آجورلو: ورود ترامپ به جنگ زمینی، قمار بسیار بزرگی است
کارشناس مسائل سیاسی گفت: دشمنان آنها طرح حمله زمینی به سواحل را دارند که ترکیبی از حملات دریایی، هوایی و زمینی است و این قمار بسیار بزرگی برای ترامپ محسوب میشود. ترامپ اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا در همین نقطه مخروج داشته باشد یا اینکه به دنبال یک پیروزی بزرگ برود که در مقابل آن ممکن است با شکستی بزرگ مواجه شود؛ یعنی وضعیت خود را بسیار بدتر کند و بهگونهای شود که نتواند به جایگاه کنونی بازگردد و این روزها برای او حسرت شود.
سعید آجورلو، کارشناس مسائل سیاسی، در تحلیل شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی اخیر اظهار داشت:واقعیت این است که تقریباً در چهارمین هفته جنگ قرار داریم و آنچه ترامپ بهعنوان فاز اول جنگ طراحی کرده بود، با شکست مواجه شده است. نهتنها شکست خورده، بلکه به بحرانی بزرگ در حوزه انرژی و اقتصاد برای کل جهان تبدیل شده است. جنگی که او ایجاد کرد نهتنها منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی ایران نشد، بلکه ضعف بزرگی برای اقتصاد جهانی به همراه داشته و چالشی بزرگ در تنگه هرمز ایجاد کرده و عملاً ایالات متحده را در یک دوراهی قرار داده است.وی افزود: راه نخست ترامپ آن است که ایالات متحده به همین شکل از جنگ خارج شود و اعلام کند که مسئله تنگه هرمز، مسئله جهان است و چون دیگران کمک نکردند، خودش از معادله خارج میشود و آنها خود باید آن را حل کنند چنانچه چندبار نیز این موضوع را مطرح کرده است. و یا اینکه بی توافق از جنگ خارج شود. راه دیگر آن است که وارد فاز دوم جنگ شود که میتوان از آن به جنگ تصرف خاک تعبیر کرد؛ یعنی وارد سواحل جنوبی ایران شده و در آنجا اراضی را تصرف کند تا بهعنوان گروکشی در تنگه هرمز از آن استفاده نماید.
آجورلو درباره رویکرد نخست توضیح داد: برای راه اول، ترامپ به سمت مذاکره حرکت کرد و پیشنهادی را روی میز گذاشت. آن پیشنهاد متناسب با ضرباتی که متحمل شده است و همچنین متناسب با دستاوردهای ایران و بحرانی که ترامپ در آن گرفتار بود، نبود و همچنان بر الگوی تسلیمشدن ایران تأکید داشت؛ البته این پیشنهاد بهصورت غیرمستقیم و از طریق یک میانجی به ایران منتقل شد. این در حالی است که مذاکره از سوی ایران مطرح نبوده است. این مسیر برای ترامپ بهمنزله راه اول پایان جنگ از طریق توافق است. اما چنین توافقی در ایران خریدار ندارد و طرف گفتوگویی برای آن وجود ندارد.این کارشناس مسائل سیاسی در اشاره به راه دوم بیان کرد: راه دوم آن است که ترامپ مجبور شود تنگه هرمز را رها کند، یعنی جنگ را رها کرده و از وضعیت موجود خارج شود. در اینجا به نظر من دو معارض وجود دارد: نخست اعراب که معتقدند در صورت وقوع چنین وضعیتی، نظم منطقه بههم میخورد و آنها کاملاً در معادلات جدید زیردست خواهند بود و قدرت ایران تثبیت میشود و مسئله تنگه هرمز حلنشده باقی میماند. دوم اسرائیل که همچنان به دنبال ادامه جنگ است، به این امید که به دستاورد اصلی خود یعنی تجزیه ایران دست یابد.وی ادامه داد: بنابراین راه اول، پایان جنگ با دو روش است: یکی خروج دیپلماتیک همراه با تفاهم و دیگری خروج بدون تفاهم که دو معارض به نام اعراب و اسرائیل دارد. راه دوم نیز همان مسیری است که از سوی اسرائیل و برخی از کشورهای عربی پیشنهاد میشود و آن حمله به نوار جنوبی و تصرف خاک است.
