هشدار استاد آلمانی درباره ادبیات جنگی غیرمتمدنانه ترامپ علیه ایران
رئیسجمهور آمریکا در تهدیدهای خود علیه ایران از ادبیاتی برای «مجازات چندبرابری» استفاده کرده، ادبیاتی که به نوشته یک استاد برجسته آلمانی، شباهت نگرانکنندهای به زبان و منطق اقدامات تلافیجویانه نازیها دارد.
گروه بینالملل فارس؛ «اشتفان پیاسکی» استاد جامعه شناسی و علوم سیاسی در دانشگاه ایالت نوردراین- وستفالن آلمان در یادداشتی درباره اظهارات تهدیدآمیز اخیر «دونالد ترامپ» علیه ایران، نوشته است: «سخنان او بهطرز نگرانکنندهای یادآور ادبیات نازیها درباره اقدامات تلافیجویانه و مجازات جمعی است.»نگارنده با بیان اینکه «دونالد ترامپ دیگر صرفاً از اهداف نظامی، بازدارندگی یا بازگرداندن امنیت سخن نمیگوید بلکه زبان او خشمگینتر، شخصیتر و حسابگرانهتر شده است»، نوشت: «پس از آنکه سربازان آمریکایی در حملات ایران کشته شدند، او در ۲۰ ژوئیه نوشت که ایران به ازای هر سرباز آمریکایی کشتهشده، چندین برابر هزینه خواهد پرداخت. دو روز بعد، تهدید بعدی مطرح شد، مبنی بر اینکه به ازای هر کشتیای که در تنگه هرمز مورد حمله قرار گیرد، آمریکا یک پل یا نیروگاه در ایران را منهدم خواهد کرد.»پیاسکی در ادامه به نقض تفاهمنامه اسلامآباد از سوی آمریکا اشاره کرد و نوشت: « اعتراضهای ایران در این خصوص بینتیجه ماند و از آن زمان درگیری تشدید شده است. واشنگتن، همانند ایران، در یک منازعه مسلحانه حق دارد از نیروهای خود حفاظت کند و حملات نظامی را دفع کند اما میان دفاع مشروع و انتقام اعلامشده، مرزی تعیینکننده وجود دارد.«
شواهد تاریخیاو در ادامه نوشت: «کسی که میگوید به ازای هر سرباز کشتهشده، طرف مقابل چند برابر آن هزینه خواهد داد، یک هدف نظامی مشخص را توصیف نمیکند، بلکه یک سهمیه تعیین میکند.» این استاد دانشگاه با یادآوری رفتارهای تنشزای امروز ترامپ با اقدامات آلمان نازی در اروپای قرن بیستم مینویسد: «کسی که اعلام میکند به ازای هر کشتی هدف قرارگرفته، بخشی از زیرساختهای طرف مقابل را منهدم خواهد کرد، انتخاب هدف بعدی را بر اساس اهمیت نظامی آن انجام نمیدهد، بلکه آن را به یک نسبت حسابی وابسته میکند. این منطق از نظر تاریخی سنگین و مسئلهدار است و یادآور دستورهای تنبیهی آلمان و احیای اصل انتقامگیری است.»پیاسکی در این خصوص با ارائه مثالهایی یادآور شد: «در ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱، ویلهلم کایتل، رئیس فرماندهی عالی ارتش آلمان، دستوری برای مقابله با جنبشهای مقاومت در مناطق اشغالشده اتحاد جماهیر شوروی صادر کرد. در این دستور آمده بود که جان یک سرباز آلمانی باید بهطور معمول با اعدام ۵۰ تا ۱۰۰ کمونیست تلافی شود. حتی شیوه اعدام نیز باید بهگونهای انتخاب میشد که اثر بازدارندگی را افزایش دهد. این سند بعدها در دادگاه نورنبرگ علیه کایتل مورد استناد قرار گرفت.»او با اشاره به این موضوع که «در صربستان، این دستور به یک رویه مرگبار تبدیل شد»، نوشت: «مقامات اشغالگر آلمان تحت فرماندهی ژنرال بومه، برای هر سرباز آلمانی کشتهشده تا ۱۰۰ گروگان و برای هر سرباز زخمی ۵۰ گروگان را در نظر میگرفتند. به آتش کشیدن یا منفجر کردن روستاها در فرانسه نیز بخشی از ابزارهای انتقام بود.»
کار کثیف غرباین استاد دانشگاه در ادامه یادداشت خود و با یادآوری جمله معروف «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان پس از حمله تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران مینویسد: «در حالی که جنگ ویتنام در مقاطعی به جنگی برای نابودی شباهت داشت و امروز نیز ادبیات رسمی ریاستجمهوری آمریکا بارها درگیر خیالپردازی درباره نابودی تمدنهای کامل شده و مقامات دولت آلمان نیز رسماً به شرکای آمریکایی خود بابت انجام "کار کثیف" اعتبار میدهند، احساس ناخوشایند تازهای در آلمان شکل گرفته که در جستوجوی راهی برای آرام کردن خود است.»استاد دانشگاه وستفالن درباره دلیل این اتفاق مینویسد: «یک خویشاوندی زبانی و فکری در حال آشکار شدن است که نباید نادیده گرفته شود. این خویشاوندی در این تصور نهفته است که خشونت نباید صرفاً با پاسخ مواجه شود، بلکه باید چند برابر شود، فارغ از اینکه اصلا ضربه قبلی چرا وارد شده است.»او همچنین تصریح کرد، «فرانکلین روزولت، رئیسجمهور پیشین آمریکا در اکتبر ۱۹۴۱ این رویه را با صراحتی قابل توجه محکوم کرد. او گفت نازیها ۵۰ یا ۱۰۰ انسان بیگناه را میکشند، چون قادر به دستگیری عاملان واقعی نیستند. ملتهای متمدن مدتها پیش این اصل را پذیرفته بودند که هیچکس نباید به خاطر عمل شخص دیگری مجازات شود. با این حال، بعدها همین روزولت و وینستون چرچیل، نخستوزیر انگلیس از این ملاحظات برای جلوگیری از حملات ویرانگر هوایی به کلن، هامبورگ یا درسدن استفاده نکردند.»
