روضه «بیت رهبری» احمد بابایی اشک مردم را درآورد
شصت و یکمین شب تجمع میدان ملت شرق تهران، شب روضه بود. روضه «بیت رهبری» با صدای احمد بابایی. شاعر کشورمان از بمباران بیت و رمضان محرمشده گفت و مردم آنچنان گریستند که گویا تازه خبر شهادت را شنیده بودند.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس؛ شصت و یک شب متوالی است که مردم ولایتمدار شرق پایتخت، پس از نماز مغرب و عشا خودشان را به میدان ملت میرسانند تا قرار شبانه را از یاد نبرند. قرار شبانهای که این بار آهنگ دیگری داشت، آهنگ اشک و بیعت.با غروب آفتاب، فضای میدان غرق در نور پرچمهای سهرنگ ایران اسلامی میشود. خانوادهها با کودکانشان آمدهاند. در گوشهای موکبی برای نقاشی کودکان برپاست و تابلوی سفید با دستهای کوچک رنگین میشود. آن طرفتر، وسایل بازی برای بچهها پهن شده تا شبی متفاوت برایشان رقم بخورد. گرمای چای نذری از موکبها بلند است و بوی صمیمیت در تمام میدان پیچیده. بچهمسجدیها و هیأتیها هم پای کارند و هرکس سهمی از برپایی این محفل عظیم دارد.
شب جمعه و یاد جاوید شاه کربلاشب گذشته همزمان با شب جمعه مراسم حال و هوای دیگری داشت. ابتدا یاد شهید محسن فخریزاده گرامی داشته شد، اما اوج مراسم وقتی بود که مداح اهل بیت، مجید شعبانی، روی سن رفت و روضه کربلا را خواند. او از شهدای دشت نینوا گفت و یاد جاوید شاه کربلا را زنده کرد. فضای میدان یکپارچه ماتم شد.همان لحظه پرچم حرم امام حسین (ع) حال و هوای مردم در این جمعیت پرشور را متحول کرد. نوای لبیک با حسین پیچید و با روضهخوانی درباره مظلومیت شهدای کربلا، جمعیت یک صدا اشک ریخت.اما این غم زمانی به اوج خود رسید که احمد بابایی شاعر کشورمان حضور پیدا کرد و روضه «بیت رهبری» خواند.
در آن لحظه همه سکوت کردند. بابایی را که بیشتر با شعرهای آیینی میشناسند، اینبار سراغ زخمی رفت که هنوز بر دل مردم تازه است. زخم شهادت رهبری.با بغضی که صدایش را میلرزاند، شروع کرد و از نهم اسفند گفت. از ماه رمضانی که محرم شد. مرد و زن، پیر و جوان، همه بیاختیار گریستند. بابایی مصرع به مصرع پیش رفت و هر بیتش چون سیلی بر گونههای خیس مردم فرود میآمد. او از آن شب بمباران بیت رهبری گفت، از لحظهای که خبر شهادت پیچید، از روزهایی که هنوز باور نمیکنیم.«انگار روضه میخواند، یک یک مصرعهایش روضه است.» این جمله را یکی از حاضران با چشمانی گریان میگفت.«کِل کشیدند غربت ما را؛ تشنه بود و زدند آقا را/ای به میدان گرفته سر در دست؛ خون تو مرز مرد و نامرد است/ جز وفا هر چه هست ممنوع است؛ یاد دادی شکست ممنوع است» در این لحظه نوای الله اکبر مردم با اشک و ناله آنها همراه شد.
شاعر ادامه داد و به جایی رسید که از رهبر جدید گفت. «گر مواجه به دردسر گردند؛ دشمنانت برهنه برگردند» ناگهان صدایش بلندتر شد و دستانش را مشت کرد و مردم هم با مشتهای گره کرده نوای لبیک یا خامنهای سر دادند و با آیتالله سیدمجتبی خامنهای تجدید بیعت کردند.در یک آن، موجی از مشتهای گرهکرده از میان جمعیت برخاست. پرچمها بالا رفت، فریاد «اللهاکبر» بلند شد. مردم اشکهایشان را پاک میکردند اما دستهای بستهشده را پایین نیاوردند. سالخوردگان، نوجوانان، حتی کودکانی که روی دوش پدر بودند، مشتهای کوچکشان را گره کردند.بخشی از شعرهای احمد بابایی درباره برخی از کشورهای منطقه بود که حامی رژیم صهیونیستی شدهاند. او خطاب به برخی شیوخ عرب خواند: «چون عصا بهر پیری صهیون؛ پشت گاوان شیری صهیون/ وصف باطل جز این زیاده بود؛ منکر حق حرامزاده بود/ این ولایت غیور حجت است؛ بیقرار ظهورمان کردهست... این وطن دلپذیر شد مردم؛ گربه نقشه، شیر شد مردم»
ایستادگی در برابر استکبار، پیام روشن این شبهااین صحنه فریادی بود به گوش جهان که ملت ایران با تمام وجود پای آرمانهای خود ایستاده است. استکبار جهانی هر روز با ترفندی جدید میخواهد اراده این مردم را بشکند، اما شصت و یک شب متوالی حضور در میدان ملت، پاسخی محکم و کوبنده است.مردم این محله، از اهالی کسبه دور میدان گرفته تا جوانان هیأتی، نشان دادهاند که اجازه نمیدهند خون شهدا پایمال شود. رهبر شهید بارها گفته بودند که «امروز وظیفه ما ایستادگی است» و این شبها، تجلی همان ایستادگی است.
از یکی از بانوان که روی جدول کنار میدان نشسته بود، پرسیدم چرا اینجا میآیید؟ نگاهی به من کرد و گفت: «میآییم تا همدلی و ایستادگی را فریاد بزنیم و بگوییم که خط رهبری ادامه دارد. آن روز که بیت رهبری بمباران شد، دشمن فکر کرد همه چیز تمام شده اما حالا خودتان میبینید که این میدان هر شب شلوغتر از دیروز میشود.»
وقتی احمد بابایی آخرین بیت شعرش را خواند و از سن پایین آمد، هنوز صدای «لبیک یا خامنهای» از گوشه و کنار میدان بلند بود. کودکان نقاشیشان را با طرح پرچم ایران تمام کرده بودند. اما دلها سنگین بود از یاد رهبر شهید.میدان ملت شرق تهران، این شبها یک کلاس درس ولایت است که استادش مردم هستند و درسش یک کلمه آن هم ایستادگی است.#بیت_رهبری#میدان_ملت#اجتماع_شبانه#شهادت_رهبری#احمدبابایی#روضه#طریق_فتح 10:46 - 11 اردیبهشت 1405