آقای مدعی العموم! آنها به ما میخندند...
آقای مدعی العموم! درحالیکه سربازان نیروهای مسلح در میدان و مردم در خیابان، بار سنگین دفاع از مرزهای امنیت نظامی و دفاعی و پاسداری از امنیت اجتماعی و انسجام ملی را بر دوش گرفتهاند، چه کسی متولی دفاع از مرزهای امنیت اخلاقی و فرهنگی این سرزمین خواهد بود؟
گروه جامعه خبرگزاری فارس-مریم شریفی؛ پروژه «فتح سنگر به سنگر»، دیگر یک تئوری روی کاغذ یا تهدید بالقوه نیست. مدتهاست اجرای آن شروع شده و با سرعتی باورنکردنی دارد به تمام ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی ایران سرایت میکند؛ آن هم به شکل علنی و با وقاحتی روزافزون، آن هم جلوی چشم مسئولان... درحالیکه سربازان نیروهای مسلح در میدان و مردم در خیابان، بار سنگین دفاع از مرزهای امنیت نظامی و دفاعی و پاسداری از امنیت اجتماعی و انسجام ملی را بر دوش گرفتهاند، این سؤال مطرح میشود که چه کسی متولی دفاع از مرزهای امنیت اخلاقی و فرهنگی این سرزمین خواهد بود؟
*سنگر اول
وسط تهران با خیال راحت، بشین آبجوت رو بخور!فیلم منشوری خوش رنگ و لعابی درست کردهاند و بی دغدغه و نگرانی فرستادهاند روی خط شبکههای اجتماعی. دختر جوان بیحجاب در فضایی که کابارههای قبل از انقلاب را تداعی میکند، لبخندبرلب پیش میآید، یکی از نوشیدنیهای آنچنانی روی میز را برمیدارد و رو به دوربین، فاتحانه میگوید: «وسط تهران با خیال راحت، بشین آبجوت رو بخور»... و بعد، برای اینکه آن خیال راحت ادعایی را برای مخاطبان و مشتریها تضمین کند، با ذکر علنی نام برند تولیدکننده و معرفی انواع محصولاتش، توضیح میدهد که صفر تا صد تولید آبجو را خودشان انجام میدهند؛ از پخت جو و عصارهگیری تا تبدیل به بهترین و باکیفیتترین نوع آبجو...فیلم در فضای مجازی دست به دست میچرخد، برای چشم و گوش بستهترها، کنجکاوی و برای اهلش، دسترسی ایجاد میکند، بیآنکه در ادامه خبری از برخورد قانونی با تولید و منتشرکنندگان این فیلم و آن برند آبجوساز به گوش برسد.
*سنگر دوم
جنگ، سکوت، جام جهانی، پول و دیگر هیچ...چند روز مانده به جام جهانی فوتبال 2026، شبکههای تلویزیونی و سکوهای فضای مجازی در تب و تاب تولید برنامههای متنوعاند. در این میان، خبر میرسد امیرحسین قیاسی، استندآپ کمدین برنامه خندوانه و مجری برنامههای طنز در فضای مجازی هم قرار است با همکاری دیجی کالا برای جام جهانی برنامه بسازد. عجب ترکیب شگفتانگیزی!... سکوی پرحاشیهای که در فتنه زن، زندگی، آزادی، آتشبیار معرکه بود و بعد از آن هم در هر ماجرای قبحشکنانهای از فروش عروسکهای موهن تا ماگهای حاوی توهین به مقدسات و... یک پای قضیه بود، حالا اسپانسر سلبریتی تازه از راه رسیدهای شده که بعد از 40روز جنگ تمامعیار آمریکا و اسرائیل علیه ایران و شهادت چند هزار هموطن بیگناه ازجمله 168کودک مدرسه شجره میناب و بمباران زیرساختهای انرژی و بیمارستانها و دانشگاهها، به جای هر واکنش انسانی و عاطفی و میهندوستانه، نگران و معترض وضعیت دسترسی به اینترنت شده بود و بعد از بالا گرفتن انتقادات، طعنه زد که «فضا جوریه بخوام برنامه بسازم، باید فیلد مارشال عاصم منیر رو دعوت کنم» و بعد، زیر فشار اعتراضات، بعد از گذشت 100 روز از جنگ، بالاخره نوشت که جنگ، بد است و او هم، طرفدار ایران و در مقابل بدخواهان وطن است.
