پژوهشگر تاریخ: سازندگان تاسیان در حوادث دیماه شریک هستند
یک وقت است شما در مورد مستندهای ایران اینترنشنال و من و تو صحبت میکنید. خب، وظایف آنها روشن است؛ ارائه تصویری دروغین از یک گذشته درخشان که انقلاب اسلامی آمد آن را بر باد داد. اما اینجا صحبت درباره اثرگذاری آثاری است که با همین نگاه در داخل ایران ساخته شده. شعارهایی که برخی از این بچههای نسل Z در اغتشاشات اخیر دادند، تحتتاثیر همین محتواهای رسانهای بود.
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ سال گذشته با شروع پخش سریال تاسیان در شبکه نمایش خانگی، نقدهای جدی نهفقط از سوی اصحاب فرهنگ و هنر بلکه توسط کارشناسان تاریخی و حتی زندانیان سیاسی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی متوجه این اثر نمایشی شد؛ نقدهایی که بیش از هر چیز روی سفیدشویی ساواک و تطهیر پهلوی در این سریال متمرکز شده بود. و کمتر کسی پیشبینی میکرد آسیبهای ناشی از آن تصویر زیبا و رویایی که از دوران پهلوی در سریال تاسیان ترسیم شده بود، اینقدر زود در جامعه ایران خودنمایی کند. اما کمتر از یک سال بعد، این اتفاق در اغتشاشات دی ماه 1404 رنگ واقعیت به خود گرفت و فراخوان رضا پهلوی، زمینهساز یکی از بزرگترین کشتارهای تاریخ معاصر ایران شد.در روزهایی که هنوز داغ جان باختن حدود 3هزار نفر در حوادث تروریستی اخیر تازه است، در گفتوگو با «محمد رحمانی»، پژوهشگر تاریخ معاصر، ابعاد تاثیرگذاری تولیدات هنری در حوادث اخیر را بررسی کردهایم.*(فی سبیل الپهلوی...)
*یک سال قبل، وقتی دغدغهمندان درباره خط تحریفی که در سریال تاسیان شکل گرفته بود، هشدار میدادند، سازندگان این سریال در جواب میگفتند: نترسید، این فقط یک سریال عاشقانه است. گذر زمان اما خیلی زود، درستی آن هشدارها را اثبات کرد. تطهیر دوران پهلوی و ارائه تصویری رویایی از آن در سریال تاسیان، تلهای بود که باعث شد پای گروهی از نوجوانان و جوانان جامعه به اغتشاشات دی ماه باز شود. شما هم اوایل امسال، با انتشار متنی در صفحه شخصیتان با این مضمون، از سریال تاسیان بهعنوان خدمتی از جانب کارگردان به رژیم پهلوی یاد کرده بودید: «اگر برای این پروپاگاندای عاشقانه، ساواک بودجه نداده باشد و اگر خانم پاکروان از دست ملکه ماموریت و تقدیر ویژه دریافت نکرده باشد، واقعا فی سبیل الپهلوی کار کرده.» بحث را از همینجا شروع کنیم. *(«محمد رحمانی»، پژوهشگر تاریخ معاصر)
- در درجه اول باید بگویم موضوعی که مطرح کردید، فقط به سریال تاسیان محدود نمیشود . در سینمای ما و در شبکه خانگی، از این موارد خیلی زیاد است. محدود به سالیان اخیر هم نیست و در سالهای گذشته آثار متعددی در همین حال و هوا ساخته شده. همه این قبیل فیلمها و سریالها یک تم مشترک دارند؛ اینطور نشان میدهند که انگار ما از یک دوره زمانی طلایی که فضای رنگی و شادی داشت و آزادی در آن جدی بود، به یک دوره تاریک و سیاه منتقل شدهایم که پر از چالشهای جدی بوده. حالا در این میان، سریال تاسیان خیلی پررنگتر بود و بیشتر به چشم آمد. به نظرم حتی میشود درباره فرم این سریال هم صحبت کرد؛ از طراحی صحنه و نورپردازی تا طراحی لباس. گرچه معتقدم ما دیگر از این فضا گذشتهایم و باید جامعتر به این مسئله نگاه کنیم.*(«ایونت تاسیان»؛ دورهمی گروهی از جوانان با تاثیرپذیری از طراحی لباس و گریم و فضای سرخوشانه سریال تاسیان)
یک وقت است شما در مورد ایران اینترنشنال و من و تو و مستندهای آنها صحبت میکنید. خب، وظایف آنها روشن است. با این هدف کار میکنند که یک گذشته بسیار روشن را نمایش بدهند که انقلاب اسلامی آمد آن را بر باد داد و در عوض، یک دوره سیاه را به وجود آورد. اما اینجا صحبت درباره اثرگذاری فیلم و سریالهایی است که با همین نگاه در داخل ایران ساخته شده. این شعارهایی که شما میبینید برخی از این بچههای دهه هشتادی و نسل Z در این ایام دادند، تحتتاثیر همین محتواهای رسانهای بود. و دیدید اکثر افرادی که در این حوادث حضور داشتند، بچههایی بودند که متاسفانه دانش تاریخی و سیاسی نداشتند و تحتتاثیر همین رسانهها و همین فیلم و سریالها، دانش تاریخیشان را کسب کرده بودند. بنابراین دیگر نمیشود به راحتی گفت که این فقط یک داستان عاشقانه بود. اتفاقاً من میخواهم بگویم در رابطه با تاسیان، قضیه کاملاً برعکس است؛ این یک کار کاملا سیاسی تاریخی بود با یک تم عاشقانه.
