درِ این خانه به روی جنگزدگان لبنانی باز است
«اگر بگویم مردم فلسطین و لبنان، بیشتر از مردم ایران از عملیات وعده صادق ۲ خوشحال شدند، باور میکنید؟» بانوی لبنانی مقیم ایران، شاهد معتبری دارد برای ادعایش: «خانواده برادرم در بیروت، این روزها میزبان ۲ خانواده جنگزده هستند. شب عملیات که با برادرم تماس گرفتم، صدای دست و جیغ آن خانوادههای مصیبتزده، همه جا را پر کرده بود؛ انگار همه غمهایشان را فراموش کرده بودند...»
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ «اگر بگویم مردم فلسطین و لبنان، بیشتر از مردم ایران از عملیات وعده صادق۲ خوشحال شدند، باور میکنید؟» بانوی لبنانی مقیم ایران، شاهد معتبری دارد برای ادعایش: «خانواده برادرم در بیروت، این روزها میزبان ۲ خانواده جنگزده هستند. شب عملیات که با برادرم تماس گرفتم، در خانهشان غوغایی برپا بود. آن خانوادههای مصیبتزده، با دیدن موشکهای ایرانی آنقدر خوشحال شده بودند که صدای دست و جیغشان همهجا را پر کرده بود...»«اُم علی» که از ۱۱سال قبل عروس ایرانیها شده، این روزها در خط مقدم کمکرسانی به جنگزدگان لبنانی، نقش واسطه را میان ملت دغدغهمند ایران و مردم مقاوم لبنان ایفا میکند. برای آگاهی از شرایط مردم مظلوم لبنان بعد از بمبارانهای وحشیانه اسرائیل و نحوه کمکرسانی به آنها، دل به روایت ام علی دادیم که در جوار حضرت معصومه(س)، عَلَم کمک به مظلومان را بلند کرده...
جدال موشکهای ایرانی با خاطرات تلخ!تا از وعده صادق۲ میگویم، صورتش به خنده باز میشود و خون میدود زیر پوستش. با یادآوری عملیاتی که انتقام خون شهید سید حسن نصرالله، شهید اسماعیل هنیه و دیگر مجاهدان جبهه مقاومت را محقق کرد، لبخندبرلب میگوید: «عالی بود، عالی. اما... اما تا عملیات شروع شد، بهشدت دچار استرس شدم. آخه میدانید، من، بچه جنگ هستم و از کودکی تا جوانیام، شاهد موشکبارانهای اسرائیل و ویرانیها و کشتارهای حاصل از آن بودم. به همین دلیل، با وجود اینکه از عملیات موشکی ایران دلم واقعاً شاد شد اما استرس، سایه انداخت روی خوشحالیام...وقتی از تلویزیون دیدم که موشکهای ایران دارد مثل باران روی مناطق مختلف اسرائیل میریزد، خیلی خوشحال شدم اما یک لحظه آرام و قرار نداشتم. مدام روی لبم ذکر بود و دعا میکردم: خدایا کمک کن. خدایا نکند اسرائیل جواب بدهد و به ایران موشک بزند... الحمدلله که این عملیات با موفقیت و اقتدار انجام شد.»