آجورلو در ادامه تحلیل خود گفت: در حقیقت، این پیشنهاد مذاکرهای که ترامپ مطرح میکند و ما به ازاهای واقعی در آن دیده نمیشود، به این دلیل مطرح شده که اگر بتواند به مدل اول دست یابد، در غیر این صورت، فرصتی برای اجرای مدل دوم( حمله زمینی) ایجاد کند تا هم بازارها کنترل شوند، هم طرحهای تروریستی خود را پیش ببرد و هم نیروهای مرتبط با اشغال زمینی را وارد عمل کند تا در نهایت بازسازی مجددی برای فاز دوم جنگ انجام دهد.در واقع ما از مرحله اول جنگ خارج شده و وارد مرحله دوم شده ایم. وی با اشاره به دلایل رد پیشنهاد مذاکره از سوی ایران خاطرنشان کرد: با توجه به نشانههای میدانی، ایران قطعاً این مذاکره را فریب تشخیص داده است. ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا ایران پیشنهاد آنها را رد کرد. دلیل نخست آنکه این پیشنهاد با میدان آنها همخوانی ندارد. همانگونه که پیش از جنگ نیز آنها میدان را تجهیز میکردند اما از مذاکره سخن میگفتند، اکنون نیز چنین وضعیتی وجود دارد و مشخص است که قصد اجرای نقشه جدیدی را دارند. دلیل دوم آنکه پیشنهاد آنها در حد ضعفهای خودشان و دستاوردهای ایران نبود. این نیز دلیل دیگری است که نشان میدهد ایران این پیشنهاد را نپذیرفت؛ چراکه آنها همچنان در پی تسلیمکردن ایران هستند.
اعراب و اسراییل مشوق جنگ زمینی هستندآجورلو با اشاره به فشار اعراب و اسرائیل و زمان باقیمانده اظهار داشت: نکته دیگر آنکه اعراب و اسرائیل همچنان برای ادامه این جنگ فشار وارد میکنند. همزمان از آن شصتروز فرصتی که ترامپ برای اخذ مجوز از کنگره جهت یک جنگ بلندمدت دارد، هنوز حدود یک ماه باقی مانده و او سعی دارد این گزینه را آزمایش کند. دلیل دیگر آنکه ترامپ در حال حاضر بدون دستاورد است؛ بنابراین خروج از جنگ با این وضعیت به او لطمههای بزرگی وارد میکند. این نیز نشان میدهد که او همچنان در پی نمایش و فریب است و میخواهد راههای دیگر را نیز بیازماید.
وی تأکید کرد: بنابراین ما به این دلایل، مذاکره را فریب تشخیص دادیم. اما این سخن نادرستی است که بگوییم ما نمیخواهیم مذاکره کنیم یا از مذاکره فراری هستیم. ما قبل از دو جنگ پیشین نیز در حال مذاکره بودیم، اما این طرح مذاکرهای که آنها مطرح میکنند، کاملاً فریب و دروغ است. نکته دیگر آنکه از دل این پیشنهاد مذاکره، نوعی شکاف و اختلاف داخلی را دنبال می کنند.این تحلیلگر سیاسی درباره احتمال حمله زمینی تصریح کرد: آنها طرح حمله زمینی به سواحل را دارند که ترکیبی از حملات دریایی، هوایی و زمینی است و این قمار بسیار بزرگی برای ترامپ محسوب میشود. ترامپ اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا در همین نقطه مخروج داشته باشد یا اینکه به دنبال یک پیروزی بزرگ برود که در مقابل آن ممکن است با شکستی بزرگ مواجه شود؛ یعنی وضعیت خود را بسیار بدتر کند و بهگونهای شود که نتواند به جایگاه کنونی بازگردد و این روزها برای او حسرت شود.وی با اشاره به آمادگی نیروهای مسلح ایران افزود: نشانهها حاکی از آن است که نیروهای مسلح ایران بسیار آماده هستند و معتقدند که این لحظه، لحظهای بسیار بزرگ برای ایران است تا بتواند تلفات زیادی به آمریکاییها وارد کند، شکستی بزرگ به آنها تحمیل کند، معادلات را تغییر دهد، تنگه هرمز را تثبیت کند و کار آنها را یکسره نماید. بنابراین ممکن است شماری از عقلای نظامی به ترامپ بگویند که وارد این کار نشود، اما اسرائیل و اعراب بر او فشار میآورند تا وارد عمل شود.