*چطور؟ چرا معتقدید تاسیان، یک سریال سیاسی بود؟- علاوهبر محتوا، شما این موضوع را حتی در شخصیتپردازی و طراحی گریم شخصیتهای سریال هم میتوانید ببینید. مثلا وقتی به گریم شخصیتی که آقای شریفینیا بازی میکند، نگاه میکنید؛ از فرم ابروها و غیره، غیرممکن است یاد امام خمینی نیفتید. حالا این چه شخصیتی است؟ آدمی است که یک نگاه ارتجاعی به مسائل دارد، فرزندان خودش را نمیتواند زیر یک سقف نگه دارد و... یعنی گریم، کاملا هدفمند است. از آن طرف، شما شخصیت اصلی سریال با بازی بابک حمیدیان را میبینید. او که یک سرمایهدار دوره پهلوی است و در اتاقش عکس شاه نصب شده، آدم بسیار شریفی است، عاشق خانوادهاش و حامی آنهاست، دوستان با نفوذی دارد و... اینها همه، نمادسازی است.
شخصیت پردازی هم در این سریال، نمادین طراحی شده است. کارگرانی که دارند طبقه ضعیف جامعه را معرفی میکنند، عمدتا آدمهای نمکنشناسی هستند که علیه ولینعمت خودشان قیام میکنند و کار در نهایت به جایی میرسد که هم محل درآمد خودشان را آتش میزنند و هم شخصیت اصلی فیلم را نابود میکنند.
*اولین سؤالی که در ذهن مخاطب دغدغهمند نقش میبندد، این است که آیا این جزئیات هدفمند در سریال تاسیان، توجه نهادهای فرهنگی که مسئولیت نظارت بر تولیدات هنری را دارند، جلب نکرده بود؟ - نکته همینجاست. نکاتی که مطرح شد، به این معنی نیست که خواهان برخورد سخت یا بگیر و ببند قضایی با سازندگان سریال باشیم. اصل ماجرا این است که قبل از هر چیز، باید درباره مدیریت فرهنگی صحبت کنیم. شما اگر بروید بررسی کنید، اینها حتما یک جایی از بودجه بخش دولتی و حاکمیتی استفاده کردهاند. و سؤال این است که چطور میشود جمهوری اسلامی با پول خودش و در فضای قانونی خودش، کار علیه خودش تولید کند؟!
اهمیت مدیریت فرهنگی، در کیفیت آثار فرهنگی هنری تولیدشده هم نمود پیدا میکند. شما ببینید در سالیان اخیر، ما در رابطه با معرفی دوره پهلوی چه کردهایم و چه آثاری تولید کردهایم؟ عمده تولیدات، کارهای تکراری و ضعیف بوده که بعضی مواقع صرفاً برای گرفتن بودجههای بخشهای حاکمیتی بوده. در مقابل، کارهای قوی با داستان و روایت جذاب و بازیگران شاخص تولید شده. البته حتما آثار خوب هم داشتهایم. مثلاً سریال سرزمین مادری. اما با اتفاقاتی که افتاد، فرصت اثرگذاری از آن سریال خوب هم گرفته شد. اگر سرزمین مادری ۱۰ سال پیش پخش میشد و فضایی که باید، در همان مقطع ایجاد میشد و به دنبال آن سریال، کارهای دیگری هم در این فضا تولید میشد، ما حتما خیلی جلوتر بودیم. در کنار نکاتی که مطرح میشود، با عرض پوزش باید عرض کنم متاسفانه جریان امنیتی ما گاهاً مسائل فرهنگی را درست درک نمیکند. یعنی صرفاً یک نگاه خشک امنیتی به مسائل دارد و درک نمیکند که خیلی از این حوزهها، کاملا فرهنگی است.