وقتی عروسی به جمع آوارگان لبنانی رسیداز «اُم علی»، بانوی لبنانی مقیم ایران بپرسید، میگوید مردم جنگزده لبنان و فلسطین، از انجام عملیات موشکی ایران علیه اسرائیل، حتی از مردم ایران هم خوشحالتر بودند: «وقتی با برادرم در لبنان تماس گرفتم که خبر عملیات موشکی ایران را بدهم، در خانهشان غوغایی بود. از آن طرف خط میشنیدم چطور دارند خوشحالی میکنند. با توجه به اینکه خانواده برادرم این روزها میزبان ۲خانواده جنگزده و آواره لبنانی هستند، شور و حال دیگری در خانهشان برپا شده بود.اعضای آن خانوادهها با دیدن موشکهای ایرانی در آسمان لبنان، آنقدر خوشحال و هیجانزده شده بودند که صدای دست و جیغ و فریادشان همهجا را پر کرده بود. مدام با هیجان میگفتند: اوناهاش، اومدن، اومدن... بابت این شادی که بعد از مصیبتها و غمهای ناشی از حملات چند روز اخیر اسرائیل نصیب مردم مظلوم لبنان شد، خدا را صد هزار مرتبه شکر میکنم.»*(خوشحالی مردم لبنان و فلسطین و کشورهای عربی از وعده صادق2)
موشکهایی که سمپاشی دشمن در فضای مجازی را خنثی کرداگر میخواهید بدانید چرا عملیات وعده صادق۲ ارزش مضاعف داشت و چرا کشورهای عضو جبهه مقاومت از این عملیات، بیشتر از وعده صادق۱ خوشحال شدند، باید کمی به عقب برگردید و تحرکات مخرب دشمن در فضای مجازی در فاصله ترور شهید اسماعیل هنیه تا روزهای بعد از شهادت سید حسن نصرالله را مرور کنید. بانوی لبنانی مقیم ایران در این باره میگوید: «در چند وقت اخیر، عوامل اسرائیل در شبکههای اجتماعی، سمپاشی شدیدی علیه ایران انجام دادند و طوری القا کردند که انگار ایران، پشت فلسطین و لبنان را خالی کرده و دیگر از آنها حمایت نمیکند.*(شادی مردم لبنان، فلسطین و ایران بعد از عملیات وعده صادق2)
اینکه احساس کنی دیگر حامی و پشتیبان نداری، این احساس عدم امنیت روانی، خیلی حس بدی است. البته آنهایی که سالهاست جمهوری اسلامی ایران را میشناسند و اعتقاد عمیقی به آن دارند، این حرفها را باور نکردند اما به هر صورت، نباید تأثیر شبکههای اجتماعی را دست کم بگیریم. دشمن با استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی، یک پیام کوتاه سمی را منتشر میکند و از طریق آن، جمع زیادی را ناامید میکند. اما الحمدلله این سم با عملیات موشکی ایران، خنثی شد و حالا دوباره همهمان؛ ایران، لبنان و فلسطین، همگی یکدست و متحد هستیم.عملیات وعده صادق۲، پیام خیلی خوبی برای همه جبهه مقاومت داشت اما دل مردم لبنان را جور دیگری شاد کرد. مردم لبنان که بعد از شهادت سید حسن نصرالله، عمیقاً دلشکسته و غمگین بودند، با عملیات موشکی ایران، امید در دلشان زنده شد و برایایستادگی در مسیر مقاومت، انگیزه و روحیه گرفتند.»*(نمایی از کشور لبنان)
از عروسِ عزادارِ خاورمیانه بگو...و اما لبنان... سرزمینی که برای اُم علی، مبدأ و مقصد تمام آرزوهاست. همان عروس خاورمیانه که سالهاست با جنایات تمامنشدنی صهیونیستهای متجاوز، رخت عزا از تنش بیرون نیامده. اسم لبنان که میآید، «آه» میشود موسیقی متن صحبتهای اُم علی. او گرچه بهواسطه ازدواج با یک مرد ایرانی و سکونت در شهر قم، ۱۱سال است از صدها کیلومتر دورتر، برای سرزمین مادریاش، دعای امنیت و آزادی میخواند، اما لحظهای را بیخاطرات کشورِ سروهای بالابلند سپری نکرده. انگار منتظر بوده از لبنان بپرسم که چشمهایش برق میزند. نفس بلندی میکشد و میگوید: «لبنان، یک کشور کوچک اما بسیار غنی است؛ ثروتمند به تاریخش، فرهنگش و طبیعتش.*(زیارتگاه قدیمی شهر بعلبک لبنان با بیش از 1800 سال قدمت)
مساحت جغرافیایی لبنان، محدود اما تنوع فرهنگها و ادیانش، زیاد است. نزدیکی به اروپا و آفریقا باعث شده مهاجران زیادی در کشور ما زندگی کنند. اینطور است که در اغلب خانوادهها، یک مهاجر میبینی که بهعنوان عروس یا داماد وارد خانواده شده. همین اختلاط فرهنگی هم، کمک کرده اکثر لبنانیها غیر از عربی، به ۲ زبان فرانسه و انگلیسی هم مسلط باشند. بعضیها حتی با زبانهای ترکی و ارمنی هم آشنا هستند.*(کلیسای بانوی مقدس ما یا کلیسای سیده لبنان)