آجورلو ادامه داد: بنابراین ایران این موضوع را جدی گرفته است. میتوان دریافت که ترامپ همچنان شاید نخواهد به راه اول دل ببندد و بهدنبال اجرای راه دوم است که همان تشدید و بهنوعی حمله زمینی محسوب میشود. اما نکته این است که محاسبات او تا حدود زیادی تغییر کرده است. هرجا که اقدام کرده، ایران سیاست «چشم در برابر چشم» را در پیش گرفته و واکنش نشان داده است. در مورد تاسیسات نیز همین رویه سبب شد که او عقبنشینی کند و فعلاً به نوعی عقبنشینی تن دهد؛ زیرا دید که ایران جدی است و اعراب نیز به او گفتند طبیعتاً هزینه این تشدید را ما خواهیم داد، بنابراین وارد این حوزه نشو.از این جهت ورود ترامپ به جنگ زمینی یک قمار بزرگ است.امروز ایران محاسبات دشمنان را برهم زدوی در بخش دیگری از تحلیل خود با اشاره به اهمیت تاریخی شرایط کنونی اظهار داشت: به نظر میرسد که در لحظهای بسیار مهم قرار داریم؛ لحظهای که آینده ما را دستکم در بازه صد تا دویست ساله تعیین میکند. ایستادگی در این لحظه نقش بزرگی برای ما در منطقه و جهان ایجاد خواهد کرد. با توجه به محدودیتها و ناتوانیهای آنها و با توجه به ظرفیتهای موجود در ایران، من معتقدم که این انگاره که باید هرچه زودتر تسلیم شویم یا اینکه ایران ضعیف شده است، کاملاً منتفی است. اگر وضعیت را با پیش از جنگ مقایسه کنیم، پیش از جنگ رمضان آنها تا چه اندازه ادبیات خود را پیش میبردند، اما امروز نهتنها ایران محاسبات آنها را برهم زده، بلکه جبهههای مقاومت در لبنان و عراق نیز احیا شده است. آنها قصد داشتند حزبالله را خلع سلاح کنند، اما امروز با آن جبهه درگیر جنگی هستند که به جبههای بزرگ و مؤثر تبدیل شده است.
«وحدت ساحاتی» که در واقع سیاست منطقه ای ایران بود، امروز در مقاومت شکل گرفته است.آجورلو تأکید کرد: اگر آنها حمله زمینی به سواحل جنوبی ایران را انجام دهند، این وحدت ساحات در یمن و بابالمندب نیز فعال خواهد شد و این تشدید، تشدیدی غیرقابل کنترل از سوی آمریکا، اسرائیل و اعراب خواهد بود. بنابراین آنها وارد مسیری خواهند شد که بازگشتی از آن وجود ندارد و همانگونه که اشاره شد، حسرت همچین روزی را خواهند خورد.وی با بیان اینکه آمریکا بر اساس اوهام پیش میرود، گفت: من معتقدم هرچه ما واقعبینانه به صحنه نگاه میکنیم، آنها بر پایه اوهام و خیالات حرکت میکنند. همچنان که درباره نظام سیاسی ایران و مردم ایران نیز دچار اوهام بودند؛ تصور میکردند با حذف سران سیاسی، نظام فرو میپاشد، یا مانند ونزوئلا میتوانند معاملهای انجام دهند و سیاستها تغییر کند، یا اینکه رژیمچنج ممکن است. اما هیچیک از آنها محقق نشد. بنابراین به نظر من آنها کاملاً بر اساس خیالات پیش میروند. تصور میکردند مردم به سمت جنگ داخلی حرکت میکنند که این نیز رخ نداد. در مقابل، ما بسیار واقعبینانه به صحنه نگاه کردیم. تنگه هرمز، نشانه واقعنگری ماست؛ همان جایی که باید کار کند و مزیت ماست و محاسبات آنها را برهم میزند، در اختیار ماست. چه اصابتهایی که انجام دادیم و چه مظاهر و ابهت آنها را هدف قرار دادیم؛ ناو، اف ۳۵، پایگاه های آنها را مورد حمله قرار دادیم. به نظر من همه اینها نشان میدهد که ما اتفاقاً به صحنه واقعی نگاه کردهایم.