*این نگاه صرفاً امنیتی، چه آسیبهایی دارد؟- جایی که باید فضا را باز بگذارد تا گفتوگو ایجاد شود و هویت جریان اپوزیسیون روشن شود، این کار را از اولویت خارج میکند و با جریانات دیگری برخورد میکند. البته به نظر من واقعا نمیتوان اسم اپوزیسیون روی این جریان گذاشت. این یک جریان مرتجع وابسته به بیگانه است که در فقدان یک اپوزیسیون آبرومند، هویت پیدا کرده است. این نکته مهمی است ها. همین که امروز پهلوی با وجود وابستگی آشکارش به دشمن خارجی، از طرف بخشی از جامعه جدی گرفته شده، نشاندهنده همین واقعیت است. *(بازداشت شده اغتشاشات: تحت تاثیر رسانه و مخصوصا سریال تاسیان که تصویر بدی از انقلاب ۵۷ روایت می کرد، فریب خوردم)
*برگردیم به بحث خودمان. برخی بازداشتشدگان نوجوان و جوان در اغتشاشات اخیر، اعتراف کردهاند که تحتتاثیر محتواهای رسانهای که تصویری غیرواقعی از دوران پهلوی ساخته بودند، به خیابان آمده بودند. دختر جوانی گفته بود سریال تاسیان، به فضای ناخوشایند جامعه دامن زده بود چون اینطور نشان میداد که مردمی که سال 57 انقلاب کردند، آدم.های بدی بودند. واقعا یک سریال میتواند تا این حد تاثیرگذار و تحریککننده باشد؟
- شما فرض کنید آدمی هستید که اهل مطالعه و کتاب خواندن نیستید و از تاریخ و گذشته کشورتان اطلاعی ندارید. با این پیشفرض، به تماشای یک سریال مینشینید که درباره یک گذشته بسیار درخشان است؛ گذشته زیبایی که از بین رفته و بعد از آن، یک دوره بسیار تلخ و سیاه به وجود آمده. خب، خروجی چنین آدمی چه میشود؟ کینه و بغض. و انباشت این بغضی که شبکه خانگی در کنار شبکههای معاند ماهوارهای و ضعف دستگاه فرهنگی ما و حتی کمکاری سیستم آموزشوپرورش ما ایجاد کردهاند، یک جایی در وجود جوانان ما به مرز انفجار میرسد. یعنی همه اینها تجمیع میشود و یک قلب سراسر کینه و خشم میسازد. ناکارآمدیهای اقتصادی هم که میآید و به این مجموعه اضافه میشود، یک آدم را تبدیل به یک کنشگر میکند؛ کنشگرِ جریانهایی که درواقع دارند از او سوءاستفاده میکنند.به همین دلیل به نظر من، خانم پاکروان، کارگردان محترم سریال تاسیان، در جنایتهایی که در اغتشاشات اخیر صورت گرفت، به نوعی شریک است. با توجه به اینکه بعضی شرکتکنندگان در این حوادث رسماً اعتراف کرده.اند که این سریال روی آنها تاثیر گذاشته، امیدوارم اگر ایشان وجدان بیداری دارند، درصدد جبران بربیایند. *(ساواکی فانتزی/ ساواکی واقعی)
*مصداقی از این اثرگذاری در ذهن دارید؟- در سریال تاسیان از ساواک چنان چهره زیبا و جذابی ساخته شده که در نتیجه آن، امروز بعضیها میگویند ما میخواهیم ساواکی شویم! در جریان همین اغتشاشات اخیر، عدهای در فضای مجازی به ساواک ابراز علاقه میکردند درحالیکه اصلا نمیدانند این ساواک اساساً چه بوده و چه اتفاقی برایش افتاده.