این غنای فرهنگی، باعث شده مردم در لبنان هیچ میانهای با نژادپرستی نداشته باشند. در چنین فضایی است که لبنانی و غیرلبنانی، مسیحی و مسلمان، و شیعه و سنی، با وجود اختلاف ملیت، دین، مذهب و رنگ پوست، خیلی راحت با هم دوست میشوند، در کسب و کار شریک میشوند و حتی ازدواج میکنند.»*(شهید سید حسن نصرالله: جنوب لبنان را خدا برای تحقير صهيونيستها آفریده)
ما با هم، دشمن را تحقیر کردیم«حالا اگر در نظر بگیرید ملت لبنان با این تنوع فرهنگی و مذهبی، یک ویژگی مشترک دارند و آن هم، روحیه مقاومت در مقابل دشمن است، بهتر درک میکنید که چرا صهیونیستهای غاصب، سالهاست با تجاوز و جنگ و کشتار، تلاش میکنند از این سرزمین و مردمانش انتقام بگیرند.»*(شادی مردم در سالگرد خروج اسرائیل از لبنان)
ذهن و قلب اُم علی پر است از مصادیق وحدت و مقاومت مردم لبنان در مقابل دشمن متجاوزی که به هیچ قاعده و خط قرمزی پایبند نیست: «مردم لبنان همیشه حامی و پشتیبان جبهه مقاومت بودهاند و با همین اتحاد و همدلی، خیلی جنگها و تلخیها را با هم به سلامت گذراندهاند. از کشتار «قانا» در سال ۱۹۹۶ که در ۱۰سالگی من اتفاق افتاد، تا خروج اسرائیل از لبنان در سال ۲۰۰۰ در نوجوانیام، تا موفقیتهای بزرگ حزبالله در جنگ ۳۳روزه سال ۲۰۰۶ که در جوانیام شاهد آن بودم، مردم لبنان دست از حمایت از جبهه مقاومت در مقابل ارتش متجاوز اسرائیل برنداشتند. این روحیه اتحاد و مقاومت، امروز هم در لبنان پابرجاست؛ امروز که به دلیل حملات وحشیانه صهیونیستها در چند هفته اخیر، تعداد زیادی از مردم به شهادت رسیدهاند و بیش از یک میلیون نفر از خانههایشان آواره شدهاند.»
هوش مصنوعی، ابزار جدید اسرائیل برای کشتار مردم لبنان!داغ دل بانوی لبنانی مقیم ایران، تازه میشود وقتی از آوارگی و رنج هموطنانش میگوید. حالا ۲، ۳هفتهای است دوباره پای بمبهای قاتل به شهرها و محلههای لبنان باز شده و مادران را به عزای فرزندانشان نشانده. صحبت از جنگ اخیر که به میان میآید، اُم علی سری به تأسف تکان میدهد و میگوید: «مردم لبنان با جنگ، ناآشنا نیستند اما این بار فرق دارد... در ظاهر، در چند سال اخیر در لبنان جنگ نبود اما ما درواقع، گرفتار جنگ اقتصادی شدیدی بودیم. بعد از شیوع ویروس کرونا، در نتیجه تحریمهای اسرائیل و یک سلسله اتفاقات، ارزش لیر در مقابل دلار بهشدت سقوط کرد و لبنان دچار تورم وحشتناک و رکود اقتصادی شدیدی شد. در چنین شرایطی، شروع جنگ توسط اسرائیل، خیلی برای ما گران تمام شده و مردم در فشار و سختی عجیبی قرار گرفتهاند.*(تخریب شدید مناطق مسکونی با بمب های اسرائیلی)
از آن طرف، ارتش رژیم صهیونیستی در نقاط مختلف جنوب و غرب لبنان، با روشهای جدید دست به کشتارزده. توسل اسرائیل به هوش مصنوعی در هدف قرار دادن شهرها و روستاها باعث شده خسارتهای شدیدتری به مناطق مسکونی وارد شود و تعداد شهدا و مجروحان بهشدت زیاد شود. برای اینکه به عمق فاجعهای که در حال قوع است پی ببرید، کافی است بدانید درحالیکه در جنگ ۳۳روزه، ۱۲۰۰نفر از مردم لبنان شهید شدند، آمار شهدا فقط در ۳روز اول جنگ اخیر، ۱۳۰۰نفر بود...! و مجموع این شرایط، باعث شده وخامت اوضاع آسیبدیدگان جنگ و نیاز آنها به کمکرسانی سریع، هر روز بیشتر شود.»*(آوارگان لبنانی بعد از حملات اسرائیل)
وقتی کلیسا، پناهگاه مسلمانان میشوداما شاهدان گواهی میدهند وحشیگری اسرائیل و افراطش در کشتار و جنایت و تخریب، یکبار دیگر لبنان را به یک تن واحد در مقابل دشمن متجاوز تبدیل کردهاست. «وقت للتضامن»(زمان همبستگی) و«بيتنا بيتك»(خانه ما، خانه شماست). اینها شعارهایی است که این روزها، زیاد در لبنان شنیده میشود.