جهانبینی عهد عتیقپیاسکی در ادامه یاداشت خود مینویسد: «طنز ماجرا این است که امروز یک رئیسجمهور آمریکایی در ادبیات خود دوباره به همان جهانبینی عهد عتیق نزدیک میشود.»او در بخش دیگری از این یادداشت به بعد حقوقی ماجرا اشاره و با بیان اینکه «از منظر حقوق بینالملل، وضعیت را نمیتوان صرفاً بر اساس نام یا عنوان یک هدف ارزیابی کرد»، نوشت: «یک پل یا نیروگاه ممکن است در صورتی هدف نظامی محسوب شود که سهم مؤثری در عملیات نظامی داشته باشد و نابودی آن مزیت مشخصی ایجاد کند. در مقابل، تأسیسات غیرنظامی نه باید مورد حمله قرار گیرند و نه میتوان آنها را موضوع اقدامات تلافیجویانه قرار داد. پروتکل الحاقی کنوانسیونهای ژنو صراحتاً الزام میکند که حملات به اهداف نظامی محدود شوند. اساسنامه رم نیز حملات عمدی علیه اموال و اهداف غیرنظامی را از نقضهای جدی قوانین جنگ میداند.»استاد دانشگاه وستفالن مینویسد: «فرمول ترامپ بهصورت بالقوه میتواند جنایتکارانه باشد و سکوت در برابر آن نیز میتواند به معنای همدستی تلقی شود. این فرمول هیچ اشارهای به ارزیابی نظامی، ارتباط مستقیم یا مزیت مشخص ندارد و فقط از انتقام سخن میگوید. خودِ تهدید علنی، پیشاپیش نوعی درک از خشونت را آشکار میکند که ضرورت نظامی و اقدام تنبیهی را به شکلی خطرناک در هم میآمیزد.»پیاسکی به شخصیت ترامپ نیز اشاره کرد و نوشت: « او عاشق استفاده از واژگان تجاری مانند قیمت، پرداخت و معامله است. اما در جنگ، این زبان معنای متفاوتی پیدا میکند. جان انسانها و زیرساختها همچون اقلام یک صورتحساب ظاهر میشوند. طرف مقابل چیزی گرفته است، پس مبلغ بیشتری از او کسر خواهد شد.»
مقاومت در برابر زوراو در ادامه این یادداشت، «دموکراسیها» را به مقاومت در برابر چنین فرمولهایی فراخواند و گفت: »حقوق بشردوستانه بینالمللی از روشهای احساسی به وجود نیامده است، بلکه محصول تجربه خشونت بیمهار است. قوانین جنگ فرزند تمدنهای غربی هستند، زیرا جوامع همین تمدنها در قرن بیستم نشان دادند که چگونه میتوانند به شکلی ویرانگر غیرمتمدن باشند. ماده ۳۳ کنوانسیون چهارم ژنو، مجازات جمعی، اقدامات ارعابآمیز و اقدامات تلافیجویانه علیه افراد تحت حمایت و اموال آنان را ممنوع میکند.»این استاد دانشگاه با بیان اینکه «در حال حاضر، سخنان ترامپ هنوز در حد تهدید هستند اما زبان سیاسی راه را برای اقدام هموار میکند»، مینویسد: «این زبان تعیین میکند هواداران چه چیزی را عادلانه بدانند، سربازان چه چیزی را انتظار داشته باشند و دولتها چه اقداماتی را قابل اجرا تلقی کنند. همچنین دشمن را وادار میکند که به کنار گذاشتن محدودیتها از سوی خود نیز فکر کند. هرکس علناً یک "نسبت انتقام" را مطرح کند، حتی پیش از آنکه نخستین دستور صادر شود، این اصل را عادیسازی کرده و هرکس در عرصه سیاسی و نظامی در برابر آن سکوت کند، در واقع آن را تأیید میکند.»پیاسکی با اشاره به تاریخ این رویه در جهان نوشت: «نازیها این زبان را اختراع نکردند. اقدامات تلافیجویانه و مجازات جمعی پیش از ظهور رایش سوم نیز وجود داشتند. امپراتوری بریتانیا و سیاست آمریکا در قبال بومیان آمریکا نیز بر چنین رویههایی استوار بودند. اما نازیسم این منطق را رادیکالیزه، بوروکراتیک و به سهمیههای قتل تبدیل کرد. دقیقاً به همین دلیل است که سیاستمداران کشورهای دموکراتیک باید از هر چیزی که یادآور این منطق است، پرهیز کنند»
این استاد دانشگاه مطلب خود را با این جمله به پایان رساند: «هرکس جنگ را با جملاتی درباره اقدامات تلافیجویانه و معادلهای ثابت توصیف کند، از نظر زبانی وارد سرزمینی میشود که نشانههای تاریخی آن بهخوبی شناخته شدهاند.»#ایران #آمریکا #آلمان_نازی#ترامپ 14:01 - 17 مرداد 1405