به نظرم تاسیان، ترجمه نمایشیِ مستندهای شبکه من و تو مثل مستند شهبانوست. یعنی چیزی فراتر از آنها نیست. این هم مثل آنها، از یک گذشته طلایی و یک حالِ سیاه حرف میزند. و نتیجهاش این است که منی که تاریخ خوانده ام و دارم با تاریخ زندگی میکنم، وقتی سریال تاسیان را میبینم، اگر یک لحظه آموختههای قبلیام را و اینکه چی بودیم چی شدیم را فراموش کنم، تحتتاثیر محتوا و فرم این سریال(اعم از انتخاب بازیگران، شخصیتپردازی، طراحی لباس و گریم و صحنه و...)، من هم تصور میکنم از یک دوره درخشان رویایی به یک دوره مصیبتبار رسیدهایم. میخواهم بگویم اینهمه جزئیات در سریال تاسیان، نمیتواند اتفاقی رخ داده باشد. به همین دلیل است که من در همان زمان پخش سریال، آن استوری را منتشر کردم و نوشتم فرح پهلوی و رضا پهلوی باید برای خانم تینا پاکروان بابت ساخت سریال تاسیان، تقدیرنامه بفرستند. یعنی اگر این کار را نکنند، در حق او ناجوانمردی کردهاند.*(زمان پهلوی، بهشت بود؟!)
*به نظر میرسد فضای مجازی هم در این زمینه، مکمل تولیدات نمایشی مثل تاسیان بوده و این آتش را تندتر کرده. جایی خواندم یک دهه هشتادی گفته بود: «شنیدم زمان شاه در مدارس شیرموز و کیک میدادند، برای همین به خیابان آمدم»... - به نکته درستی اشاره کردید. نقش شبکههای اجتماعی را در این حوادث باید جدی دید؛ شبکههایی که دستگاه فرهنگی ما در آن بسیار ضعیف عمل کرده. درواقع ما کاملاً عرصه را به امثال اینستاگرام و توییتر واگذار کرده.ایم. واقعیت این است که این پلتفرمها متعلق به ما نیست. الگوریتمش متعلق به ما نیست. البته معنای این حرف، فیلتر کردن این بسترهای اجتماعی نیست. واقعیت این است که ما با پلتفرمهایی مواجهیم که امکانات بسیار خوبی دارد و از نظر فنی، هیچ رقیب داخلی هم ندارد. بنابراین به طور طبیعی، مرجعیت پیدا کرده است. از آن طرف، ما با جامعهای مواجهیم که اهل مطالعه نیست. حتی اهل پادکست گوش دادن هم نیست و فقط از مطالب و صوتها و ویدئوهای کوتاه فضای مجازی استقبال میکند. حالا در این فضا، مدام جلوههایی از ستایش پهلوی در حوزه.های مختلف پیش چشم او قرار میگیرد. طوری میشود که فرد دچار این نوستالژی زیبا میشود که وای، افسوس، چه دوران رویایی و زیبایی را از دست دادیم.
امیدوارم مدیران جامعه، این حرفها را بخوانند و یک فکر اساسی برای فضای مجازی بکنند. امیدوارم با یک استراتژی درست برای جذب نوجوانان و جوانان، اقدام به تولید محتواهای فاخر و جذاب کنند تا این نسل با واقعیتهای تاریخی ایران آشنا شوند. واقعیت تاریخی این است که در زمان پهلوی، شکاف اجتماعی در جامعه ما بسیار زیاد بود. اینطور نبوده که مردم سال 57 خوشی بزند زیر دلشان و انقلاب کنند. سالهای سال این اعتراضات به شکلهای مختلف وجود داشت تا نهایتا انقلاب مردم پیروز شد. نسل جوان و نوجوان ما باید بدانند شرایط امروز جامعه ما با شرایط سال ۵۷ یکی نیست؛ نه از نظر رهبری، نه از نظر نوع جامعه، نه از نظر حامیان حاکمیت. نکته مهمتر اینکه باید فرزندان جامعه را آگاه کنیم که با ورود نیروهای خارجی یا حتی براندازی خشن چه آیندهای برای ایرانمان متصور است. آیا واقعاً شرایطمان بهتر میشود یا نه دوباره ۴۰ سال بعد، یک نسل نوجوانی پیدا میشود که حسرت دوران گذشته را میخورد که ای کاش این اتفاق رخ نمیداد.