اینطور است که این روزها شهرهای میزبان آوارگان، به صحنه اتفاقات زیبای انسانی تبدیل شده: «با اینکه اوضاع اقتصادی در لبنان حسابی خراب است اما مردم در فضای مجازی و حقیقی، با شور و حال خاصی دارند برای جمعآوری کمک برای جنگزدگان تلاش میکنند. از آن طرف در شهرهای مختلف، مردم از مسلمان و مسیحی، درِ خانههایشان را به روی این خانوادههای جنگزده باز کرده و آنها را پناه دادهاند. *(پناه گرفتن جنگ زدگان لبنانی در مدارس)
درب مساجد، حسینیهها، مدارس و خانههای بهداشت هم باز شده تا آوارگان بتوانند آنجا پناه بگیرند. حتی کلیساها هم، آغوششان را برای این خانوادههای آسیبدیده از جنگ باز کردهاند. یکی از صحنههای زیبای این روزها این است که میبینی مسلمانان در کلیسا پناه گرفتهاند و آنجا دارند نماز میخوانند. مردم مسیحی هم، برای آنها نان و غذا و پتو تهیه میکنند.»*(اطلاعیه پویش «زمستان بدون سرما» به همت یک گروه پیشاهنگی در لبنان برای جمعآوری لباس گرم و لوازم گرمایشی برای جنگ زدگان)
اُم علی که بهواسطه دوستانش در لبنان، لحظه به لحظه در جریان روند کمکرسانی به جنگزدگان قرار دارد، درباره دیگر شیوههای همدلی با این افراد اینطور میگوید: «در فیلمهایی که دوستانم در فضای مجازی میفرستند، میبینم که روانشناسها و روانپزشکهای داوطلب، به میان آوارگان رفتهاند و دارند به آنها کمک میکنند که روحیه خود را بازیابی کنند. نوجوانان پیشاهنگ هم در مدارس یا چادرهای آوارگان در خیابان، با کودکان بازی میکنند و به آنها روحیه میدهند.*(تهیه غذا برای آوارگان جنگ توسط جوانان داوطلب لبنانی)
در این میان، تعداد زیادی از جوانان داوطلب هم، روز و شب در تلاشند تا برای جنگزدگان، غذا، دارو، پتو، لباس و... تهیه کنند. مردم هم، از هیچ کمکی دریغ نمیکنند. یکی از فیلمهای ارسالی از لبنان، مربوط به همین کمکهای مردمی و درباره کار قشنگ یک فروشنده لباس ورزشی بود. آن فروشنده که اجناس مغازهاش مشتریهای خاص داشت، خطاب به مردم جنگزدهای که کنار خیابان چادرزده بودند، میگفت: الان در این شرایط، کسی در فکر خرید لباس ورزشی نیست. همه لباسهای مغازه من، تقدیم به شما. بفرمایید بردارید و بپوشید.»*(جوانان داوطلب لبنانی در حال کمک رسانی به آوارگان با محصولات کارخانجات تولید پتو و تشک و...)