حالا این تازهچهره فضای مجازی، با حمایت مالی سکوی خوشنامی! - که از قضا 40درصد سهامش هم در اختیار یکی از نهادهای رسمی است اما در جنگ ناجوانمردانه جنایتکاران آمریکایی-اسرائیلی علیه ملت ایران، صدایی از آن بلند نشد -، قرار است با دستمزد آنچنانی برای مردم شریف و مقاوم ایران که زیر سایه سنگین سکوت اغلب سلبریتیها، تنهای تنهای تنها، بینی و پشت دو قدرت هستهای دنیا را به خاک مالیدهاند و همزمان، نجیبانه و بزرگوارانه در مقابل فشارهای اقتصادی صبوری میکنند، برنامه ویژه جام جهانی بسازند.
*سنگر سوم
حذف به اتهام وطندوستی!یک هفته قبل بود که «آرمان درویش»، بازیگر سینما از حذف مشخصات(پروفایل) خودش در سکوی «نماوا» خبر داد و در واکنش به این اتفاق در صفحه شخصیاش نوشت: «حذف نام از پلتفرم مهم نیست، باید در یاد مردم بمانیم. تا ابد برای ایران...» با انتشار این خبر، شاخکهای خیلیها حساس شد که پشت پرده این ماجرا را کشف کنند. اما برای آنهایی که در طول جنگ رمضان، فعالیتهای مجازی و رسانهای آرمان درویش را دنبال میکردند، ماجرا مثل روز، روشن بود. تمام ماجرا، خلاصه میشد در تحریم یک سلبریتی وطندوست. *(دوربین مخفیه؟)
در زمانه سکوت مرگبار جامعه سلبریتیها در کارزار جنگ تحمیلی سوم، آرمان درویش از آندسته سلبریتیهای باشرفی بود که ترجیح داد سمت درست تاریخ بایستد. او درست آن وقتی که با انتشار استوریها و پستهای مجازی و حضو در برنامههای تلویزیونی، جنایتهای دشمنان آمریکایی-صهیونی در به شهادت رساندن کودکان مدرسه شجره طیبه میناب و رهبر انقلاب را محکوم کرد و به مقام شهدا و جانبازان جانفدای ایران ادای احترام کرد، مغضوب جریان غربزدهای قرار گرفت که بر عرصه هنر ایران چنبره زدهاند. اما سنگینتر از حرکت غیرقانونی، غیرموجه و ضد ایرانی پلتفرم مذکور، سکوت جامعه هنری، نهادهای نظارتی و فوج سازمانها و رسانههای عریض و طویلی بود که درباره هر موضوع بیاهمیتی، با انواع و اقسام اطلاعیهها و یادداشتها و تحلیلها واکنش نشان میدهند. این بار اما اکثر قریب به اتفاق رسانهها، به بازنشر پست اینستاگرامی آرمان درویش بسنده کردند و هیچکدام پلتفرم متخلف را بابت این رفتار غیرحرفهای و مغایر با روح ایرانی بازخواست نکرد و از نهادهای نظارتی بابت بیعملی در این زمینه، سؤال و نقد نکرد.
*سنگر چهارم
اتفاق عجیب برای فیلم خاطرهانگیز بعد از ۳۴سالدر ایام سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، متنی از «سیدعلی سیدان»، سردبیر نشریه سوره، در فضای مجازی سر و صدا به پا کرد؛ متنی که از یک تحریف و سانسور خائنانه خبر میداد: «اخیراً فیلم سینمایی «از کرخه تا راین» را از طریق فیلیمو تماشا کردم و در کمال ناباوری سکانس تاریخی و ماندگارِ مربوط به تشییع امام از فیلم حذف شده بود! فیلم را از سکوی فیلمنت هم بازبینی کردم و این حذف آنجا هم انجام شده است. سکوی نماوا هم که فیلم از کرخه تا راین را در فهرست خودش ندارد.این کار از هر طرفی و با هر انگیزهای انجام شده باشد، یک تحریف و سانسور خائنانه و مشکوک نسبت به میراث هنری و فرهنگی انقلاب اسلامی است و باید فوراً تصحیح شود. بعید میدانم آقای حاتمیکیا با آن ارادتی که به حضرت امام دارد، مایل به این سانسور باشد. لذا پلتفرمهای مذکور باید نسبت به این قضیه پاسخگو باشند.»