باید مقاومت کنیم تا آنها درک کنند که پروژهشان شکست خورده استاین کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر ضرورت مقاومت افزود: اکنون نیز واقعیت به ما میگوید که باید مقاومت کنیم. باید مقاومت کنیم تا آنها درک کنند که پروژهشان شکست خورده است. چه زمانی آنها میفهمند پروژهشان شکست خورده؟ زمانی که دیگر سخن از تسلیم و مذاکره درباره برنامه موشکی و مسائل منطقهای به میان نیاورند و بپذیرند که پروژهشان شکست خورده و ایران جدید با این مختصات و این قدرت شکل گرفته است. ما در آن لحظه به سر میبریم. اگر در این لحظه مقاومت نکنیم، سرنوشت ما به سمت ایران ضعیف، ایران تجزیهشده و تکهتکه شده با سناریوی کلنگی شدن و تجزیه پیش خواهد رفت. وحدت بسیار بالایی داریم وی با اشاره به وحدت داخلی تصریح کرد: امروز خیابان، جامعه، عموم مردم، اقشار مختلف و نخبگان ما وحدتی عجیب یافتهاند. اقشار و طیفهای گوناگون بهطور کاملاً مقاومتی میاندیشند. این به نظر من حاصل واقعبینی است که این جنگ به جامعه ما داده است. نظرسنجیهای مختلف نشان میدهد که وحدت بسیار بالایی داریم. تصور مردم این است که پس از جنگ، وضعیت ایران بهتر خواهد شد. ضربات مهمی به آنها وارد کردهایم، انسجام ما بیشتر شده و اعداد و ارقام امیدوارکنندهای وجود دارد. بنابراین امروز خیابان نیز این پیام را میدهد که باید به سمت وحدت و مقاومت حرکت کنیم.
آجورلو در مقابل، برخی نیروهای سیاسی را مورد اشاره قرار داد و گفت: از نظر برخی از نیروهای سیاسی که به نظر من همچنان قدیمی میاندیشند محترمانهترین عبارتی که میتوانم درباره آنها به کار ببرم این است که قدیمی میاندیشند آمریکا ضربهناپذیر بود، ایران در حال فروپاشی بود، نظام سیاسی قابلیت بازسازی نداشت، ما نمیتوانستیم تنگه هرمز را کنترل کنیم، نمیتوانستیم پس از سی روز همچنان روزهای ابتدایی جنگ، موشک پرتاب کنیم، نمیتوانستیم اف ۳۵ را هدف قرار دهیم و نمیتوانستیم ناو هواپیمابر آمریکا را به عقب برانیم. اما همه این اقدامات را انجام دادیم. بنابراین آنها واقعبینانه نگاه نمیکنند.جنگ باید زمانی به پایان برسد که تصور ایران ضعیف از بین برودوی با تأکید بر پایان جنگ با از بین رفتن تصور ایران ضعیف، خاطرنشان کرد: این جنگ باید زمانی به پایان برسد که تصور ایران ضعیف در سه سطح از بین برود: سطح برخی از نیروهای سیاسی، سطح دشمنان ایران، و سطح دوستان و شرکای ایران مانند چین و روسیه که باید نگاه تازهای به ایران داشته باشند. دشمنان ایران نیز باید با ایران جدید مواجه شوند. برخی از نیروهای سیاسی که همچنان نمیخواهم واژه تسلیم را به کار ببرم از منظر ترک تخاصم سخن میگویند، باید توجه داشته باشند که ترک تخاصم زمانی معنا دارد که طرف مقابل نیز خواهان آن باشد؛ در حالی که طرف مقابل به دنبال تسلیم ایران است. وقتی طرف مقابل با بمب با شما مذاکره میکند چنانکه خود نیز اعلام کرد؛،با بمب با ایران مذاکره میکنیم ترک تخاصم سخنی بیربط و غیرواقعی است که در جامعه نیز خریداری ندارد. جامعه با چنین رویکردی همراه نیست.
11:47 - 29 مارس 2026