترای روانشناسی سلامت و ارشد مغز و رشد شناختی از دانشگاه برک بک لندن دارد و در حال حاضر مقیم انگلیس است. او سالهاست که در حوزه رواندرمانی خانواده، کودک و نوجوان بهصورت تخصصی کار میکند و از حدود ۲۷ کشور دنیا مراجع دارد. حرفهای او درباره اختلالات روانشناختی کودک بهویژه اوتیسم و بیشفعالی تازگی دارد: «آن چیزی که ما در حال حاضر با آن درگیر هستیم و بهشدت شیوع پیدا کرده اوتیسم نیست، بلکه برچسب اوتیسم است. در واقع ما مجموعهای از علائم رفتاری و روانشناختی داریم که قطعاً علتی دارند که با شناسایی ریشهها و رفع آنها علائم تکبهتک از بین میروند. اوتیسم، بیشفعالی، اختلالات یادگیری و حتی بسیاری از مشکلات تأخیری که ظاهر جسمانی هستند، صرفاً برچسبهایی هستند که ما به آن مجموعهای از علائم میزنیم و گرنه این برچسبها هویت مستقلی ندارند و قابلردیابی در ژنتیک یک فرد نیستند».
اوتیسم و سراب توانبخشی!
موسوی با یک مثال ادامه میدهد: «وقتی کسی درگیر آنفلوانزا میشود، به این معنی است که ویروسی وارد بدنش شده که علائمی را هم ایجاد کرده است. مثلاً فرد تب دارد، سرفه میکند و بدندرد دارد. اینجا ما نمیگوییم فرد دچار اختلال تب یا اختلال بدندرد شده بلکه ما میگوییم اینها علائمی هست که نشان میدهد احتمالاً فرد درگیر ویروس شده که در نتیجه ما به دنبال درمان برای ازبینبردن آن ویروس خواهیم بود نه ازبینبردن قهری و اجباری علائم! اما مسئله این است که نه فقط در ایران که در کل جهان دهها سال است کسی به دنبال ریشه اوتیسم نمیگردد و درِ هر گونه تحقیق و پژوهش واقعی در این زمینه بسته است. با فهرستکردن یک سری نشانهها و علائم مشخص، برچسب اوتیسم را به بچهها میچسبانند و قاطعانه میگویند که درمان نمیشود اما درعینحال بهصورت مادامالعمر برای آن کودکان کاردرمانی، گفتاردرمانی و درمانهای رفتاری تجویز میکنند و هیچکس متوجه این تناقض عجیب و بزرگ نیست! اما حرف من این است، ریشههای اوتیسم بهوضوح روشن است و بهراحتی قابلدرمان است به شرطی که دست از ناامید کردن والدین برداریم».
راه اوتیسم از ژنتیک نمیگذرد!
موسوی میگوید: «شاهد این ماجرا این است که ما صدها و شاید هزاران کودک با تشخیص اوتیسم در سطوح مختلف خفیف تا شدید را درمان کردهایم و به زندگی عادی برگشتهاند. همه جای دنیا و در بین تمامی اقشار این باور وجود دارد که اوتیسم ریشه ژنتیکی دارد اما جالب است برایتان بگویم یک روز در جلسهای که با پروفسور مایکل توماس و پروفسور امیلی جونز در دانشگاه برک بک داشتم و از جزئیات کارم میگفتم وسط صحبتها به پروفسور توماس گفتم: شما میگویید اوتیسم یک اختلال ژنتیکی است. ایشان متعجب شد و گفت: چه کسی گفته؟ ما میگوییم احتمالاً ژنتیک است و داریم تلاش میکنیم مبنای ژنتیکی برایش پیدا کنیم، اما در حال حاضر بهعنوان مجموعهای از مشکلات رفتاری شناخته شده است»
پروفسور توماس هم معترف است...
«جالب این است که حتی در کلاس ها و سمینارهای مختلف پروفسور توماس، شما هیچوقت نمیشنوید که اوتیسم را در دسته اختلالات ژنتیک جای دهند و اتفاقاً منتقد جدی مقالاتی هستند که با تک بررسیها، ادعای کشف ریشه ژنتیکی اوتیسم را دارند و باعث انحراف افکار جامعه علمی و خانوادهها میشوند. میخواهم بگویم وقتی ما بر اساس مقالات موجود بپذیریم که حداقل تا الان هیچ ژن مرتبطی با اوتیسم یافت نشده، در واقع نصف مسیر درمان را رفته ایم».
پایان سلطه متخصص بلاگرها!
