این هم سند دشمنی جمهوری اسلامی با کوروش کبیر!
همه چیز از فیلم کوتاهی شروع میشود که یک شهروند خوشذوق در فضای مجازی منتشر کرده؛ شهروندی که بعد از مدتها جستوجو، به یک سند مهم برای اثبات دشمنی جمهوری اسلامی با کوروش کبیر دست پیدا کرده...
گروه جامعه خبرگزاری فارس-مریم شریفی؛ همه چیز از فیلم کوتاهی شروع میشود که یک شهروند خوشذوق در فضای مجازی منتشر کرده. او که بعد از مدتها جستوجو، به یک سند مهم برای اثبات دشمنی جمهوری اسلامی با کوروش کبیر دست پیدا کرده، با نشان دادن یک تقویم قدیمی به سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی (مصادف با ۱۳۵۶ شمسی، ۱۹۷۸ میلادی و ۱۳۹۸ قمری) میگوید: «این یک تقویم زمان شاهنشاهی است و این ویدئو را مخصوص سینه چاکان اعلیحضرت و کوروش کبیر میگیرم. در این تقویم به روز ۷ آبان، روز بزرگداشت کوروش کبیر نگاه کنید. همانطور که میبینید، خالیِ خالی است و هیچ چیزی در این روز ننوشته. اما حالا به روزهای دیگر تقویم نگاه کنید؛ ۶ آبان، زادروز شمس پهلوی. ۸ آبان، زادروز فاطمه پهلوی. ۹آبان، زادروز سس خرسی(رضا پهلوی). ۱۲ آبان، زادروز شاهپور محمودرضا پهلوی. خلاصه اینجا همه، مهم بودند جز کوروش کبیر...»
شهروند جستجوگر داستان ما در ادامه، هواداران پهلوی را خطاب قرار میدهد و میگوید: «حالا فرض کنید بیایند در تقویمهای جمهوری اسلامی، روز تولد فرزندان آقای خامنهای را بنویسند. شما خودتان را خفه خواهید کرد... حالا فهمیدید دیکتاتوری یعنی چه؟... شما کوروش کبیر را هم با جمهوری اسلامی شناختید.» *(محمدرضا پهلوی هنگام ایراد خطابه در برابر آرامگاه کوروش در پاسارگاد شیراز (سال 1350)
قصه پهلویها و کوروش از کجا شروع شد؟ اما ماجرای کوروش از چه زمانی برای پهلوی و هوادارانش موضوعیت پیدا کرد؟ برای پیدا کردن جواب این سؤال، باید ۵۴ سال به عقب برگردیم؛ به جشنهای پر سر و صدایی که بعد از نیم قرن، هنوز گهگاه سوژه رسانههای جهان میشود.«کوروش! آسوده بخواب که ما بیداریم.» این جملهای بود که محمدرضا پهلوی در ۲۰ مهرماه ۱۳۵۰، در حالیکه در مقابل مقبره کوروش در پاسارگاد ایستاده بود، با ادا کردنش، جشنهای ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی را آغاز کرد. شاه آن روز در یک پیام رادیویی ـ تلویزیونی گفت: «سالی که اینک آغاز میشود، سال برگزاری جشن دوهزار و پانصدمین سال شاهنشاهی است و از این جهت به نشان ادای احترام ملی، به خاطر بنیانگذار این شاهنشاهی، این سال را سال کوروش بزرگ اعلام میکنم.»*(تصاویری از جشنهای ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی)
به نام کوروش، به کام محمدرضاشاید بپرسید: خب، اشکال کار کجاست؟ جواب این سؤال را تاریخپژوهان میدهند و میگویند که محمدرضا پهلوی با ترتیب دادن جشنهای ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی و گفتن این جملات، میخواست برای موجودیت خودش، دلیل اقامه کند و با ارائه یک مدل ثابت و طولانی برای شکل حکومت در ایران، در اذهان عمومی این نکته را جا بیندازد که حکومت در ایران مساوی با شاهنشاهی است.و برای این کار، چه دستاویزی بهتر از کوروش؟
حتما تصور میکنید قصد محمدرضا شاه از زنده کردن یاد کوروش کبیر، از یک طرف، الهام گرفتن از پیشینه تاریخی ایرانزمین و کسب قدرت از قهرمانان اسطورهای آن و از طرف دیگر، به دست آوردن دل مردم قهرمانپرور ایران بود. جواب کارشناسان حوزه تاریخ، باز هم منفی است چون معتقدند هدف شاه پهلوی این بود که با اتصال تاریخی خودش به یکی از پادشاهان باستانی ایران که از نظر او ارزش و اهمیت بیشتری برای قدرتهای بزرگ یعنی آمریکا و انگلیس داشت، بتواند با کسب نظر موافق خارجیها، پایههای قدرتش را محکمتر کند. درواقع محمدرضا میخواست با كسب وجهه بينالمللی برای حكومت و تحكيم مشروعیت سلسله پهلوی، اعتماد دولتمردان بيگانه را برای سرمايهگذاری بيشتر در ايران به دست آورد.