*آنچه مطرح کردید، محور یکی از مهمترین نقدها و گلایههای دلسوزان و دغدغهمندان در زمان نمایش سریال تاسیان بود. وقتی بعد از پخش سه قسمت از این سریال، خبر توقیف آن از طرف نهاد نظارتکننده منتشر و علت این اتفاق، لباسها و پوشش نامناسب بازیگران، عادیسازی مصرف مشروبات الکلی و مواردی از این دست عنوان شد. اما در این میان، هیچکس نگفت این سریال با روایتش دارد تاریخ معاصر ایران و فرآیندی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد را تحریف میکند...- دلیلش این است که مدیرانی که در آن نهاد مینشینند، اصلاً سواد این مسئله را ندارند. تنها چیزی که میبینند، اشکالات ظاهری مثل مو و رقص و مشروب است. اینکه این نوع روایتسازی و این جعل تاریخ چه تاثیر ویرانگری بر جامعه دارد، برایشان موضوعیت ندارد. درحالیکه یک قاضی اگر قرار است در حوزه فرهنگ اظهارنظر کند و حکم بدهد، باید حوزه فرهنگی را بشناسد. نمیشود فردی را که مثلاً تا دیروز مسئولیت برخورد سخت با یک جریان سیاسی را بر عهده داشته، بهعنوان مسئول فرهنگی در حوزه دیگر انتخاب کنیم یا به فردی که قاضی پرونده.های مفاسد اقتصادی یا مواد مخدر بوده، بگوییم بیا در حوزه فرهنگی هم قضاوت کن. *(روایت بهروز وثوقی از واقعیت ساواک)
*وقتی از روایتسازی و جعل تاریخ و تاثیرات ویرانگر آن در برخی فیلمها و سریالها حرف میزنیم، دقیقا منظورمان چیست؟- ببینید مثلا در نتیجه تماشای سریال تاسیان، یک تصویر جعلی و زیبا از ساواک در ذهن مخاطب جوان شکل گرفته. اما در مقابل، ما هیچ تلاشی برای معرفی چهره واقعی ساواک به نسل جوان جامعه انجام ندادهایم. هیچکس برایشان نگفته که آقا! جمهوری اسلامی، ساواک را منحل نکرد ها. ساواک در زمان خود محمدرضا شاه پهلوی منحل شد. یعنی ساواک به دلیل جنایاتش آنقدر منفور بود و آنقدر احساسات منفی در مردم ایجاد کرده بود که دولت شاپور بختیار برای اینکه جلوی خشم بیشتر مردم را بگیرد و بخشی از محبوبیت حکومت پهلوی را حفظ کند، روز چهارم بهمن1357 لایحه انحلال ساواک را به مجلس شورای ملی ارائه کرد و روز هفدهم بهمن با تصویب مجلس شورای ملی و سپس مجلس سنا، ساواک منحل شد و برخورد با آن، اساساً به جمهوری اسلامی نرسید.*(زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری در دوره پهلوی (موزه عبرت فعلی))
و از این قبیل اطلاعات که به گوش نسل جوان نرسیده، فراوان داریم. مثلا برخلاف اینکه مردم فکر میکنند بعد از پیروزی انقلاب، درِ زندانها شکسته شد، اما این اتفاق در پاییز سال ۵۷ رقم خورد. تمام گزارشهای سازمانهای بینالمللی درباره آزادی زندانیان سیاسی، مربوط به دوره پهلوی است. واقعیت این بود که شاه در ایام پایانی حکومتش، برای راضی کردن مخالفانش و حفظ قدرتش دست به هر کاری میزد و همه اینها اسنادی است که آن خشونتها و جنایات در دوران پهلوی را تایید میکند. اما ما در این 4دهه این واقعیتها را به جوانانمان منتقل نکردیم... البته به نظرم دیگر از این مراحل گذشتهایم. اینها کارهایی است که باید خیلی قبلتر از این انجام میدادیم. اما از یک طرف، ما غفلت کردیم و از طرف دیگر، روایتسازیهای جعلی درباره دوران پهلوی انجام گرفته که امروز داریم نتایجش را در فضای حقیقی و مجازی میبینیم.