موسوی با اشاره به وضعیت ایران در ارتباط با اختلال اوتیسم میگوید: «در ایران متخصص بلاگرها فرصت تفکر و امیدواری را از والدین گرفتهاند و بهگونهای عمل کردهاند که همگان باور کردهاند که درمان اوتیسم که به قول خودشان غیرقابلدرمان است، چیزی جز توانبخشی نیست! واقعاً اگر والدین لحظهای تأمل کنند و به این تناقضهای عجیب فکر کنند محال است فرزندشان را وارد جلساتی کنند که با ترس، ناامیدی و نگرانی شروع میشود و متأسفانه هیچگاه تمام نمیشود. چطور ممکن است یک اختلال که فرضاً ژنتیکی است با کاردرمانی و گفتاردرمانی یا رفتاردرمانی، بهتر شود؟ مگر نمیگویند غیرقابلدرمان است پس در این جلسات زجرآور که کودکان در آن حقیقتاً شکنجه روانی و در بسیاری از موارد شکنجه جسمی میشوند به دنبال درمان چه هستند؟ مسئله فقط برچسب اوتیسم نیست. متخصص بلاگرهای حوزه توانبخشی در سایر زمینهها بهشدت فعال شدهاند و در حال بازاریابی هستند. باعث تأسف است برایتان بگویم اما من مراجعین بسیاری از ایران داشته و دارم که برای نوزاد بیستروزه، یکماهه و چندماهه آنها کاردرمانی و گفتاردرمانی تجویز شده بود. چرا؟! چون این بچهها مثلاً نارس بودند و گفته بودند بعدها قرار است دچار مشکلات تأخیری شود! کاری که با قاطعیت میگویم در هیچ جای دنیا نمیتوانید مثلش را پیدا کنید!
علم را با گزارش و مقاله اشتباه نگیرید!
موسوی میگوید: «مشکل این است که در ایران مقالات و پژوهشها با علم اشتباه گرفته میشود. ما تا میآییم بگوییم این مداخله پزشکی یا روانشناسی اشتباه است، میگویند منبع علمی دارد و در مقالات هست. متأسفانه دانشجویان و حتی برخی اساتید بهویژه در حوزه پزشکی، توانبخشی و روانشناسی، فراموش کردهاند و یا شاید نمیدانند که مقالات عملی صرفاً گزارش بررسی یک سری فرضیات است و نمیتوان مبتنی بر آنان مداخلهای انجام داد. حتی اگر بخواهند مداخلهای داشته باشند باید بسیار بااحتیاط این کار را انجام دهند.»
تحمیل ناتوانی به کودک یا درمان؟!
«مثال میزنم:مثلاً در حوزه کاردرمانی حسی و اتفاقاً بر اساس مستندات علمی همین حوزه، تأکید شده است که به دلیل غیر قابل پیشبینی بودن نتایج و عوارض مداخلات حسی، نباید از این مداخلات برای کودکان استفاده شود. اما شما میبینید در ایران اکثر کودکان که وارد اتاق کاردرمانی میشوند، مداخلات حسی روی آنها انجام میشود که متأسفانه عوارض چنین مداخلاتی گاهی غیرقابلجبران است. لازم است این نکته را اینجا بگویم. نگاهی به صفحات والدین بلاگر اوتیسم بیندازید. چهره فرزندشان را بادقت ارزیابی کنید از نوزادی تا الان. این تغییراتی که در چهره کودک و یا نوجوان میبینید نتیجه اختلال اوتیسم نیست. این چهرههای مظلوم رنجکشیده، نتیجه سالها ناامیدی والدین بهویژه مادر از فرزندش است، نتیجه سالها تحمیل ناتوانی به کودک در جلسات توانبخشی و یا ABA است و نتیجه درپیشگرفتن فرایندی است که در نهایت کودک را تبدیل به یک ربات دستورپذیر کرده است!»
علم در قلب توست نه در اینستاگرام!
موسوی به سهگانه مهم پیشگیری، تشخیص و درمان اشاره میکند و میگوید: فقط وقتی میتوانیم حرف از پیشگیری بزنیم که بفهمیم اوتیسم یک اختلال ژنتیک بدون درمان نیست. بلکه ریشههای رفتاری و روانشناختی دارد که اتفاقاً خود مادر بهتر از هرکسی میتواند بفهمد. چرا مادرها امروزه برای هر مسئله ریز و درشتی فکر میکنند باید به من متخصص مراجعه کنند؟! چطور خود مادر که با بچه ارتباط دارد و پاره تنش را بهتر از هرکسی میشناسد از تشخیص عاجز میشود و فکر میکند من که غریبه هستم میتوانم درستتر بگویم بچه چه مشکلی دارد؟! کار من متخصص در واقع این است بفهمم چه اتفاقی افتاده که مادر قدرت تشخیص را ازدستداده است و ارتباطش با فرزندش قطع شده است؟!».در حرفهای ولاء موسوی، حرف درستی وجود دارد که همه مادران آن را درک میکنند. با آن که روانشناسان، متخصصان و همه آدمهای صاحبنظر این دنیا تاکید میکنند بچههای این دوره و زمانه فرق کردهاند و رشدشان جلو افتاده و...اما واقعاً چطور اینهمه اختلال سر برآورده و دنیای مادران را تاریک کرده است؟! حرفهای ولاء موسوی معنیاش این نیست که هیچگاه سراغ متخصص نرویم وبرای هیچ مشکلی چارهاندیشی نکنیم، بلکه او میخواهد بگوید بچههای ما سالمند، همه بچههای ما! و برای اثبات اینکه سالم هستند، مادرها اولین متخصصاناند که صاحب قلب و روحی دقیق و دلسوزند بهشرط آنکه...!در گزارشهای بعدی به جزئیات دقیقتری از برچسب اوتیسم و مسئله مادران امروزی اشاره میکنیم. ادامه دارد...#اوتیسم#کاردرمانی#روانشناسی#اختلال 20:50 - 19 آبان 1404