با اینکه این اتفاق عجیب و باورنکردنی در حد سکوهای نمایش خانگی باقی نماند و به پیامرسان روبیکا هم کشیده شد، اما هیچ صدایی از نهادهایی که نظارت بر این سکوها بخشی از وظایف ذاتیشان محسوب میشود، در نیامد. این بار هم نه ساترا درباره این حرکت تحریفگونه، بیانیه توضیحی داد و نه مدیریت سکوهای مورداشاره، نیازی به تلاش برای رفع اتهام از خود دیدند.
در نهایت، عصر روز 17 خرداد و بعد از سه روز، معاون بازرگانی و مشارکتهای سازمان سینمایی سوره، به ماجرای حذف سکانس مراسم تشییع امام خمینی(ره) در فیلم سینمایی «از کرخه تا راین» واکنش نشان داد و این موضوع را ناشی از نواقص ایجاد شده در فرآیند تبدیل نسخه آنالوگ فیلم به نسخه دیجیتال دانست و گفت: «...سکانسهایی که به دلیل نواقص نگاتیو از بین رفته، به نسخه دیجیتالش اضافه میکنیم... و نسخه را با بازتدوین، مجدد روی سکوها و سامانههای مختلف بارگذاری خواهیم کرد.
*سنگر پنجم
موشکی و هستهای جای خود دارد، از خون بچههای میناب هم میشود گذشتبرای آنهایی که اهل پیگیری اخبار رسانهها و اظهارنظرهای کارشناسان و صاحبنظران داخلی درباره تحولات روز ایران و جهان هستند، «صادق زیباکلام»، نام آشنایی است؛ نه از آن جهت که حرفهای زیبا و تاثیرگذاری از او در رسانهها میخوانند و میبینند بلکه به جهت اظهارنظرهای شاذ و گاه غیرقابل هضمی است که درباره مسائل ایران مطرح میکند و هر بار با حرفهای عجیبش، مرزهای وادادگی نسبت به آمریکا و غرب را جابهجا میکند.«کیف میکنم که ایران در رقابتهای بینالمللی فوتبال و کشتی میبازد»، «موشک و پهپاد، چه دستاوردی برای ما داشته؟... با موشک رادارگریزی که 2، 3، 10هزار کیلومتر برد داشته باشد، چه کار میخواهیم بکنیم؟ میخواهیم با آمریکا و اسرائیل جنگ کنیم؟... میگویند این موشکها برای بازدارندگی است. بازدارندگی در مقابل کی؟ چه کسی میخواهد به ما حمله کند؟... میگویند: جنگ 12روزه را ندیدی که اسرائیل چطور ما را زد؟... میگویم: چه کسی باعث جنگ 12روزه شد؟ این شما بودید که یک عمر گفتید میخواهیم اسرائیل را نابود کنیم»...
اینها فقط نمونههایی از اظهارنظرهای عجیب صادق زیباکلام است؛ حرفهایی که هر از چند گاهی، احضار و درج در پرونده و محرومیت موقتی از فعالیت رسانهای را برایش در پی داشته. نمونه آخرش، همین یک ماه قبل بود، بعد از جنگ رمضان. آنجا که با وقاحت کامل، بی خجالت از خون کودکان میناب و خون دل پدر و مادرهایشان گفت: «...اینکه آمریکا مدرسه میناب را هدف قرار داد و کودکان مینابی را کشت، حتما دلیلی داشته. شماها همیشه کیفرخواستتان علیه آمریکا، یکسویه است. هیچوقت نگفتید که ما چه کار کردیم! زدن پلها، بیمارستان و زیرساختهای ایران، دلایلی دارد!»نتیجه این حرفهای تکاندهنده هم، ممنوعیت از هرگونه فعالیت رسانهای و تولید محتوا در شبکههای اجتماعی به مدت سهماه برای گوینده بود.