کارخانههایی که برای حمایت از جنگزدگان، شبانهروزی کار میکننداین بار هم رژیم جعلی اسرائیل، عزمش را جرم کرده مردم لبنان را تحت فشار همهجانبه قرار دهد و با تخریب زیرساختها و ظرفیتهای اقتصادی، تمام روزنهها برای نجات را به روی آنها ببندد. بانوی لبنانی مقیم لبنان، در این باره میگوید: «وضعیت در لبنان، بحرانی و نیازها، واقعاً شدید است. برای درک بهتر از شرایط موجود، کافی است بدانید هواپیماهای اسرائیلی، آگاهانه و عامدانه، انبار فروشگاههای بزرگ مواد غذایی در جنوب و غرب لبنان را مورد هدف قرار میدهند. در این شرایط جنگی، این ذخایر غذایی میتوانست کمکرسانی به جنگزدگان را تسهیل کند اما اسرائیل، حتی انبار حبوبات و غلات را هم بمباران و با خاک یکسان کرده و باعث شده وخامت اوضاع، تشدید شود.»*(رجزخوانی زیبای بانوی لبنانی برای صهیونیست ها از کنار خانه ویران شده اش در بمباران های اخیر)
مردم لبنان اما سالهاست با مقاومت و صبوریشان، اثبات کردهاند روزهای سختِ تجاوز و غارت و کشتار میگذرد و روسیاهی میمانَد به رژیم کودککش. این بار هم، فعالان اجتماعی و اقتصادی لبنان برای هرچه کمتر کردن دردهای جنگ، به میدان آمدهاند: «برخی کارخانههای لبنان مثل کارخانجات تولید پتو، ملحفه، تشک و متکا، این روزها دارند شبانهروزی کار میکنند تا این کالاها را به دست جمعیت میلیونی آوارگان جنگ برسانند. آنها مدام اطلاعیه میدهند و به مردم خیّر اعلام میکنند: ما برای ادامه تولید، به موادی مثل فوم و پنبه نیاز داریم. با کمکهای مالیتان، امکان تهیه این مواد را برای ما فراهم کنید.»*(آوارگان لبنانی که در کنار خیابان، پناه گرفته اند)
مردم لبنان به هر کمکی که فکر کنید، نیاز دارندجمله آخر اُم علی، مقدمهای میشود برای معرفی شیوههای کمک به مردم مظلوم لبنان و او اینطور شرایط را تشریح میکند: «این روزها مردم جنگزده لبنان، به هر کمکی که فکر کنید، نیاز دارند. مردمی که زیر بمبارانهای وحشیانه اسرائیل، خانه و زندگیشان را رها کرده و فقط توانستهاند بچههایشان را بغل بگیرند و از مهلکه فرار کنند، حالا جز لباس تنشان، هیچ چیز ندارند. بیش از یک میلیون آواره، در شهرها و روستاهای کوچک پناه گرفتهاند و بسیاری از آنها در گوشه خیابان و زیر پلها، در شرایط سختی روز را به شب میرسانند. بنابراین هر نوع کمک مادی و غیرمادی برای آنها، حیاتی است.