جشنی که در کتاب رکوردهای گینس ثبت شدجشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی بالاخره با ریخت و پاشهای فراوان، از تاریخ سهشنبه ۲۰ مهر تا شنبه ۲۴ مهر ۱۳۵۰ (۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱) در تخت جمشید برگزار شد. اما شنیدن کی بود مانند دیدن؟ آنهایی که در آن مراسم پرطمطراق حاضر بودند، نوشتهاند سران حکومتی و پادشاهان ۴۰ کشور جهان، مهمان جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی بودند.
جالب است بدانید جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در سال ۱۹۸۰ جزو رکوردهای گینس ثبت شد. با چه عنوانی؟ به عنوان مجللترین و یکی از پرهزینهترین جشنهای مهمانی در طول تاریخ بشر.از امیرعباس هویدا، نخست وزیر معروف محمدرضا شاه، نقل شده که جشنهای ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی، ۳۶۰ میلیون دلار روی دست رژیم پهلوی که نه، روی دست ملت ایران، خرج گذاشت!
شباهتهای کوروش و محمدرضا پهلوی را نام ببرید!اگر در اینترنت درباره کوروش کبیر، بنیانگذار سلسله شاهنشاهی هخامنشی جستوجو کنید، پرتکرارترین پاسخهایی که دریافت میکنید، جملاتی است که از مردمداری او میگویند؛ همان پادشاهی که شهرتش از مرزهای ایران فراتر رفته. داخلیها و خارجیها کوروش را به بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، آزاد کردن بردهها، احترام به دینها و کیشهای گوناگون و صفاتی از این دست شناختهاند. میگویند از «گزینوفون»(شاگرد سقراط و دوست و هماندیش افلاطون) یک ستایشنامه با نام کورشنامه به جا مانده. به گفته گزینوفون، کوروش، بزرگترین فرمانروایی جهان را با خِرَد خود اداره میکرد و به گونهای از تَکتَک مردمانش نگهبانی میکرد که گویی فرزندان اویند. مردم این سرزمینها نیز به نوبه خود، او را پدر و سرپرست خود میشمردند...*(چند نما از زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری(موزه عبرت فعلی) و قربانیانش)
حالا خوب است صاحبان ذهنهای عدالتجو به این سؤال جواب دهند که وجه اشتراک محمدرضا پهلوی با کوروش کبیر چه بود که او را به خوابی آسوده دعوت کرد و به او اطمینان داد در غیابش، از ملک و مردم ایران حفاظت خواهد کرد؟! فقط در یک قلم، در تاریخ معاصر ایران ثبت شده که در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری(موزه عبرت فعلی)، همان زندان مخوفی که محل بازجویی و شکنجه مخالفان حکومت پهلوی توسط ساواک بود، در فاصله سالهای ۵۰ تا ۵۷، حدود ۸ هزار و ۴۴۲ نفر ازجمله تعداد زیادی زن و دختر زندانی بودند و تحت شدیدترین و غیرانسانیترین شکنجهها قرار داشتند و برخی از آنها زیر همین شکنجهها جان خود را از دست دادند.
مردم، کجای جشنهای ۲۵۰۰ ساله بودند؟چرا راه دور برویم؟ بیایید برای مثال، جایگاه مردم ایران را در همان جشنهای باشکوه ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که با نام کوروش کبیر برگزار شد، بررسی کنیم. لابد انتظار دارید در جشنی که به مجللترین و یکی از پرهزینهترین جشنها در طول تاریخ بشر معروف شد، سهم ویژهای برای مردم ایران به عنوان صاحب مجلس در نظر گرفته شده باشد. اما نقل قولهای به جا مانده از حاضران در آن جشن، چیز دیگری میگوید. فواد پورآرین و هادی دل آشوب در بخشی از مقالهشان با عنوان «انگیزهها و اهداف برگزاری جشنهای دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی» در این باره مینویسند: «شاه ادعا کرد که این جشنها، مراسمی شاهنشاهی و دولتی نیست، بلکه متعلق به تمام مردم ایران و مربوط به تاریخ ایران است و باید امکان کامل داده شود تا عموم طبقات مردم ایران در آن به نحو کامل شرکت نمایند. اما با این همه، در اين جشنها فقط نمايندگان طبقات بالا حضور داشتند و مردم عادی از شركت در آن محروم بودند.