*یاد فیلم کوتاهی از یک نوجوان بازداشتشده در اغتشاشات افتادم که بعد از فراخوان شاهزاده! در فضای مجازی به خیابان آمده بود اما حتی اسم او را نمیدانست و از رضا پهلوی با عنوان «جاوید» نام میبرد...- بله. امروز در نتیجه روایتسازیهای جعلی، ذهن مخاطب ما با اطلاعات تحریفشده درباره ماهیت پهلوی و تاریخ انقلاب، پر شده. نتیجه این تحریف تدریجی هم این بوده که الان برخی از همین مخاطبان کماطلاع میگویند پهلوی در برخورد با انقلابیون، کم خشونت به خرج داده. ما اگر بودیم، آدمهای بیشتری میکشتیم! مدتی قبل، عکس آن ساختمان معروف در خیابان آزادی که مملو از جمعیت تظاهرکنندگان در ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 بود را در توییتر منتشر کرده بودند و نوشته بودند که ای کاش هواپیماهای جنگی، این ساختمان را بمباران میکردند و این ساختمان روی سر آن جمعیت فرومیریخت!
ببینید، این حجم از بغض و خشم و خشونت، یک روزه و دو روزه ایجاد نشده. این اتفاق در درازمدت و زیر سایه غفلت دستگاه فرهنگی ما اعم از صداوسیما و وزارت ارشاد و... رقم خورده. صداوسیما که همّ و غمّش این است که فقط برای همفکران خودش برنامه بسازد و آنها را راضی نگه دارد. وزارت محترم ارشاد هم اصلا معلوم نیست چه طرح و نقشهای دارد. مشخص نیست سینمای ما کجای داستان است. کافی است به فیلمهایی که یک تم نوستالژیگونه نسبت به گذشته دارد، نگاه کنید. یک خواننده شاد و خوشحال آن بالا دارد میخواند. یک دفعه اوضاع تغییر میکند و با ندای الله اکبر و با پسگردنی و کتک میکشندش پایین و بدبختی شروع میشود...
اینطور میشود که گاه عملکرد دستگاه فرهنگی ما، نقش مکمل تبلیغات خارجی را ایفا میکند. نهتنها طرح و نقشه جذابی برای جذب نسل جوان ندارند بلکه فضایی ایجاد میکنند که در آن، هرکس که لگدی به جمهوری اسلامی میزند، بیشتر به او بها داده میشود. همین چند روز قبل، در خبرها آمده بود که یکی از هنرمندانی که در جریان اغتشاشات اخیر، عکس توهینآمیزی را نسبت به مدافعان امنیتی منتشر کرده بود، بهعنوان داور جشنواره تئاتر فجر انتخاب شده! درست است با اعتراضاتی که شد، این اشتباه اصلاح شد اما نسل جوان اینها را میبیند و در ذهنش تثبیت و تبدیل به الگو میشود. این قبیل حرکتها این پیام را برای جوانترها دارد که تو هم اگر میخواهی دیده شوی و امتیاز بگیری، باید یک لگدی به این نظام بزنی...
*... و صحبت پایانی؟- ما امروز در مقابل حوادثی مثل اغتشاشات اخیر، باید به این سؤال جواب دهیم که یگان واکنش سریع فرهنگیمان کجاست؟ به تولیدات فرهنگی هنری نگاه کنید. تمام برنامههای سرگرمی تلویزیون، تعطیل شده و تمام شبکهها پر شده از گفتوگوی دو نفره و سه نفره. این برنامهها هم در جای خود، مفیدند اما روی نسل هدف ما تاثیرگذار نیست. ما باید فضای فرهنگیمان را بازتعریف کنیم و با دقت و نگاه بهروزتری دست به تولید محتوا بزنیم. البته در شرایط خاص امروز، فقط فکر فرهنگی و تولید فرهنگی، جوابگو نیست. به فکر سیاسی هم نیازمندیم. و حداقل تدبیر سیاسی در این اوضاع، این است که به یک اپوزیسیون شریف اجازه فعالیت داده شود؛ اپوزیسیونی که بشود با آن گفتوگو کرد. چون اگر این اپوزیسیون وجود داشته باشد، حداقل جریانهای مرتجع و ضد میهنی مثل پهلوی اینقدر فرصت ظهور پیدا نخواهند کرد.پایان پیام/#سریال_تاسیان #سفیدشویی_ساواک #تطهیر_پهلوی #روایتسازی #جعل_تاریخ #نمادسازی #اغتشاشات 18:30 - 21 بهمن 1404