اما ماجراهای دنبالهدار آقای دکتر همهچیز دان! با این حکم قضایی هم تمام نشد و او یک بار دیگر خبرساز شد؛ با یک مصاحبه جنجالی دیگر و با سنگر دیگری که در کمال اعتماد به نفس و آسودگی خاطر فتح کرد. این بار اما با اتفاقی قابل تاملتر و خطری عمیقتر مواجهیم. ماجرا به مصاحبه صادق زیباکلام با یک رسانه خارجی برمیگردد. در بخشی از این گفتوگو، زیباکلام جملاتی مطرح میکند که تا پیش از این مشابهش فقط از زبان معاندان خارجنشین و دشمنان قسمخورده ایران شنیده میشد. او در جملاتی به زبان انگلیسی و با شعفی که نمیتواند پنهانش کند، با عبور از خطوط قرمز، خبرنگار خارجی را در حرفهای در گوشی محافل اپوزیسیون داخل کشور، محرم و شریک میکند و میگوید: «36سال طول کشید تا پدرش بتواند دستِ بالا را داشته باشد. [اما] مجتبی خامنهای نمیتواند بهراحتی دستِ بالا را داشته باشد. برای 36سال، رهبر، راهِ خود را داشت. راه او چه بود؟ آمریکاستیزی. ما به دنبال نابودی اسرائیل هستیم. ما باید از حزبالله حمایت کنیم. باید از حماس حمایت کنیم. غربستیزی و آمریکاستیزی. [اما] او دیگر نیست...»
زیباکلام این بار هم، روی موضع منفیاش درباره موشکهای اقتدار آفرین ایران پافشاری میکند: «آیا آن موشکها، شادی بیشتری آوردند؟ رفاه اقتصادی بیشتری برای ایران آوردند؟ نه! موشکها برای ما فاجعه آوردند... از من پرسیدی که جنگ چه نتیجهای داشت؟ اول، فاجعه اقتصادی. دوم، فاجعه اقتصادی. سوم، فاجعه اقتصادی.»اما جملات آخر اوست که زنگ هشدار را به صدا درمیآورد؛ هشداری از همان جنس که رهبر معظم انقلاب در پیام اخیرشان بر آن تأکید کردند؛ «کید دشمن خبیث در ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.» زیباکلام در ادامه میگوید: «ایرانیهایی هستند که او(ترامپ) قبلاً آنها را نمیشناخت. مثل آقای قالیباف و آقای پزشکیان رئیسجمهور و دیگران. آنها میگویند ما آمادهایم که با تو معامله کنیم. آمادهایم با تو دست بدهیم. آینده به ایرانیهای میانهروتر و دانشآموختهتر تعلق دارد نه تندروها.»
حالا دو روز است که این فیلم در فضای مجازی دستبهدست میشود اما باز هم انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته. نه از وزارت فرهنگ و ارشاد که متولی صدور مجوز برای خبرنگار خارجی بوده، صدایی بلند شده و نه از وزارت امور خارجه. نه نهاد امنیتی به قضیه ورود کرده و نه نهاد قضایی. واقعا جای سوال دارد که در میانه جنگ موجودیتی، چطور یک خبرنگار خارجی میتواند با مجوز قانونی در وسط پایتخت، با یک چهره جنجالی مخالف حاکمیت ایران مصاحبه کند و حرفهای او علیه رهبر شهید و توان موشکی ایران را آزادانه منتشر کند؟! آیا هیچ کشور دیگری در حال جنگ، چنین مجوزی را به خبرنگاران خارجی اعطا میکند؟
*سنگر آخر
آقای مدعی العموم! آنها به ما میخندند...آنچه گفته شد، مشت نمونه خروار و چند مورد از فراوان سنگرهایی است که در ۲، ۳ سال اخیر در جامعه ایرانی، فتح شده؛ روندی که در صورت ادامه سکوت و انفعال نهادهای مسئول، هیچ حد یقف و انتهایی نخواهد داشت. حالا باید پرسید چه کسی قرار است در مقابل افراد و جریانهایی که در پروژه فتح سنگر به سنگر، کمر به نابودی تمام پایههای هویتی جامعه ایران بسته و اعتقادات و سرمایههای معنوی مردم را به تمسخر گرفتهاند، قد علم کند؟ آقای قوه قضاییه! آقای مدعی العموم! درحالیکه سربازان نیروهای مسلح در میدان و مردم در خیابان، بار سنگین دفاع از مرزهای امنیت نظامی و دفاعی و پاسداری از امنیت اجتماعی و انسجام ملی را بر دوش گرفتهاند، پدافند فرهنگی و اخلاقی کجاست و چه کسی متولی دفاع از مرزهای امنیت اخلاقی و فرهنگی این سرزمین خواهد بود؟پایان پیام/ #پروژه_فتح_سنگر_به_سنگر#امیرحسین_قیاسی#دیجی_کالا #جام_جهانی#آرمان_درویش#تحریف_فیلم_از_کرخه_تا_راین#ابراهیم_حاتمیکیا#صادق_زیباکلام#مدرسه_میناب #پدافند_فرهنگی_و_اخلاقی 16:05 - 18 خرداد 1405