در این شرایط، هر روز تمام همّ و غمّ نیروهای امدادی این است که برای همان روز بتوانند با غذای مختصری، این خانوادههای جنگزده را سیر کنند چون با ادامه بمبارانهای شدید اسرائیل، هیچ تضمینی وجود ندارد که آنها فردا زنده باشند...!»*(یک بانوی ایرانی، سرویس طلای خود به ارزش 100میلیون تومان را از طریق دفتر مقام معظم رهبری به مردم لبنان اهدا کرد)
بانوی لبنانی مقیم ایران که حالا خودش هم وسط میدان جمعآوری کمک برای مردم جنگزده لبنان است، در ادامه میگوید: «مردم شریف ایران، این بار هم برای حمایت از مردم لبنان پیشقدم شدهاند و از ابتدای جنگ، شروع به کمکرسانی کردهاند. ما هم در شهر قم، مشغول جمعآوری کمکهای خواهران و برادران ایرانی و البته مهمانان غیرایرانی شاغل به تحصیل در قم هستیم. خیلیها میپرسند چطور میتوانیم به مردم لبنان کمک کنیم؟ با توجه به لغو پروازها میان ایران و لبنان به دلیل تهدیدات اسرائیل، امکان ارسال مستقیم کمکهای غیرنقدی وجود ندارد و به همین دلیل، بهترین راه کمک به مردم لبنان، کمک نقدی است.علاوهبر دفتر مقام معظم رهبری، هلال احمر و گروههای جهادی که پذیرای کمکهای نقدی برای ارسال به لبنان هستند، من و چند شهروند لبنانی مقیم ایران هم که با واسطههای کاملاً مطمئن در لبنان در ارتباط هستیم، برای جمعآوری کمکهای مردم عزیز ایران اعلام آمادگی کردهایم. این پولها بعد از تبدیل شدن به دلار، به حساب افراد واسطه در لبنان واریز میشود و آنها از محل این کمکها، اقلام موردنیاز جنگزدگان را تهیه میکنند.
برای مثال، برادران من که مسئولیت چند مدرسه و حسینیه را در لبنان بر عهده دارند، این روزها این مراکز را به اردوگاه پناهندگان جنگ تبدیل کردهاند و در این مجموعهها از آنها پذیرایی میکنند. علاوهبراین، با چند پناهگاه در شهرها و روستاهای اطراف هم در ارتباط هستند و به آنها کمک میرسانند. بنابراین من، کمکهای نقدی که از طرف مردم شریف ایران به دستم میرسد را برای برادرانم و بعضی خیریههای فعال در لبنان ارسال میکنم تا در شرایط بهتری بتوانند به خانوادههای جنگزده کمک کنند.»
درِ خانه من در قم، به روی جنگزدگان لبنانی باز است«حملات وحشیانه اسرائیل که شروع شد، با برادرانم در لبنان تماس گرفتم و گفتم موقتاً به ایران و قم بیایید و در خانه ما بمانید. وقتی قاطعانه مخالفت کردند، گفتم: حداقل بچههایتان را بفرستید اما در جواب گفتند: ما پایمان را از لبنان بیرون نمیگذاریم؛ حتی اگر به قیمت شهادت خود و خانوادههایمان تمام شود... من اما دلم میخواست سهمی در کمکرسانی به هموطنان جنگزدهام داشته باشم...»
اگر تصور میکنید اُم علی به جمعآوری کمکهای نقدی برای آوارگان لبنانی بسنده کرده، هنوز این عروس ایرانیها را خوب نشناختهاید. بانوی لبنانی مقیم ایران که بعد از ۱۱سال سکونت در قم، حالا دیگر به خصلت مهماننوازی مردم ایرانزمین هم آراسته شده، در پایان صحبتهایش میگوید: «از وقتی فهمیدم چند نفر از هممدرسهایهایم هم در جمع آوارگان جنگ هستند، دیگر آرام و قرار نداشتم؛ دوستانی که حالا مادر هستند و در غیاب همسرانشان که یا شهید شدهاند یا دور از آنها هستند، شرایط سختی را تحمل میکنند. اینطور بود که از این دوستان دعوت کردم همراه فرزندانشان به ایران بیایند و مهمان خانه ما شوند. وقتی گفتند دعوتم را قبول میکنند، از خوشحالی سر از پا نمیشناختم.
از وقتی برادرم خبر داد برای آن چند خانواده، بلیط هواپیما تهیه کرده، شروع کردیم به آماده کردن خانهمان. تخت پسرانم را جمع کردم تا فضای بیشتری برای پذیرایی از مهمانان فراهم شود. چندین پتو و ملحفه آماده کردم. داشتیم تدارک یخچال اضافی میدیدیم که خبر آمد پروازهای میان ایران و لبنان لغو شده... گرچه از این اتفاق خیلی ناراحت شدیم اما ناامید نیستیم و همچنان پیگیر سفر این عزیزان و چشمبهراهشان هستیم. از همین طریق هم اعلام میکنم درِ خانه ما در قم به روی مردم عزیز لبنان باز است...»
15:48 - 17 مهر 1403