«مک كی ساندرا» در كتاب خود با عنوان «ایرانیها» در اين باره مینویسد: «تنها ايرانيان معدودی از نخبگان بالا به تخت جمشيد دعوت شده بودند. برای ايرانيان عادی كه پشت كمربند امنيتی باقی مانده بودند و هزاران آشوبگر مظنونی كه در زندانها نگهداری میشدند، شاه تنها دعایی کوتاه برای ملت کرد و اين در حالی بود كه 6 بار به شاهنشاه يا شاهنشاهی اشاره داشت.»
شاید بپرسید کدام دعا؟ نویسندگان این مقاله، اینجا توضیحات «جیمز بیل» در كتاب «عقاب و شير» را شاهد میآورند: «در ۱۷ اكتبر ۱۹۷۱ [پایان جشن های ۲۵۰۰ساله] از مردم ایران خواسته شد دعای كوتاه زير را برای کشور قرائت كنند. در اين دعا ۶ بار نام شاه ذكر شده بود و اينگونه آغاز میشد: ای خدای متعال، خالق جهان و انسان، بخشنده عقل و هوش به انسان، خالق نعمتهای بیشمارِ سرزمين آزادهها، خدايی كه آريامهر عادل را متولی ايران زمين نمودهای...
وقايع ۱۹۷۱ نهتنها شاه را در رديف كوروش كبير قرار داد بلكه او را به عنوان فردی كه از جانب خداوند منصوب شده، معرفی كرد. او در دعاهای رسمی، آریامهر عادل و در جای ديگر به عنوان شاهنشاه بزرگ خوانده میشد. اما توده مردم برای شاه خود دعا نمیكردند و به تخت جمشيد هم دعوت نشده بودند. شركتكنندگان در اين مراسم، جمعا کمتر از ۳ هزار نفر بودند و اكثريت آنها را خارجیها تشکیل میدادند. يك دايره امنيتی نظامیِ محكم، مردم ايران را از جشنها دور نگهداشته و هزاران نفر از مردم مظنون در حلول این مراسم به وسیله پلیس محاصره و بازداشت شده بودند...»
کوروش آسوده بخواب که ما بیداریماما نیم قرن بعد از آن روزها، مردی سکان هدایت این سرزمین را در دست دارد که در عشق به ایران، مردمداری، شجاعت، تدبیر و صلابت در برابر دشمنان، بر تمام حکمرانان ایران در طول تاریخ پیشی گرفته و حالا چهرهای تکرارنشدنی است؛ همان مردی که با وعدههای صادقش در مسیرِ رساندن ایران عزیز به قلههای عزت، «کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم» را در عمل معنا بخشیده است. در پایان این نوشتار، بیمناسبت نیست دلنوشته خانم دکتر «مریم»، فوق تخصص گوارش و کبد ساکن دانمارک را که در همین حال و هوا نوشته شده، با هم مرور کنیم:
«ما وارثان غرور له شده نسلی هستیم که بریتانیا، شاه کشورشون رو در جلوی چشمان پر از ترس پسرش، به جزیره موریس تبعید کردند.ما وارثان اشک و سرخوردگی نسل تحولخواه سال ۱۳۳۲ هستیم، که به جرم ملی کردن صنعت نفت کشورشون، با کودتا دولت منتخب شان را ساقط کردند.آری! ما وارثان سالها حقارت و بیپناهی بودیم، که خود نیز در هشت سال جنگ، قربانی بمبهای شیمیایی غربیها شدیم!ما غرق در بیدفاعی و مظلومیت، بازگشت عظمت ایران باستانمان را حتی به خواب هم نمیدیدیم، تا اینکه «تو» آمدی!«تو» آمدی تا غرور به خواب رفته ما با تلافی توقیف نفتکشهایمان، بعد از سالها بیدار شود!تو آمدی تا ما وارثان نسلی که کسی لایق «لولهنگ سازی» هم نمیدانستش، صاحبان ماهواره نور، سیمرغ، پهپاد، موشک، واکسن، نانوتکنولوژی، سلولهای بنیادی، هوش مصنوعی و… شویم!... برای مانایی امپراطوری ایران شیعی که مدیون رهبری «توست»، به سهم خودم میگویم: شهریارا ! عهداً منی...»پایان پیام/ #جشنهای_2500ساله_شاهنشاهی #کوروش_کبیر #زندان_کمیته_مشترک_ضدخرابکاری #موزه_عبرت 17:51 - 26 بهمن 1404